سفرنامه مکه و مدینه ( وداع با مدینه ) قسمت هشتم

بانگ رحیل از قافله، برخاست ،خیز ای ساربان

رختم بنه بر راحله ، آهنگ رحلت کن روان

روز ششم است و روز وداع با مدینه ، شاید پیش از آمدن به این دیار باور نمیکردم که  وداع با مدینه النبی چنین سخت باشد ، نمیدانم  و میدانم که چه در این خاک است که چنین گیراست گر چه از  مردمان این  شهر  نامردمی ها دیده ام ، به برکت وجود  صاحب این شهر، دلم روشن است و محبتش در دل  روشنایی آن است .

هر که شد محرم دل در حرم يار بماند

و آن که اين کار ندانست در انکار بماند

از صداي سخن عشق نديدم خوشتر

يادگاري که در اين گنبد دوّار بماند

کمتر مسافری را میتوان دید که مدتی مهمان مدینه الرسول باشد و هنگام  دل کندن دلتنگ نگردد ،دلتنگ ان آرامش و سادگی و وقار و عظمت ،و عجبا که این همه  از صفات آن حضرت است .

 سودای بهشت از سر دانا برود لیک

ممکن نبود رفتن سودای مدینه

نبود گهری در صدف بحر ارادت

پاکیزه تر از گوهر یکتای مدینه

از میم مدینه نگر اینک که چگونه

دین است مرتّب شده تا های مدینه

کالای مدینه چو بود خاک ره او

ملک دو جهان قیمت کالای مدینه

تا نماز ظهر در مدینه می مانیم و  بعد از  مراسم کوچکی در هتل  به سوی مسجد شجره  خواهیم رفت تا که قبل از اذان مغرب احرام بر تن کنیم  ، پس برای نماز ظهر و وداع به سوی مسجد النبی میروم  گویی که روز اول است که به مدینه امده ام همه چیز برایم  دوباره همانقدر تازگی پیدا کرده است  قبه الخضرا را که میبینم  باز همانند روز اول دلم میلرزد  حزن مدینه در دلم مینشیند و  وجودم را پر میکند   زائران این دیار  میدانند که مدینه حزنی دارد  عیان  که هر مسافری در اولین  روز ورود آنرا حس میکند در و دیوار این شهر  آنرا فریاد میزند  اذانش و نمازش و شب های روشن تر از روزش همه حزن انگیز است  گوییا اندوه رفتن پیامبر  چنان سنگین بوده است که هزار و چهارصد سال است این خاک  هنوز  هم عزادار است 

گویند اصل آدمی ،خاک است و خاکی میشود

کِی خاک گردد آن کسی، کو خاک این درگاه شد

 

بعذ از نماز به سوی حجره و مرقد رسول الله میروم  سلامی میفرستم و زیارت وداعی میخوانم و برای آخرین بار از باب البقیع خارج میشوم  ولی  در دلم  غوغایی بر پاست

وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من

تا چه شود به عاقبت در هوس تو حال من

ناله زیر و زار من زارترست  ز هر زمان

بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

 

 سوی بقیع میروم  تا با خاک خفتگان آن هم وداعی کنم  در خاک  خفتگانی که هم آتش سوزان خورشید حجاز را بر تن میکشند و هم از آتش جهل وهابیون سبک مغز  چنین غریبانه میسوزند و چه زیبا گفت  که:

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است

الفتی با مهر و ماه و آسمان دارد بقیع

گر چه میتابد بر او خورشید سوزان حجاز

از پر  و بال ملائک سایبان دارد بقیع

به هتل میرسم ،مراسم مختصری دارند که مدیر هتل  برای زائران عازم مکه  فراهم کرده است عده ای لباس های احرام بر تن کرده اند و عده ای ساک کوچکی با خود آورده اند تا در مسجد شجره احرام بر تن کنند از آنجایی که در مسجد شجره شلوغ است ترجیح میدهم من هم احرام ببندم  ولی تا به مسجد نرسیم و لبیک را نگوییم محرم نخواهیم شد مدیر هتل کمی سخنرانی میکند  و  بعد  یکی از مداحان شروع به خواندن میکند غم انگیز میخواند اما شعری که انتخاب کرده است را دوست دارم

مدینه، صفا بخش جان و دلم

فراق تو مشکل ترین مشکلم

دریغا که همچون نسیم سحر

مرا زود بگذشت عمر سفر

خداحافظ ای یک جهان باغ گل

خداحافظ ای شهر ختم رسل

خداحافظ ای ناله ی بی جواب

خداحافظ ای چار قبر خراب

خداحافظ ای شهر سوز و محن

خداحافظ ای زادگاه حسن ع

خداحافظ ای مسجد قبلتین

خداحافظ ای جای پای حسین ع

خداحافظ ای بهترین سرزمین

خداحافظ ای قبر ام البنین

خداحافظ ای بیت رب جلیل

خداحافظ ای مهبط جبرئیل

خداحافظ ای درّ نایافته

که نورت به هر سینه ای تافته

خداحافظ ای اشک ها بر تو خون

خداحافظ ای کوثر نیلگون

سلام خدا بر تن و روح تو

به دست و به بازوی مجروح تو

به قبر تو بس چشم انداختم

در آغوش من بود و نشناختم

زکوی تو من با چه حالی روم

مبادا که با دست خالی روم

استادسازگار

 از زیر قرآن رد میشویم و  به سوی مسجد شجره میرویم  از خیابان های مدینه که گذر میکنیم مناره های مسجد  رسول  را میبینم  ،کم کم از آنها فاصله میگیریم  و تا جایی که ناپدید میشوند چشمم  آنها را دنبال میکند 

 ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود

آن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود

محمل بدار ای ساربان ،تندی مکن با کاروان

کز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود

دیری نمیگذرد که غم وداع مدینه جایش را به شوق وصال بیت الله الحرام  میدهد  هیجان در چهره تک تک زائران عیان است و شوق ها در قلبشان  نهان  ، این اشتیاق از کجا میآید ؟ سوالی است که در مسیر در ذهنم مرور میکنم  ، این راه ،راه آسانی نیست ، به قصد تفریح  و تفرج هم  نیست مسیری است که تا طالب نباشی قدم در آن نمیگذاری پس  میدانی که به کجا میروی  و اگر نمیدانستی  اکنون نه در این راه که  جای دیگری بودی

خیال کعبه  چنان  میدواندم به نشاط

که خارهای مغیلان حریر می باشد

کسی که روی تو دیدست حال من داند

که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند

 حدود نیم ساعت زمان میبرد تا به مسجد شجره میرسیم  جایی که گویا در گذشته چشمه ای داشته و درختانی که پیامبر در زیر سایه  درختی  از درختان آن نماز گذارده و  عازم مکه  شده اند  که وجه تسمیه آن از همان درخت است  "شجره سمره "

 

 

مسجد  با معماری خاصی که دارد و من در  میان مساجد مدینه  ندیده بودم متمایز است  ورودی زیبایی دارد  و صحن مسجد مشجر است و دیوارهای مرتفعی دارد  وارد مسجد میشویم و  گرداگرد روحانی مینشینیم تا کمی  صحبت کند و  خیالش از لباس های احرام راحت شود   و پس از آن  با ذکر تلبیه  محرم شویم ، مسجد شجره حال و هوای خاصی دارد  کاروان ها گروه گروه وارد میشوند همه سفید پوش همه یک طرح همه یک  سطح  ،کمی  مینشینند  و  لبیک میگویند و محرم میشوند  ، از هر گوشه  مسجد صدای لبیک بلند است نزدیک اذان مغرب که میشود  جنب و جوش  مردم شدت بیشتری میگیرد  دیگر صدای لبیک در همه جا پیچیده  گروهی از این سوی مسجد گروهی از ان سوی  گروهی در حال رفتن  و  این جنب و جوش  لرزه بر اندام میاندازد 

اندک اندک جمع مستان میرسند

اندک اندک می پرستان می‌رسند

اندک اندک زین جهان هست و نیست

نیستان رفتند و هستان می‌رسند

 

 کاروان ما هم همنوای لبیک  میشود  لبیک اللهم لبیک ،لبیک لا شریک لک لبیک ،ان الحمده و  النعمته لک و الملک، لا شریک لک لبیک و با اتمام این جمله  وارد احرام میشویم احرام  بستن حس زیبایی دارد  به یکباره  تمام پیوندهایت  گسسته میشود از تمام وابستگی هایت  جدا میشوی  نه مقامی نه مالی نه عنوانی  نه همسری نه فرزندی  نه  حتی یک جامه لباسی  و حتی بالاتر از همه این که خودت هم برای  خودت نیستی تو مخلوق خدایی  و  هیچ ،  به یکباره هیچ میشوی ،هیچ بودی و هیچ  هم خواهی شد ،کجاست آنهمه کبکبه و دبدبه ات ، کجاست آنهمه غرور و خودخواهیت ، کجاست انهمه مال و اندوخته ات ،محشر اینجاست مرگ همین است  و واقعی تر از مرگ این نکته است  که زندگی همین است 

تو چنان فارغی و باز نیاندیشی هیچ

که اجل در  پی و عمر تو  چنین در گذر است

شد بنا گوش تو از پنبه کفن پوش و هنوز

پنبه غفلت و پندار به گوش تو در است

   تا  زنجیرها در پای توست نمتیوانی بروی ،  آنگه میروی که  رستی از نیستی و هستی ،  هست تو  و دارایی تو  ،همان بت های تو  هستند ، نگاه مکن به دو عالم از آنکه در ره دوست ، هر آنچه هست به جز دوست لات و عزی است ، هدف  از احرام  دیدن این آینه است  ،آینه سیمرغ  اینجاست  وگرنه که ، به راه بادیه گر فخر میکنی  رفتن ، میان خواجه چه فرق است و اشتران جمار؟

حج شروع است و هدف نیست به دقت  بنگر

سیر اندیشه کن از مرحله عقل به عشق

از حجاب تن خاکی نفسی بیرون شو

تا ببینی طیران دل طیاّر کجاست

 

 نماز مغرب را به جای می آوریم  در صحن مسجد جمع میشویم تا لبیک گویان به سمت مرکب و به  سوی کعبه  راهی شویم  تا مکه ۴۵۰ کیلومتر راه است و  همان مسیری را باز میگردیم  که از جده به مدینه آمده بودیم این که  شبروی این مسیر شده ایم به علت این است که نمی بایست  مرکب ،سقف دار باشد ،در ایام حج تمتع  از اتوبوس های بدون سقف  استفاده میشود ویا اگر سقف داشته باشد می بایست در شب حرکت کنند و چون در عمره همه اتوبوس ها مسقف هستند پس حرکت تمام کاوران ها شب هنگام است در طول مسیر گفتن تلبیه مستحب است  در کاروان ما زائری که صدای رسایی دارد حدود یک ربعی لبیک میخواند و باقی همنوا میشوند  چند روز قبل از روحانی کاروان پرسیده بودم  ترجمه لبیک چیست  پاسخ داد  "یعنی  خدواندا تو را  اجابت  و اطاعت میکنم که شریکی برای تونیست و همه جا ملك و محضر تو است"  ترجمه اش درست است  اما اهل قال را با اهل حال  ، تفاوت در گفتن استغفرالله و غرق بودن در  تبارک الله  احسن الخالقین  است ،مولانا اما لبیک را با زبان دیگری بیان  میکند :

خواجه مگو که من منم من نه منم نه من منم

عا شق زار او منم بی دل و یا ر او منم 

بر سر دار او منم من نه منم نه من منم

روح مرا  حیات ازو ذات مرا صفات ازو

فقر مرا ذکات از او من نه منم نه من منم

جان مرا جمالازو نفس مرا جلال ازو

عشق مرا کمال ازومن نه منم نه من منم

غرق شدم ز روح او بحر شدم ز نوح او

تا برسد فتوح او من نه منم نه من منم

 

 چند ساعتی میگذرد و وارد حومه شهر مکه میشویم تابلویی  در ابتدا نصب شده است که هشدار میدهد  ورود غیر مسلمانها به این شهر ممنوع است  سرازیری و سراشیبی ها و تونل های فروان حکایت از این دارد که این شهر در منطقه ای کوهستانی بنا شده  است  کمی که پیش میرویم تابلویی دیگر که بر آن نوشته شده است "بدایه حد الحرم  "، اعلام میکند که وارد محدوده حرم شده ایم  بیرون از حد حرم را "حِل" میگویند ، در باب  به  وجود امدن این  محدوده حکایت فراوان است  ولی آنچه مورد  اتفاق است این است که این حدود را حضرت ابرهیم و به فرمان خداوند  مشخص کرده است

 

 

بر خلاف مدینه که مناره  های مسجد النبی از دور نمایان است  مسجد الحرام  محصور است و از خیابان های اطراف دیده نمیشود ولی برج بلند ساعت را که مشرف بر مسجدالحرام  ساخته اند را میتوان تقریبا از هم جا دید و این نشان میدهد که  بیت الله حرام در کدام سو  است  زائران اندک اندک بیدار میشوند و زائر خوش صدا برای به هوش آوردن دیگران شروع به خواندن لبیک میکند، کم کم عظمت جايي كه آمده ام  را حس میکنم  ترسی وجودم را میگیرد و پای رفتنم را بی رمق میکند با خود زمزمه میکنم

ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها

ای دل چه اندیشیده​ای در عذر آن تقصیرها

زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا

 زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم

زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا

 زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد

زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا

 چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود

چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا

 

  نیمه شب است  به هتل محل استقرار میرویم و به محض ورود مورد استقبال  مدیر ایرانی هتل مکه قرار میگیریم چایی و کیکی تعارف  میکنند و  کمی توضیحات را جع به هتل و نحوه رفتن به حرم و زمان های  باز شدن رستوران و .... قرار بر این است که  آنها که توانی بر بدن دارند  همان شب  اعمال را به جای بیاورند    و  پیرتر ها  نیز  استراحتی کنند تا فردا عصر و یا صبح  که نیرویی تازه کرده باشند  به اطاق میروم چمدانها را پشت در گذاشته اند  وضویی میگیرم و  میروم  تا دیگران نیز جمع شوند و راهی  مسجد الحرام شویم

 

سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با مدینه - خداحافظ ای مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع - سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با مدینه - خداحافظ ای مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع -

 

سفرنامه مکه و مدینه  ( بازارهای مدینه) قسمت هفتم

فرصتی پیدا میشود تا سری به کوچه و بازارهای مدینه بزنم برخلاف دیگر سفرهایم که سعی بر پیاده روی در کوچه و خیابان ها و دیدن زندگی روزمره و فرهنگ عامه و سر زدن به موزه ها و کتابخانه ها و بازارهایشان دارم  در مدینه از این کار منصرف میشوم  چرا که هوا  بسیار گرم است  و از وسایل نقلیه عمومی نیز خبری نیست  نه مترو و نه اتوبوس و نه تاکسی های درست و حسابی ، به ناچار محصور میشوم در محوطه ای به شعاع یک کیلومتر در اطراف حرم ، برای دسترسی  به بازارها و مجتمع های تجاری که به اصطلاح عرب زبان ها "مول" گفته میشود و تغییر شکل داده  همان مال انگلیسی هست   باید از تنها وسیله حمل و نقل که وجود دارد یعنی تاکسی و یا ماشین های ون  ۱۲ نفره که معمولا برای خود مجتمع های تجاری  کار میکنند و مشتری ها  را از سطح شهر جمع اوری میکنند استفاده کرد، اینها به ازای هر مشتری از صاحب فروشگاه  ۵ ریال سعودی دریافت میکنند  و  بیشتر هم در ورودی هتل ها ایستاده اند و اگر زایر ایرانی به تورشان خورد با زبان فارسی میگویند "حاج آفا حاجه خــــانــــم بـــــازار" و اگر  زائر ترک  باشد با زبان ترکی و اگر عرب باشد با زبان عربی  دعوت به رفتن مجانی به بازار میکنند  مسافت هم گاهی نزدیک است و گاهی یک ربع ساعت  در راه خواهی بود  به هر حال  جوینده را یابنده است و گاهی وقت ها  جاهایی را فکر میکنی پای فارسی زبانی به آنها نرسیده است  را مملو از هموطنان میبینی و تعجب میکنی  از این همه پشتکار  و اشتهای خرید .

متاسفانه و یا خوشبختانه امسال به دلیل کاهش  شدید پول ایران کمتر میبینم که کسی  خرید زیادی کرده باشد  یک گروه از تهران در هتل ما  اقامت دارند   و تهرانی ها بسیار در خرید  شهره هستند اما  اینبار اکثرا  دست خالی هستند  و پای صحبتشان که مینشینم  میگویند  اجناس گران تر از تهران و بی کیفیت تر از کالاهای بازارهای خودمان است 

گشتی در بازارهای سمت شمالی مسجد النبی میزنم  اکثرا طلافروشی و سجاده فروشی است که علاقه ای به آنها ندارم  طلا هایشان  بسیار ضمخت و خالی از ظرافت است اما گویا عیار بالاتری دارد  بسیاری  طلاهای دست دومشان را اینجا تبدیل  به احسن میکنند اما برای افرادی که به خرید و فروش طلا وارد نیستند اکیدا توصیه میکنم سراغ این بازار نروند

یک فروشگاه  لباس های هندی پیدا میکنم و از شالهای زنانه اش خوشم میاید جنس خوبی دارد  قیمت که میپرسم میگوید ۱۵۰ هزارتومن !

تابلوی بن داوود را بر  ورودی یکی  از این پاساژها میبینم داخل میشوم تا گشتی بزنم بن داوود یکی از فروشگاهای زنجیره ای مواد غذایی و البسه و لوازم خانگی است که در تمام شهر های عربستان شعبه دارد فروشگاه رنجیره ای مشابه دیگری هم به نام النوری وجود دارد که  از لحاظ وسعت و تنوع اجناس بزرگتر از بن داوود است اما در مدینه  در دسترس نیست ولی بن  داوود درست زیر یکی از پاساژهای جنوب مسجد النبی قرار دارد وارد میشوم  و یک خمیر دندان کلوزآپ برمیدارم ، روی برچسب قیمتش نوشته ۱۶ ریال یعنی ۱۶۰۰۰تومان، به خودم لعنت میفرستم که خمیر دندانم را چرا فراموش کردم  همین مارک خمیر دندان را در ایران هفته قبل از سفر به قیمت ۸۰۰۰ تومان خریده بودم ، هنوز در تعجبم که  این تفاوت  در یک خرید کوچک  به کجا بر میگردد  تازه میفهمم که کاهش ارزش پول یک کشور به یک چهارم به چه معنی است

بیرون میروم و از یک دکه کباب ترکی  به سبک پاکستانی ، یک ساندویج  سفارش میدم  مزه اش خوب است اما به سلامت بودنش مطمئن نیستم ولی جلوی شکم را هم نتوان گرفت، ۴ ریال میگیرد و مقداری کباب ترکی را در یک نان  کوچک میپیچد که اسمش شاورما  است  شاورمای اصلی را با نان لبنانی درست میکنند و مهمترین  تمایز ان سس آن است که  در ایران شاورما فروشی ها  ساختن سس آن را بلد نیستند .

 

 

فروشگاه  اچ اند ام   روبروی  خروجی باب عثمان قرار دارد  بالاخره  بعد از این همه مغازه سجاده  و طلا فروشی یک فروشگاه مارک به چشمم میخورد  وارد  میشوم اجناسش قابل تحمل تر است  و برای کودکان میتوان خرید های  نسبتا خوبی انجام داد

وارد میدان ساعت میشوم و از دوردست یک تابلوی رنگی میبینم از یک عرب میپرسم چیست میگوید فروشگاه تاپ تن  هست ، به نظر دور  میآید ولی میروم و هر چه میروم نمیرسم بعد از یک و نیم کیلومتر پیاده روی بالاخره  فروشگاه را میبینم تاپ تن  بدین صورت است که تمام اجناسش ۱۰ ریال  عربستان است و فرقی نمیکند شلوار باشد کفش باشد و یا پیراهن، وارد  فروشگاه که میشوم از همه جا صدای هموطنان به گوشم میرسد  سلیقه ها متفاوت است عده ای میخرند  و عده ای فقط تماشا میکنند دوطبقه است طبقه اول البسه وطبقه دوم کفش و  کیف ، با پله برقی که وارد طبقه دوم میشوم بوی تند پلاستیک زیر دماغم میخورد  تحمل نمیکنم و زود بر میگردم واقعیت هیچ چیز بدرد بخوری نمیبینم برای سوغات هم ترجیح میدهم چیزی نخرم تا پلاستیک خالص  چینی برای  عزیزان  ببرم که خسر الدنیا و الاخره شوم

 

کمی بالاتر از تاپ تن فروشگاه تقریبا بزرگ دیگری هست به نام مزایا مول  که به آن هم سری میزنم اما جنسی بهتر از تاپ تن  نمیبیم البته با قیمتهای بالاتر از تاپ تن ، ایرانی  اینجا کمتر هست و نشان میدهد مورد استقبال نیست

نماز مغرب میشود و بلافاصه اعلام میکنند که مغازه را خواهند بست  کلا اینجا  اگر حواستان به وقت نماز ها نباشد  در بیرون از فروشگاها  ، آواره خیابان ها میشوید زیرا یک ربع قبل از اذان  مغازه را از مشتری ها تخلیه میکنند و  بعد از نیم ساعت مثلا نماز  مغرب، باز میشود و تا به خود بجنبی  در حالی که هنوز  نیم ساعت نگذشته باز اذان  عشا میشود و دوباره فروشگاه  را تخلیه میکنند و تا ساعت ۹  شب که نماز عصر و مغرب و عشا تمام شود کارشان همین است بنابراین بهترین زمان برای خرید  بعد از نماز عشا و قبل از نماز ظهر است  

اذان که میشود به سمت  حرم حرکت میکنم و یک ربعی طول میشکد تا به حرم میرسم ، اقامه شده است ، وارد صف میشوم  و نماز را به جماعت میخوانم

بازاهای مدینه را  حداحافظی میکنم و با دست خالی به هتل بر میگردم اما برای خواننده های  این وبلاگ  اطلاعاتی که جمع اوری کردم را خواهم نوشت

به طور کلی و در یک دید، بازاهای مدینه را میتوان به سه گروه تقسیم بندی کرد

 ۱- بازارهای حرم که در اطراف حرم متمرکزند و بیشتر از مغازه های کوچک مستقل کنار هم تشکیل شده ،فروشنده هایشان اکثرا پاکستانی و افغانی هستند و بسیار بد دهن و توصیه اکید میکنم که اصلا با آنها هم کلام نشوید. علاوه بر این فروشگاه ها  دستفروش هایی نیز هستند که در  اطراف حرم  بساط پهن میکنند که گهگاه اجناسی خصوصا برای خرید سوغات و ارزان را عرضه میکنند و در مدینه بسیار بیشتر از مکه در دسترسند.و  در مکه کمتر چشمتان به انها می افتد

۲-بازارهایی که در زبان عربی به آنها سوق گفته میشود و شامل یک سوله  و انبار بزرگ کالا هستند اکثرا در یک یا دوطبقه هستندو بیشتر اجناس آنها لباس خصوصا لباس کودکان هست و  برای خرید مناسب ترند

۳-پاساژ ها و مجتمع های تجاری که مدرنترند و مختص فروشگاه های مارک هستند که بیشتر در زبان عربی به نام مجمع التجاری خواند میشوند

و البته راننده های تاکسی به هر سه این تقسیم بندی ها مول میگویند

حال با این تقسیم بندی به شرح بازارهای موجود در مدینه میروم

 ۱- مجمع النور و مجمع الراشد و  مجمع سیتی ماکس که  در شعاع ۵ كيلومتري از حرم  هستند ، هر سه دارای دو طبقه پاساژ هستند و  مختص به  فروشگاه های مارک هست   البته بسیار گرانند  این چند فروشگاه را با تاکسی های مجانی نمیتوان رفت چرا که سرویس ندارد و باید حتما  تاکسی کرایه کنید  ( از میان این ها مجمع النور متنوع تر است )  در ضلع جنوبی مسجد النبی و خیابانی که درست روبروی قبه الخضرا و بقیع  قرار دارد ،با ۳۰۰ متر پیاده روی به فروشگاه سنتر پوینت مدینه میرسد که اجناسش کیفیت خوب و قیمت متوسط هست  سنتر پوینت در مکه  و مجمع النور نیز شعبه هایی دارد که سنتر پوینت مکه بزرگتر است و برای خرید کودکان و نوزادان اجناس متنوعی دارد

 

مجمع النور

 

الراشد

۲ -سوق القمه و  سوق العادل  که تقریبا  روبروی القمه هست و  سوق بلال  که هر سه در امتداد  خیابان قبا  واقع شده اند هر سه  یک سوله بزرگ از انواع لباسهای کودک و زنانه و مردانه  هستند و  بیشتر تاکسی های مجانی به این فروشگاه ها می برند البته در تابلوی این بازارها کلمه مجمع ذکر شده که بیشتر برای بازار گرمی است وگرنه ماهیت آنها همان سوق به زبان عربی هست

 

 

۳- سوق البدر در مسیر جاده فرودگاه و در فاصله ۷ کیلومتری از حرم هست  و چون دور است و  کوچک و اجناسش هم  مانند باقی فروشگا ها است  کمتر ایرانی ها سمت آن میروند  به طور کلی شما اگر یکی از این فروشگاهای القارات ،القمه و یا بلال با عادل را بروید  مطمئن باشید تمام فروشگاهای مدینه را رفته اید زیرا تمام اجناس این فروشگاه ها شبیه هم است و ساخت چین و یک قیمت هم هستند مانند کشور ما نیست که در یک خیابان ۱۰ نوع قیمت برای یک جنس وجود داشته باشد

 

۴- سو المنار نزدیک بازار میوه و سبزی مدینه قرار دارند  بعلاوه مجمع الساحه یا سوق الساحه  (دور است)که  مورد استقبال ايراني ها   هست ،مجمع القارات یا سوق القارات هم یک مجموعه چهار طبقه با اجناس متنوع هست که تاکسی های رایگان نیز دارد و برای دیدن و خرید لباس کودکان  و بانوان مورد توجه زائران ایرانی هست

 

دقت کنید  زیاد به تبلیغات راننده های  تاکسی های مجانی توجه نکنید و  فروشگاهایی  را  که از قبل نسبت بهش اطلاع ندارید نروید  گاهی یک تاکسی نیم ساعت میرود و شما به یک فروشگاه کوچکی مثل سوق غزه میبرد و وقتتان را تلف میکند

 

چنانچه تمایل به صرف غذا در بیرون از هتل دارید در مکه و مدینه فست فود های فراوانی هست از جمله شعبه های کی اف سی و مکدونالدز و.... ولی اکیدا توصیه میشود ار این شعبه ها خرید نکنید کیفیت فوق العاده پایینی دارند خصوصا ماکدونالدز ولی یکی از بزرگترین شعبات فست فود در عربستان با نام البیک شناخته میشود که اکثر اوقات شلوغ و مملو از جمعیت است خصوصا خود عربها را   حتی تا ساعت ۱۲ شب هم در صف خرید اغذیه مشاهده میکنید ، کیفیت خوبی دارد  و انواع غذاهای سریع و غذاهای محلی و بین المللی را در منوی خود دارد

بازارهای مکه را هم در قسمت خودش خواهم نوشت

نکات مهم برای دوستانی که در آینده عازم هستند: 

۱-دوستانی که این نوشته ها را میخوانند چنانچه راجع به بازاهای مدینه اطلاعات جدیدتری دارند لطف کنید در قسمت نظرات قرار دهند تا مطالب به روز و مفید تر واقع شود

۲-خانم ها  تنها سوار تاکسی های بازار نشوند حتما به صورت چند نفری و یا همراه با  همسرشان باشند

۳-به علت گرانی و خرید کم ایرانی ها تاکسی های بازار گاها ایرانی ها را  سوار نمیکند زیرا که مسئول فروشگاه کرایه مسافران ایرانی را حساب نمیکند

۴- با رانندگان و مغازه داران گرم گفتگو و  صحبت و شوخی  نشوید بسیار بی ادب و  گاها با تمسخر  و گاها با شوخی های سخیف جوابتان را خواهند داد

۵-در فروشگاه ها دلار را تبدیل میکنند، نرخ تبدیل هر یکصد دلار بین ۳۷۳تا ۳۷۹ ریال سعودی است  احتیاجی به تبدیل در صرافی ها ندارید و تومان ایران را هم اکثرا قبول نمیکنند

۶-هنگام خارج شدن از فروشگاه ها، تاکسی های بازار اگر در دستتان کیسه های فروشگاه را ببینند به راحتی شما را سوار میکنندو به هتل باز میگردانند ولی چنانچه دستتان خالی باشد  و خرید نکرده باشید معمولا بازی در می آورند و بسیار معطل میکنند و حتی گاها سوار نمیکنند

۷-تنوع اجناس در مدینه بالاتر از مکه هست و اکثر فروشگاه های مدینه هم  در مکه شعبه دارند ولی در مدینه در دسترس تر هستند و فرصت بیشتری هم دارید بنابراین توصیه میشود ۷۰ درصد خرید هایتان را از مدینه بگیرید

۸-بهترین  و جدیدترین منبع اطلاعات  بازارها   سایر زائران  همسفر شما هستند

 ۸- بازار های مدینه  -  مول های مدینه - فروشگاههای  مدینه - فروشگاه مدینه - بازار مدینه - پاساژ های مدینه - خرید در مدینه - بهترین  بازارهای مدینه - سوغاتی از مدینه - خرید سوغات  از مدینه - خرید در مدینه - بازار در سفر  حج عمره - سفرنامه حج عمره - سفر نامه مکه و مدینه - سفرنامه  حج عمره مفرده - شهر مدینه - نقشه بازارهای مدینه -مراکز خرید مدینه مراکر خرید در مدینه -راهنمای مراکز خرید  در میدنه راهنمای - مراکز خرید شهر مدینه - مراکز خرید  حج عمره بازار های مدینه  -  مول های مدینه - فروشگاههای  مدینه - فروشگاه مدینه - بازار مدینه - پاساژ های مدینه - خرید در مدینه - بهترین  بازارهای مدینه - سوغاتی از مدینه - خرید سوغات  از مدینه - خرید در مدینه - بازار در سفر  حج عمره - سفرنامه حج عمره - سفر نامه مکه و مدینه - سفرنامه  حج عمره مفرده - شهر مدینه - نقشه بازارهای مدینه -مراکز خرید مدینه مراکر خرید در مدینه -راهنمای مراکز خرید  در میدنه راهنمای - مراکز خرید شهر مدینه - مراکز خرید  حج عمره بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینهبازارهای مدینه

 

سفرنامه مکه و مدینه  ( زیارت دوره ) قسمت ششم

روز سوم اقامت در مدینه از طرف سازمان حج و بعثه، که مسئول هماهنگی های کاروان های مستقر در مکه و مدینه هستند  جهت  بازدید از  مساجد و قبرستان های تاریخی  در  مدینه   و یک روز هم در مکه  و آثار تاریخی ان ،  با اتوبوس برنامه ریزی شده است

این بازدید معمولا  یک صبح تا ظهر  زمان میبرد ، گردشی در دور شهر  میزنیم  و به زیارت مساجدی که دیگر فقط  اسمی  با سابقه تاریخی از انها بر روی بناهایی که عمر ساخت آنها  کمتر از چند دهه هم نمیشود  خواهیم رفت و زیارت قبوریرا خواهین خواند که نه نشانی بر آنهاست و نه سنگی  و نه قبه ای و نه  متولی بر آنها نظارت دارد . گاهی اتوبوس  کنار یک خیابان و کنار دشتی از خاک  می ایستد و  و روحانی کاروان با دست به  نقطه ای نامعلوم اشاره میکند و میگوید این قبر فلان شخصیت صدر اسلام است یا ان قبر  شهدای فلان غزوه و فلان جنگ است  و یا اینجا مسجدی بوده است  و خراب شده است که وجه تسمیه آن این بوده  و  یا این جای خندقی بوده  که پر شده  است و ....

 باعث تاسف است که  دولت وهابی عربستان این چنین کمر به تخریب آثار تاریخی  حودش  بسته و  و یا  با بازسازی های خلاف  بر اصول نگهداری و حفاظت آثار تاریخی   این گونه تاریخ خودش را زیر سوال ببرد ،آخر اینها جز این تاریخ مگر چه دارند ؟ ،در هیج جای دنیا چنین بی عقلی هایی را  نمیتون دید ،خواهید دید که قبرستان حمزه سید الشهدا و شهدای احد را  با یک شیشه کدر  از دید  زایران مخفی  میکنند و  مساجد معروف به مساجد سبعه که بر تپه ای مشرف به خندق ساخته  شده بودند  را تخریب کرده  و یک مسجد جدید جای همگی  انها ساخته اند و قبرستان بقیع را حتی اجازه بازدید و  زیارت خواندن را  نه تنها به ایرانی  ها بلکه  به ترک ها و  دیگر کشور های  سنی مذهب که با خواندن مطالبی راجع به این قبرستان معروف  کنجکاو  به  بازدید و احتمالا قرائت زیارتنامه ای هستند را هم نمیدهند  لازم به ذکر است که در فرقه های چهارگانه  اهل تسنن زیارت و سلام بر صحابه  و خاندان رسول الله نیز وجود دارد اما نه به  غلظت شیعیان و به قولی نه  به این شوری  شور و نه به آن بی نمکی

این آش در مذهب شیعه تا به آنجا شور میشود که  در زیارت نامه  رسول الله  در روبروی مرقد  مطهر ایشان  دو خط بیشتر به ایشان اختصاص ندارد و چهار صفحه در وصف دختر ایشان  حضرت فاطمه زهرا  خوانده میشود و  مداح به سرعت میرود به صحرای کربلا   و با صدای خش دار  و گریان سعی میکند تا بتواند هر چه بیشتر گریه زایران را در آورد

گاهی میروم و  در کنار زایران دیگر کشورها قرار میگیرم  و به زیارت خواندشان گوش میدهم   یک گروه از ترکیه که زنانشان با  مانتوهای کرم بلند  و مردانشان با کارت ها  شناسایی قرمز رنگ  به سرعت شناخته میشوند  از دور  به سوی حرم میآیند  به سویشان میروم  و با آنان دمی همراه میشوم روبروی قبه الخضرا می ایستند و  راهنمایشان  اول راجع به رسول الله  و مکانی که هستند سخن میراند و بعد زیارت نامه ای بسیار زیبا و تماما در وصف رسول الله را با زبان عربی میخواند و با توجه به تسلطی که بر زبان عربی دارم کاملا متوجه معانی اش میشوم و بعد همگی گرداگرد وی می نشنینند و با صدای بسیار زیبا  سوره ای  از قرآن را تلاوت میکند و بعد به سمت قبله میشوند و  دست جمعی دعایی میخوانند و بلند میشوند و به سوی  مسجد میروند جهت نماز  و زیارت مسجد النبی

ترک ها شاید بین آن شوری  ها و آن بی نمکی  ها  حد تعادلی ایجاد کرده اند و به راستی که آشپز های خوبی هم هستند

 سوار اتوبوس میشویم و به سمت   مساجد فتح و به نام دیگر سبعه مساجد یا هفت مسجد میرویم مساجدی که در جنگ احزاب که خواندن تاریخ  شگفت انگیز آن را به همه توصیه میکنم  ،بر روی تپه ای مشرف یه خندقی که در قسمتی از بیرون از شهر مدینه جهت جلوگیری از ورود سپاه قریش کنده شده بود  قرار دارد و در حقیقت مقر فرماندهان صدر اسلام بوده است و بعد از پیروزی به عنوان مسجد استفاده میشده است.

 

البته در کتب تاریخی مختلف  نام چهار مسجد بیشتر وجود ندارد و در اصل همان چهار مسجد جزو تاریخ خندق هستند و ۳ مسجد دیگر بعدها اضافه میشوند  و به  سبعه مساجد معروف میشود ، مهمترین انها مسجد فتح است که هنوز وجود دارد  بنای آن مربوط به ۲۰۰ سال قبل است  که بر خرابه های مسجد بنا شده بود امروز در آنرا بسته اند  و وجه تسمیه آن دعای فتح و نماز خواندن حضرت رسول در این مسجد بوده است

 

 مسجد سلمان و مسجد علی بن  ابی طالب و مسجد ابوبکر ،سه مسجد دیگر ذکر شده در کتب تاریخ هستند  که  بعلاوه  ۳ مسجد دیگر، اثری از آنها وجود ندارد و یا تخریب شده اند. مسجدی نوساز جای همگی آنها ساخته شده که محل زیارت کاروان ها  است.

 

 

 

 دیدن این مسجد نوساز به جای آن همه تاریخ شگفتی ساز  نه تنها  تاریخ را از جلوی چشمانت پاک میکند بلکه خواندن نماز در آن و  تحیت مسجد را هم  زیر سوال میبرد آمده  بودم تا زمان و مکان تاریخ را با هم پیوند بزنم  اما اکنون جز یک بنای  جدید ساخته شده از بتن و فولاد در کنار کوهی که  هیچ اثری از خندق و حتی نشانه و یا تابلویی که محدوده آنرا مشخص کند  چیزی وجود ندارد ، کافی بود یکی از این بناها در کشوری مثل چین یا ترکیه و یا کشور های اروپایی  و یا حتی دبی بود آنوقت میدید که چگونه از هیچ، همه چیز میسازند  نه چون اینان که هستشان را هیچ میکنند و به راستی که عرب جاهلی هستند 

سوار اتوبوس میشویم  و چند قبرستان زا زیارت میکنیم  قبوری که اثری  جز یک بلوک  بتنی  بر آنها نیست  روحانی کاروان  توضیحی میدهد و گاهی زیارتی میخواند و میگذرد

 مسیر بعدی منطقه اُحد  است ،معروفترین کوه مدینه و تاثیر گذارترین کوهی که در صدر اسلام  در تاریخ مدینه ثبت شده است ، محل شهادت حمزه  و   تعدادی دیگر صحابه رسوال الله در جنگی موسوم به اُحد 

 در این وادی چه اسراری نهفته است

یکی از صد هزارش را نگفته است

در اینجا حمزه افتادست از پا

به راه دین حق ،آن سرو بالا

اتوبوس از میان نخلستان های مدینه عبور میکند و به منطقه احد میرسد ،  منطقه احد  و کوه معروف آن کوه احد که وجه تسمیه آن  را بدان   سبب گفته اند  که این کوه ،منفرد است و به سلسله جبال اطرافش متصل نیست 

 

غزوه احد که ۶۱ آیه در مورد ان نازل شده است  در این منطقه  روی داده  است و خون هفتاد نفر از بهترین صحابه رسول الله  از جمله حمزه  بن  عبدالمطلب  ملقب به  "اسد الله" و " سید الشهدا "  در این خاک بر زمین نشسته  و جان به افلاک برده اند ،  نام حمزه در خاطر  من با  فیلم محمد رسول الله و  بازی  بسیار زیبای انتونی کویین   تداعی میشود  مردی تنومند که  با یک کمان  زهی بر دوش و سوار  بر شتر تندروی سفید که از شکارگاه های اطراف مکه  بر میگردد و چنان ابهتی  دارد که  نگاهش و صدایش  لرزه بر اندام  میاندازد ، ضرب شمشیرش شتری را دو نیم میکند  و گویند که  پیش از هجرت  و در مکه  تا او بود کسی جرات جسارت بر رسول الله را نداشت  ، شهادتش برای رسول الله چنان سنگین بود که  او را سید الشهدا نامید و  بر جنازه اش ۷۰ بار  نماز گذارد  (روایت از ابن مسعود ) و فرمود :" نزد آنان (شهدای احد) بروید  و بر  آنان درود فرستید، تا زمانی که آسمان و زمین  بر پاست ،هیچ کس بر آنان سلام ندهد ،جز آن که پاسخش را بدهند"

مشهد حمزه در گذشته دارای قبه ای بوده است که در دوره آل سعود تخریب شده است و این تخریب هم کفایت نکرد تا آنکه بر دورتادور دیوار  این  قبرستان تاریخی دیواری شیشه ای به رنک کدر کشیدند تا دیده نشود و زیارت بر ایشان نخوانند و با این همه   بسیار دیدم که از کشور های  ترکیه و اندونزی و ایران بر پشت این دیوار بدون هیچ منظرگاهی،  ایستاده اند و زیارت میخوانند  و بر روان پاکشان درود میفرستند

 این منطقه و این غزوه منابع تاریخی و  آثار زیادی دارد که هر چند اکثر انان ویران  و یا نابود شده اند اما  چیزی از ابهت آن کم نکرده و هر سال یک شبانه روز تعدادی از مردم عربستان به یادبود  شب قبل از  غزوه که پیامبر تا صبح  در این منطقه بودند و  نماز گذارند را  نماز میگذارند و شب را سپری میکنند.

 

بعد از منطقه احد به مسجد قبا میرویم مسجدی که حس و حالی جدای از دیگر مساجد دارد و این را به محض ورود به صحن مسجد هر زائری حس خوهد کرد

مسجد قبا اولین مسجد در تاریخ اسلام است ،تابلویی  بر سر در آن نصب شده است و بر آن آیه ای از قرآن و روایتی از رسول الله قرار دارد بدین مضمون:

 آیه ۱۰۸ سوره توبه:لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ

و روایتی از پیامبر که می فرمایند  نماز در مسجد قبا برابر با  عمره است

 

 مسجد قبلتین نیز از آخرین مکان هایی است که  باکاروان به بازدید از آن  میرویم مسجدی که دوقبله دارد و جهت قبله از بیت المقدس یه سمت کعبه  تغییر میکند که شرح آن در سوره بقره آیه ۱۵۰ آمده است

 نزدیک ظهر است و به سوی هتل حرکت میکنیم  تا از آنجا برای نماز ظهر به مسجد النبی برویم  ، در زیارت دوره متوجه به این نکته میشوم که  مسجد النبی تنها جایی است که در میان آثار تاریخی و مساجد مدینه به آن رسیدگی میشود و دیگر مساجد برای عرب های وهابی فقط ارزش نماز گذاردن دارد و  جنبه های تاریخی و  روایی انها به طور کاملا مشهودی  نادیده گرفته میشود  کافی است سری به کتابفروشی ها ی اطراف مدینه بزنید و دنبال یک نقشه و یا کتاب از آثار تاریخی مدینه بگردید  مطمئن باشید جز چند کتاب محدود به قرآن و سنت نبی و سنت عمر و ابوبکر و گفتار عثمان و علی  و  صحیح بخاری و مسلم و تفاسیر انها که تمام آنها هم از فیلتر  وهابیت حاکم  گذشته است و یا چاپ دانشگاه های ال سعود است چیز دیگری نخواهید یافت .

 

 

 

سفرنامه مکه و مدینه  ( مسجد النبی ) قسمت پنجم

صدای اذان  که از بلندگو های  مسجد النبی بلند میشود  تازه به خودم میایم که در کجا هستم   اذان مسجد النبی تن خاصی دارد و لحنی استوار و حسی بسیار زیبا در شنونده القا میکند  .این اذان از خاطره انگیزترین  اذان هایی است که در ذهن هر زائر این دیار حک میشود  مانند عطری خاص که هر وقت به مشامتان میخورد خاطراتش را هم با خود میاورد این اذان را هم بعد از این سفر هر کجا که میشنوم یاد مدینه میافتم و حس و حالش برای لحظه ای در وجودم  حس میشود  ،  اهل تسنن اذان و اقامه را با فاصله ای حدود ۱۰دقیقه در نمازهای عصر و عشا و  ۲۰ دقیقه  در نماز ظهر  میخوانند میان اذان اول و اذان دوم  شروع  میکنند به خواندن  نمازهای سنت که باور دارند ترک کردن انها  گناه است ، نماز های سنت که   اهل تسنن قبل و بعد از  نماز های پنجگانه میخوانند عبارتند از: چهار رکعت قبل از نماز ظهر و دو رکعت بعـد از آن، و دو رکعت بعد از نماز معـرب، و دو رکعت بعـد از نماز عشاء، و دو رکعت قبل از نماز صبـح 

پس اگر دیدید بلافاصله پس از اذان و بلافاصله بعد از  اتمام نماز های یومیه  شروع به خواندن  نماز میکنند بدانید طبق این سنت هست

در اکثر مواقع بلافاصله بعد از  اتمام نماز و با یک فاصله ۵ دقیقه ای  نماز میت میخوانند  که به ایرانیان توصیه میشود حتما شرکت کنند  نحوه خواندنش هم  ایستاده  بدون رکوع و سجود  است که  در اهل تسنن ۴ تکبیر دارد و شیعه ۵ تکبیر  .

در صبح ۳اذان  خواهید شنید اذان اول برای نماز شب است و یک اذان و اقامه هم برا نماز صبح میخوانند

در نماز صبح گاهی  سوره سجد دار میخوانند  و بلافاصه سجده میکنند و می ایستند و ادامه  نماز را قرائت میکنند در نظر  شیعیان این کار باعث ابطال نماز میشود و معتقد به تکرار نماز  به صورت انفرادی هستند  نکته دیگری که در نمازشان هست این است که در رکعت دوم  پیش نماز یک سوره انتخابی خودش را میخواند  و حتی تا ۲۰ آیه را گاهی تلاوت میکنند خصوصا نماز صبح که خواندن سوره  را بسیار طولانی میکنند و حتی باعث خسته شدن و گله زائران ایرانی که به این سبک عادت ندارند  میشود. خواندن نماز  جماعت در مسجد النبی و  مسجد الحرام حسی بسیار خوبی را  در خود دارد این که تو ،یکی از حلقه های این رنجیر میشوی لذت بخش است،، این که با چندین قوم و ملیت  و با زبانی مشترک یک هدف را دنبال میکنید و آن  پرستش تنها حقیقت موجود  است اطمینان و آرامش قلبی را برایتان همراه دارد.

نحوه ایستادن اهل تسنن در صفوف نماز  بسیاز قابل ستایش است اولا به این دلیل که بسیار بر یک خط بودن و  یک راستا بودن پاها  تاکید دارند  و  برای این کار پایشان را با پای نفرات کناری مماس میکنند و دوما بسیار بر پر کردن صفوف جلوتر نماز تاکید دارند  حتی گاهی که تکبیر را هم گفته و نمازش را شروع کرده  اگر صف جلویش خالی شد سریع  انرا پر میکند. و سو م این که در مساجد بسیار آرام نماز و ادعیه و زیارت میخوانند و  شما خواهید دید که گاهی  یک میلیون نفر در این مسجد هستند  اما صدای یک سرفه از ته مسجد به گوش شما میپیچد  .

دست بستن از اداب اهل تسنن است و در زن و مردشان فرق دارد مردان دست را درست روی شکم و روی ناف میبندند و زنان دستشان را بر روی سینه قفل میکنند   و این در هر چهار فرقه اهل تسنن با اختلاف جزیی همین گونه است اما فرقه ای افراطی  از اهل تسنن  به نام وهابیون با قدمت ۲۰۰ سال وجود دارد  که خاندان  آل سعود از آنان هستند و اینان  بر عربستان حکمرانی میکنند و دارای قدرت و پول  بسیاری هستند  ولی در حقیقت از دیدگاه اهل تسنن  و شیعه متفقا یک فرقه انحرافی و افراطی هستند  و عقیده به خراب کردن  قبور تا سطح خاک و  گناه بودن قرائت زیارت و  گناه بودن زیارت مساجد و دیگر  عقایدی که امروزه هر مسافر و زائری را که به عربستان سفر میکند از ترک ها و ایرانیان و اندونزی ها و مالزی ها و عرب های سنی دیگر کشور ها را ازار میدهد  اینان نحواه ایستادنشان در نماز  بدین گونه هست که پاهایشان را بیش ار عرض شانه باز میکند و دستشان را  مانند زنان بر روی سینه قفل میکنند .

در داخل مسجد ۲۱۴۰ ستون قرار دارد  که در هر چند یکی انها طاقچه مانندی ساخته شده   و قرآن ها   روی انها قرار دارد و در پای ستون هم کلمن های آب زمزم گذاشته اند که روی بعضی از انها نوشته شده "غیر مبرد " به معنای آب ولرم است برای کسانی که سرماخورده اند و باقی انان که نوشته ای ندارد اب خنک دارد

 برای وضو گرفتن  در محوطه بیرون از مسجد و در صحن ساختماهایی است که با پله برقی تا ۳ طبقه زیر زمین  میروند و هر طبقه دارای وضوخانه و دشتشویی های فرنگی و  عادی  و دوش حمام است  طبقه سوم زیرین نیز پارکینگی با ظرفیت ۴۴۴۴ خودرو وجود  دارد  از این ساختمان ها بیش از ۱۰  عدد وجود دارد 

 

 

 سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با مدینه - خداحافظ ای مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع - سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با  -آشنایی با مکه و مدینه بازار سفرنامه مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع

 

نکات و توصیه ها و تجربه های شخصی در سفر مکه و مدینه (قسمت چهارم سفرنامه حج عمره)

 

 

 اما نکات مهم  برای دوستانی که احتمالا به زودی عازم هستند:

۱- حتما چند هفته قبل از سفر شروع به  پیاده روی کنید تا عضلات پاهایتان  آماده شود ،در مدینه و بیشتر از آن در مکه  پیاده روی بسیار خواهید داشت و مخصوصا در انجام اعمال  عمره  که  هفت دور طواف و هفت بار مسیر صفا و مروه و  هفت بار طواف نسا را در پیش دارید  آنهم در یک شب.

۲-دلار را نفری ۳۰۰ دلار با نرخ مرجع حدود ۲۵۰۰ تومان و  ۷۲ ساعت قبل از پرواز  از طرف کاروان به شما اعلام میشود که  به یکی از شعب ارزی بانک ملت مراجعه کنید  و ارز تان را دریافت کنید، نکات مهم دریافت ارز :  شعب ارزی را در سایت بانک ها  همراه با آدرس می توانید پیدا کنید - در سال بیشتر از یکبار ارز مسافری نمدهند اگر در سال گذشته برای سفر دیگری ارز دریافت داشتید  باید ارز را از بازار تهیه کنید (سال شمسی ملاک است)- معمولا بانک ها و باجه  های ارزی شلوغ هستند  و در بعضی شعبه ها صبح اول وقت  باید مراجعه کنید نوبت بگیرید  ولی تا ساعت ۹:۳۰ صبح که قیمت ارز از طرف بانک مرکزی مشخص میشود ارز تحویل نمیدهند- حتما روز قبل  به بانک مراجعه کنید و از شرایطش مطلع شوید- برای سفر عمره ارز را در خود بانک تحوول میدهند ولی عتبات عالیات را در گیت خروج فرودگاه  تحویل میدهند -برای دریافت ارز  شناسنامه و کارت ملی ،اصل و کپی انها برای هر نفر لازم است و  عوارض خروج گشور  را هم بعضی شعبه ها  مطالبه میکنند- فرم هایی هست که باید از باجه بانک تحویل بگیرید و پر کنید .  لازم به ذکر است  که این مطلب مربوط به قوانین بانک مرکزی در سال ۹۱ است  و برای مطلع شدن از قوانین جدید حتما از کاروان خود سوال کنید.

۳- احتیاجی به داشتن ریال عربستان ندارید  دلار را تمام فروشگاه های  عربستان با نرخ ثابت  هر یکصد دلار ۳۷۳ تا ۳۷۹ ریال ( قیمت مربوط به اسفند سال ۹۱) عربستان تبدیل میکنند این تفاوت بستگی به نرخ تبدیل دارد که معمولا بین همین رنج است-البته داشتن مقداری پول ایران  ضرری ندارد بعضی فروشندگان دوره گرد ریال ایران را  با قیمت ۱۰۰۰ تومان از شما بر میدارند البته در قبال جنس،  اما فروشگاه های بزرگ ریال ایران را قبول نمیکنند

۴-با توجه به تورمی که عربستان هم داشته و کاهش ارزش پول ایران به یک چهارم  اجناس نسبت به  حتی  سال های قبل جند برابر  گرانتر  شده  است  برای مثال یک شلوار کتان معمولی سال ۹۰ در عربستان ۲۵ ریال عربستان بوده  و هر ریال عربستان هم ۲۷۵ تومان ایران بوده یعنی  حدود هفت هزار تومان  اما همان جنس شلوار در سال نود و یک ، ۴۰ ریال و به  ریال ۱۰۰۰ تومان   میشود ۴۰۰۰۰ تومان  و همین جنس در فروشگاه های ایران حدود سی هزار تومان قیمت دارد،خود بخوانید حدیث مفصل  و  مطمئن باشید که اجناس  در شهر های ایران ارزانتر هست  حتی فروشگاه مانگو و دیگر مارک ها را هم که سر زدم وضعیت به همین منوال بود .پس به فکر خرید نباشید که اکثر همسفری های  امسال من دست خالی  برگشتند یا  محدود خرید کردند

۵-واکسن مننزیت اجباری است و طبق برنامه زمانبندی که توسط کاروان ها اعلام میشود در هلال احمر هر شهر تزریق میکنند و یک کارت زرد رنگ مهر شده شده مبنی بر انجام عمل واکسیناسیون به شما تحویل میدهند ،هر چند اکثر وقت ها در فرودگاه جده مامور ها ، حتی نگاه هم بهش نمیکنند اما بهتر است حتما با خود داشته باشید واکسن آنفولانزا اختیاری است اما توصیه میشود حتما  یکی دوهفته قبل از سفر تزریق کنید واکسن آنفولانزا هم در بازار ساخت دو کشور فرانسه  و سویس وجود دارد که سویس ان را اگر بیافتید بهتر است  (در همان مرکز واکسیناسیون  هم اگر موجود باشد تزریق انجام میدهند )

۶-عوارض خروج از کشور ۲۵۰۰۰ تومان است (سال ۹۱) که حتما باید در بانک واریز کنید و فیش آنرا با خود همراه داشته باشید  و اگر فراموش کنید باید در بانک فرودگاه مجددا واریز کنید

۷-هوای عربستان در بهمن ماه ۹۱ که من بودم بسیار  عالی  بود سحرگاه کمی خنک است و ممکن  است  کمی سردتان شود  خصوصا در مدینه  وقت  ظهر گرم میشود و شب ها هوا بهاری است 

۸-در مورد حجاب زنان سخت گیر هستند خصوصا موی سر اگر بیرون باشد تذکر میدهند ،مانتو های بلند  و چادر بسیار متداول است ترک ها  بیشتر مانتو های کرم رنگ  بلند و خاکستری رنگ بلند میپوشند   مالزی ها و اندونزی ها بیشتر مانتو های رنگی  ساده  و ایرانیها هم بیشتر چادر  از انواع مختلف آن میپوشند اما هیچ اجباری در نوع پوشیدن چادر نیست بسیاری از ایرانیان و دیگر کشورها با مانتو های بلند و حجاب سر کامل و رنگ های مختلف در تمام بازاها و مساجد هستند  پس زیاد در این مورد حساس نباشید  اما چادر از نوع ملی یا عربی و یا شالدار که در فروشگاه های ایران فراوان است را هم همراه داشته باشید خصوصا وقتی که از ایران عازم  هستید چون بعضی از کاروان ها  حساسیت تعصبی به خرج میدهند. 

۵- هتل ها ی سه ستاره اکثرا سشوار ندارند -خمیر دندان  و وسایل شخصی را  همراه داشته باشید اتو های مسافرتی هم اگر ببرید مفید واقع میشود

۶-غذاهای هتل  در دونوع رژیمی کم نمک و بدون روغن و معمولی موجود است کیفیت ظعم  غذاها امسال نسبتا خوب بود اما  مهمترین ویزگی که سالم بودن غذا است  بسیار دقیق توسط سازمان حج نظارت میشود تمام غذاها در یک آشپزخانه مرکزی پخت میشود و بین هتل های ایرانیان تقسیم میشود- دوستانی که تمایل به استفاده از غذاهای بیرون دارند  شعبه های کی اف سی و مکدونالدز هست اما زیاد جالب نیست بهترین شعبه فست فود های زنجیره های که عرب ها بسیار ازش استقبال میکنند و همیشه شلوغ است البیک نام دارد ،شاورما هم که همان کباب ترکی است توسط پاکستانی ها در مغازه های کوچک فروخته میشود که اگز معده تان ضعیف  و حساس است حذر کنید. قابل ذکر هست که برنجی که برای پخت و پز استفاده میشود هندی هست و کمی بوی مخصوص دارد و کمی هم سنگین است برای همین توصیه میکنم برای کودکان مقداری غذا های سریع پخت ،همراه داشته باشید

۷- دارو در داروخانه های عربستان بسیار گران است و داروهای مجاز در  کشور عربستان را   با خود همراه داشته باشید  دولت عربستان به داروهای کدئین دار بسیار حساس هستند و جرایم سنگینی هم دارند حتما در این موارد با مدیر کاروانتان مشورت کنید

۸-با توجه به  یک سفر هوایی و یک سفر زمینی ۴۵۰ کیلومتری در  طی سفر ، آنهایی که  معده حساسی دارند خصوصا درسفر ، حتما قرص های ضد تهوع  و دیگر قرص های لازم را قبل از حرکت استفاده کنند

۹-آب معدنی و کتری  برقی و چایی و قند و شکر در تمام هتل ها موجود است  آب معدنی در راهرو هتل ها چیده شده است

۱۰-فروشگاه  های معروفی که ایرانیان بیشتر از  به انها سر میزنند هم در مکه و هم در مدینه شعبه دارند اگر هتل تان در مکه در خیابان العزیزیه قرار دارد  مانند هتل های ریحانه العزیزیه و لتین و نسیم حیات اکثر این  فروشگاها  در این خیابان شعبه دارند  مانند تاپ تن و محمود سعید و باوارث بلازا و سنترپوینت و ردتاغ و  مادر کر ولی با فاصله از هم قرار دارند و پیاده روی  زیاد دارد ، طریق دسترسی را هم خواهم نوشت ولی در مدینه باید با ماشین های ون  که مجانی شما را به فروشگاه میبرند  بروید که امسال به علت خرید نکردن ایرانیان از این فروشگاه ها کمتر ایرانیان را سوار میکنند و یا دم در هتل ها منتظر میایستند زیرا به ازای هر مسافر از صاحب همان فروشگاه مبلغ ۵ ریال دستمزد دریافت میکنند و چون ایرانیان به علت کاهش ارزش پولشان دیگر خرید نمیکنند  ایرانی ها را سوار نمیکنند البته هنوز چند فروشگاه مثل القمه و بوسعید وبرای مسافران ایرانی به این راننده ها پول میدهند  

۱۱- در مدینه خط اتوبوس و یا تراموا و جود ندارد تاکسی ها  هم کم و بیش پیدا میشوند   ولی در مکه سازمان حج و زیارت ایران برای مسافرانش از   مسیر حرم تا هتل هایشان ۸ خط  اتوبوس راه انداختند که  تمام هتل های طرف قرارداد  را پوشش میدهد میتوانید برای دسترسی به بعضی شعب فروشگاها از این خطوط استفاده و یا به تعبیری سواستفاده کنید مثلا خط شماره ۴  هتل های خیابان العزیزیه را پشتیبانی میکند که سوپر مارکت های معروف و بزرگی چون بن داوود و نوری   و فروشگاهای سنتر پوینت (که تنها فروشگاهی بود که اجناسش قابل تحمل بود)  و تاپ تن  که  تمام اجناسش ۱۰ ریال سعودی است و اکثرا چینی  و مواد پلاستیک و فروشگاه مانگو و رد تاگ و مادرکر  دراین خیابان هست همچنین فست فود های کی اف سی و البیک و ماکدونالدر از نوع عربی اش  هم در این خیابان هست

برای دیدن موقعیت هتل ریحانه العزیزیه  در مکه و هتل نسیم حیات مکه و بازارهای اطراف  لینک زیر را باز کنید:

http://uploadtak.com/images/k9383___.jpg

۱۲-برا ی افرادی که طلا دوست دارند خرید کنند یا تعویض کنند سرویس های طلا  دستمزد ساخت بالایی دارد  و سرویس ظریف کمتر پیدا میشود بسیار حواستان جمع باشد  و اگر تجربه خرید  و فروش طلا را ندارند از آن پرهیز کنند

۱۳-در مکه مسجد الحرام را در دوضلع تخریب کردند و  مشغول  توسعه هستند  داخل خرم را پارچه کشیده اند و  مسیر طواف تنگتر شده  است  اکثر ساعات شلوغ است و  فشار جمعیت خصوصا نزدیک سنگ حجرالاسود بسیار زیاد است  یک ساعت بعد از  نماز عشا معمولا خلوت تر میشود برای کسانی که دوست دارند طواف مستحبی کنند  بهترین زمان است

۱۴-برای رفتن به کوه نور  و غار حرا باید صبح زود یعنی حدود ساعت ۳ صبح با هماهنگی  مدیر کاروانتان  بروید  بطری آب همراه داشته باشید و مراقب دوربین و کیف و موبایل خود باشید کوه پر از میمون  است که این ها را از دست شما میقاپند بسیاری بودند که دوربین هایشان را از دست داده اند بالا رفتن از آن سخت نیست حدود یک ساعت برای بالا رفتن زمان لازم است بالای کوه  هم بسیار شلوغ است و کثیف است زیرا دولت عربستان اعتقادی به  نگهداری این گونه آثار ندارد و اگر میتوانست مانند دیگر مساجد تاریخی که  خراب کرده است کوه نور  را هم خراب میکرد ولی چون نمیتواند در عوض به آن رسیدگی نمیکند  در راه کوه بسیاری  از گدا ها در مسیر نشسته اند  و از شما طلب پول میکنند شاید تا  بالای قله  ۵۰ تا از آنها را با حال و روزهای دگرگون ببینید  بعضی هم  خود را مشغول ساخت پله   در مسیر کوه نشان میدهند و از شما طلب پول برای کمک به ساخت  این پله ها  میکنند و لی در  حقیقت  کاری انجام نمیدهند 

 ۱۵- در مسجد الحرام و مسجد النبی قران به اندازه کافی وجود دارد اما اگر قران دارای ترجمه میخواهید با خود همراه داشته باشید، در هتل ها ادعیه مختلف در یک قفسه گذاشته شده است  میتوانید استفاده کنید  دقت کنید که  عرب ها  و  حتی خود ما بسیار حساس هستند که قرآن را به هیچ وجه بر روی زمین نگذارید که در این صورت به شدت تذکر میدهند

۱۶-هنگام برگشتن از جده در فرودگاه اجازه بستن طناب به دور چمدان ها را ندادند و آنانی که بسته بودند مجبور شدند باز کنند ،یک سری تسمه هایی هست مخصوص چمدان که مانند کمربند بسته میشود اگر یافتید   استفاده کنید

۱۷-در مسجد الحرام از باب العمره که وارد شوید در طبقه دوم یک راه پله برای رسیدن به پشت بام  هست ولی فقط آقایان میتوانند بروند بسیار زیباست خصوصا شب ها دیدن کعبه آز آن بالا خاطره ای فراموش نشدنی است

۱۸- در گرفتن عکس در مسجد الحرام مانند گذشته ایراد نمیگیرند  اما  هنگام گرفتن عکس زیاد معطل نکنید  و فلاش نزنید در مسجد النبی برای ورود دوربین توسط خانم ها سخت گیری بیشتری میکنند تا مردان

۱۹ -کرم ضد آفتاب و کلاه نقاب دار همراه داشته باشید هر چند هوا  در زمستان اخوب است اما آفتاب سوزانی دارد و اگر در تابستان و پاییز عازم هستید این موارد را حتما به همراه ببرید

۲۰-هنگامی که برای خرید لباس احرام در ایران به فروشگاه های مراجعه میکنید یک لیست بلند بالا  جلوی شما قرار میدهند مطمئن باشید اکثر آنها را لازم ندارید زیاد به بازارگرمی فروشندگان توجهی نکنید و فقط لوازم ضروری را بخرید آقایان دوتکه حوله و یک دمپایی پرسی و یک کمربند پرسی  لازم دارند و خانم ها میتوانند  با هر لباسی  و هر رنگی حتی دوخت دار  نیز محرم شوند اینکه روی چادر سفید تاکید میشود به دلیل هماهنگی  با کاروان و پسندیده بودن رنگ سفید  است وگرنه خود اعراب زنانشان باهمان چادر مشکی و مانتو مشکی  محرم میشوند  از لوازم همراه یک  ناخنگیر و یک قیچی کوچک و یک کیف پارچه ای که این لوازم را درون آن بگذارید کافی است  

۲۱-چون در مکه فرصت و امکان شستن لباسهایتان را ندارید  خانم ها برای احرام مجدد  بد نیست یک دست لباس  اضافه همراه داشته باشید

۲۲-لباس های احرامتان را  قبل از جا دادن در چمدان حتما در پلاستیک بپیچید تا لک و  بو نگیرد

۲۳- اینترنت وایرلس در اکثر هتل ها  فقط در لابی هتل  موجود است پسورد آنرا باید از مدیر ایرانی هتل بگیرید وایمکس ایرانسل جواب نمیدهد و اگر هم جواب دهد بسیار گران است

۲۴-در مسجدالحرام  اکثر خط های اتوبوس مخصوص زایران ایرانی و ترک زبان ها ، به سمت  هتل های محل اقامتشان  ، در محل قدیم بازار ابوسفیان قرار دارد یعنی ورود و خروج زایران از ورودی مسعی است  ولی قبلا از باب های ملک فهد  و باب السلام وارد میشدند

۲۵-در مسجد الحرام از باب ملک فهد که خارج شوید وارد محوطه ای میشوید که برج ساعت که  بلندترین برج مکه  است  و ساعتی بر بالای آن نصب است  و چند طبقه اول آن پاساژ نوسازی هست  همچنین اکثر هتل ها ی ۵ستار ه  نیز در این محوطه قرار دارند کنار این برج نیز  برج کوچکتری هست که شعبه کی اف سی  ورودی ان هست این جا هم یک پاساژ قدیمی ولی شیک وجود دارد یک شعبه فروشگاه مواد غذایی بن داوود هم در آن میتوان یافت

۲۶- بیمارستان و پزشک ایرانی  و حتی دندانپژشک هم در مکه و هم در مدینه به سهولت قابل دسترسی هست  آدس آن را در دیوار اطلاعات تمام هتل ها نصب کرده اند

۲۷-برای ارتباط تلفنی با ایران شماره هتل و اطاقتان  را مدیر کاروانتان   اعلام خواهد کرد در هتل ها هر روز یک نفر  از خود مدیران و معاونان کاروان ها را مسئول کشیک تلفن میکنند تا تلفنهای وارده از ایران را به اطاقهای مسافران وصل کند فقط شماره اطاق را میبایست به خانواده هایتان در ایران اعلام کنید تا به سهولت با شما ارتباط باشند بد نیست ساعت معینی را هم مشخص کنید

۲۸-برای ارتباط با موبایل یهتر است از خط شرکت موبایلی  عربستان استفاده کنید سیم کارت و شارژ  آنرا از مدیر هتلتان  بپرسید که از کجا بخرید ، خط "زین" عربستان و رومینگ ایرانسل بسیار ضعیف و بسیار اوقات قطع است رومینگ همراه اول هم بسیار بالا و دقیقه ای ۱۵۰۰ تومان اگر تماس از سمت شما باشد و ۷۵۰ تومان اگر تماس از ایران باشد محاسبه میشود علاه بر یک  این مبلغی که برای رومینگ کسر میشود  فکر میکنم حدود ۳۰ هزار تومان است پس بهتر است اصلا از همراه اول استفاده نکید حتی روشن هم نکیند زیرا به محض روشن شدن دستگاهی که  سیم کارت هماره اول در آن است رومینگ شما  حساب میشود

۲۹-در مسجد الحرام از همه درب ها خانم ها و آقایان میتوانند وارد صحن شوند ولی در مسجد النبی در هر ضلع مسجد، بجز ضلع جنوبی ، یک ورودی برای خانم ها در نظر گرفته شده است ولی بسیار شلوغ و اکثر اوقات نماز خیلی سریع جاهای داخل مسجد پر میشود و حتی برای یک نفر هم جا  نخواهد بود خصوصا نماز مغرب و عشا باید نیم ساعت زودتر از اذان در مسجد جا پیدا کنید  در صحن وسیع بیرون از مسجد هم بسیاری صف میبندند  و نماز میخوانند فقط سجاده  ای سبک وزن با خود داشته باشید چون روی سنگ ها باید نمار یخوانید  و به هیچ وجه از مهر استفاده نکنید

۳۰ - کیف و ساک های دستی بزرگ  را نمیگذارند داخل مسجد النبی  ببرید و در ورودی آنرا بازرسی میکنند

۳۱-شیعیان اذان و اقامه در یک نوبت میخوانند ولی اهل تسنن اذان و اقامه را جدا از هم و با فاصله ای بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه ادا میکنند  پس اگر اذان اول را شنیدید بدانید تا اقامه ۱۰ دقیقه و اگر  نماز ظهر باشد ۲۰ دقیقه وقت دارید

۳۲- در مسجد الحرام اکثر ساعت ها حتی ساعت ۲ نصف شب هم بسیار شلوغ است تنها ساعتی که دیده ام کمی خلوت میشود یک ساعت بعد از نماز عشا است

۳۳- احتیاجی به زبان عربی و یا انگلیسی نخواهید داشت  از فروشنده و راننده و پلیس حرم همه زبان قارسی را بهتر از من و شما حرف میزنند

۳۴-تاکسی های مکه و مدینه برای مسافت های داخل شهری بین ۲۰ تا ۳۰ ریال  دریافت میکنند و بد نیست برای استفاده از تاکسی ها با هم کاروانی های دیگرتان به قدر ظرفیت تاکسی ها  باهم  هم مسیر شوید دونوع تاکسی  نیز وجود دارد یکی تاکسی های سواری ۴ نفره و دیگری ون های ۱۲ نفره که تا پر نشوند حرکت نمیکنند.

۳۵- بردن کالسکه برای کودکان خردسال مفید است خصوصا در مدینه که صحن ها وسیع است و بیرون از مسجد هم امنیت دارد و میتوانید برای مدت نماز آنرا با خیال راحت در گوشه ای پارک کنید ولی در مکه کالسکه تقریبا دست و پا گیر میشود

۳۶-پاسپورت شما را معاونان کاروان ها  بعد از رسیدن به عربستان از شما میگیرند و تا روز آخر در فرودگاه پیش خود نگه میدارند و این  به لحاظ امنیتی بسیار خوب است برای امنیت پولتان هم توصیه میشود که یک کیفی که بند آن دور گردن و زیر لباس می افتد تهیه کنید  البته محکم باشد و از نوعی نباشد که بیشتر عرق کنید  و پول ها خیس شود، هیچ موقع همه پولتان را یک جا قرار ندهید میتوانید طبق روال به معاونان کاروان تحویل بدهید و رسید دریافت کنید یا در صندوق امانت رمز دار هتل قرار دهید که این مورد را  توصیه نمیکنم  و  یا در اوقاتی که در هتل نیستید در چمدان خودتان قرار دهید و حتما با قفل کلید دار زیپ آنرا قفل کنید (البته فقط در مواقعی که ساک در هتل است وگرنه هنگامی که روز آخر باید ساکهایتان را تحویل کارگرها بدهید که زودتر از شما با کامیون به مکه ببرند مواظب باشید پولی درون ساک نگذارید )   و آخرین نکته این که حتما موقع بیرون رفتن به اندازه نیاز همان روز پول با خودتان حمل کنید.

 سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با مدینه - خداحافظ ای مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع - سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با مدینه - خداحافظ ای مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع - - هتل رواسی - هتل رواسی السلام - هتل رواسی السلام مدینه - هتل الرواسی السلام - هتل رواسی سلام - هتل ریحانه العزیزیه - هتل ریحانه عزیزیه - ریحانه العزیزیه - هتل رواسی - هتل رواسی السلام - هتل رواسی السلام مدینه - هتل الرواسی السلام - هتل رواسی سلام - هتل ریحانه العزیزیه - هتل ریحانه عزیزیه - ریحانه العزیزیه

سفرنامه مکه و مدینه (از هتل تا حرم ) قسمت سوم

صبح اولین روز اقامت در مدینه است و هیجان بازدید از  مسجد النبی انگیزه  بیدار باش سحر گاه است

صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد

گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن

از هتل تا صحن حرم ۹۰۰ متر راه است و اکثر هتل های زائرانی که با کمترین قیمت  یعنی دومیلیون و هشتاد  هزار تومان ثبت نام کردند در این محدوده مسافت با حرم قرار دارند ،هتل های نزدیک تر اختصاص دارد به ثبت نامی هایی که تا نزدیک به ۳ میلیون واریز کرده اند  و تقریبا مشرف به حرم هستند ، اهمیت این موضوع وقتی روشن میشود که روزی چندین بار میبایست این مسیر را  جهت نماز و زیارت ، رفت و برگشت ، خصوصا موقع نماز ظهر  و در زیر آفتاب نیم روز عربستان که  در فصل تابستان  بسیار طاقت فرسا خواهد شد.

 در یک دید کلی ،بافت شهری مدینه دارای دو حلقه ترافیکی به مرکزیت مسجد پیامبر است ، حلقه داخلی  با نام ملک فیصل ، با شعاعی  در  حدود ۱۰۰۰متر ، که ۹۰ درصد هتل های بزرگ این شهر را در خود جای داده است ، هتل های خارج از این محدوده را سازمان حج و زیارت ایران به ندرت اجاره میکند 

براي يافتن موقعيت  هتل محل اقامتتان  عكس زیر را مشاهده  کنید:

http://www.almosafr.com/forum/imgcache/2/61270alsh3er.jpg

 

بین حلقه  اول و دوم ،بافت شهری بسیار فرسوده و از نظر ظاهری بد ریخت با کوچه های کثیف و اکثرا محل اقامت کارگران و فروشندگان پاکستانی و افغانی و کارگر های عرب مهاجر است  و این موضوع را با گشت و گذار مختصری در شهر و دیدن منازل  کهن و خشتی  و آثار تخریب های فراوان و کارگاه های ساختمان سازی و ماشین های قدیمی ۲۰ تا ۳۰ ساله خصوصا  انواع تویوتا کریسیدا و تویوتا وانت هایی که دیگر در خیابان های  کشورمان کمتر میبینیم ، اینجا به وفور میتوان دید ،کمتر چشمم به ماشین مدل روز میخورد  واگر  هم هست خاص مسافران ورودی از دیگر شهر های  عربستان یا دیگر کشور های عربی است که بدون نیاز به ویزا میتوانند به داخل خاک عربستان  وارد شوند

در حقیقت شهر مدینه امروز یک شهر توریستی-کارگری است و  در  آن کمتر از خاندان  سعود و عرب های سرمایه دار  عربستان  سکونت دارند، این  افراد ترجیح میدهند در چهار شهر  مدرنتر خصوصا  ریاض  و  جده  ، سکونت داشته باشند

دور تا دور  حرم  و در زیر ساختمان های هتل  های چند ستاره ،بازارهای  مختلفی به نام طیبه وجود دارد البته طیبه یا طابه  از نام های قدیم محدوده حرم بوده  ولی امروز به بازارهای ضلع شمالی حرم معروف شده است. اکثرا  پارچه  ، لباس  ، سجاده  و تسبیح و طلا و جواهرات  را میفروشند ،تمام انها پاکستانی و یا افغانی هایی هستند که به زبان فارسی هم تسلط  دارند  ولی متاسفانه  بسیار بد دهان  و  چشم هرز هستند و خصوصا زنان ایرانی که  تنها به این فروشگاه ها وارد میشوند را با شوخی های زشت و نگا ه های  هرزه شان آزار میدهند ، متاسفانه در سال های گذشته  و زمانی که بازار خرید ایرانیان گرم بود این فروشندگان با زبان بازی، مشتریانشان را جذب میکردند و  جماعت ایرانی با طبع  شوخی که دارند ،دهان به دهانشان میدادند امروز که رونق خرید بازارشان از سوی ایرانیان کساد شده  است زبانشان گزنده و به متلک پرانی باز شده است، حتی اگر از کنارشان هم رد شوی و قصد خرید نداشته باشی  کلماتی چون حاج آقاآآآآآ حاچ خانـــــــم  ،با لحنی کشدار و زننده ،از زبانشان ترک نمیشود.

 به غیر از این مغازه ها  ، زنان سیاهپوست و فقیر عرب  زبانی نیز هستند که به طور غیر قانونی اما به تعداد زیادی بر کف خیابان ها و مسیر رهگذارن بساط  پهن میکنند و اکثرا جنس های ۱۰ ریالی  از دم پایی و تسبیح  و  اسباب بازی های  پلاستیکی گرفته تا روسری  های هندی  ۲ ریالی و پنج ریالی که اکثرشان نخ زدگی هم  دارند و تیشرت های  چینی را  میفروشند، گهگاهی هم نیروهای پلیس برای جمع آوری و متفرق کردن آنان هجوم می اورند ،اما عزم جدی برای برخورد با آنان  نشان نمیدهند.  

مسیر ۹۰۰ متری  از هتل  تا حرم را از میان این بازار ها طی میکنم  تا نخستین مناره های  مسجد النبی در برابرم ظاهر میشوند  گویی در میان این غریبه  ها آشنایی را میبینم، نفس راحتی میکشم و به سوی ورودی حرم  می روم

اي ختم رسل مدينه جسم است و تو جان

 

 

 

وارد  صحن مسجد النبی که میشوم گویی وارد شهر دیگری شده ام  بر عکس فضا های  بیرون که حس  فشردگی و سنگینی  و کثیفی معابر  را در   چشمم تداعی میکند   ،   از لحظه ای که  پا به داخل صحن میگذارم  دنیایم  دگرگون میشود  ،  روشنایی  ،وسعت، حس آرامش ،خنکی ،  تمییزی  ،همه اینها باعث میشوند تا نفس عمیقی بکشم و  خستگی راه از تنم بیرون برود

  جلوتر که میروم  قبة الخضرا هم نمایان میشود  رنگ سبز و  سادگی  آن در کنار عظمتی که در  زیر خود نهان داشته  زیباییش را چندین برابر میکند  ،حس سادگی ،دوستی و  خاکی بودنش را  به انسان  آنچنان القا میکند  که حس غربت را از سرت بدر میکند ،همچون  پیامبری که در زیر این گنبد سبز رنگ دفن است و گویند که سخنش نافذ و لحنش گرم و دوستی اش عیان بود  و خلق را شیفته  از دیدار خود میکرد .

 حس بسیار خوبی دارم حسی که شاید در برابر ضریح ها و گنبد ها و مناره  های   عظیم و طلایی  امامان و امامزاده های واقع در ایران  نمیتوان  احساس  کرد . 

چنان به نظره اول ز شخص می‌ببری دل

که باز می‌نتواند گرفت، نظره ثانی 

 

 

 

 

  از بیرون مسجد به روبروی  حجره و مرقد رسول الله میرسم ،سلامی و  درودی میفرستم و زیارتی  میخوانم ،باورش سخت است که پیامبر ، این چنین نزدیک  من  قرار دارد.

سلامٌ عليک اي نبيّ مکرّم *** مکرّم تر از آدم و نسل آدم

سلامٌ عليک اي ز آباء علوي *** به صورت مؤخّر به معنا مقدّم

سلامٌ عليک اي ز اسماء حسني *** جمال تو آئينه اسم اعظم

سلامٌ عليک اي به مُلک رسالت *** تو را خاتم المرسلين نقش خاتم

هزاران تحیت ز حق باد فایض ***به روح تو و آل و صحب تو هر دم

 

 

 برای ادای نماز تحیت مسجد ،قدم به داخل  میگذارم  ، آرامش  وصف ناپذیری دارد هیجان زیارت  رسول الله مرا به سوی خودش میکشاند  

 

به ادب قــدم گذار اینجا! تو بدان که این چه باب است

کــه شهنشــۀ رسولان به درون خــانـــه خــــواب است

به زبــان کجــا توان گفت ، ز شکــوه حضــــرت شـــان

که مقـــــام قـــاب قــــوسین ، کف پای آنجنـــــــاب است

چون از باب عبدالعزیز وارد شده ام راه نسبتا زیادی تا روضه شریفه که به فاصله میان حجره رسول الله و منبر ایشان را میگویند دارم .

روضه شریفه منتسب به حدیثی از رسول الله است که مورد اتفاق اهل سنت و شیعیان هست "ما بين بیتی ومنبري روضة من رياض الجنة "

بسیار شلوغ است و وهابیون مخافط حرم هم نمیگذارند لحظه ای توقف کنم کمی عقب نشینی میکنم و در گوشه ای خلوت تر مسجد مینشینم ،نمازی میخوانم و دعایی و زیارتی از کتبی که با خود آورده ام میخوانم اما چیزی که بیشتر از همه  دوست دارم این است که کمی  از قران بخوانم ،خدا را شکر میکنم که به این زبان آشنایی دارم  تا  بتوانم معانی و لحن کلام  را بدون واسطه بفهمم ، اینجا که می آیی ،گوش دلت باش تا چه میخواهد ،لازم نیست ۶دور ختم قرآن کنی و یک آیه را هم نفهمی لازم نیست مدام زیاراتی را بخوانی که معنی هیچ کلمه اش  جز سلام علیکش را هم متوجه نشوی لازم نیست آنقدر نماز بخوانی که از حال بروی لازم نیست خودت را به آب و آتش بزنی که زار بزنی ،همان باش که دلت طلب میکند آزادش بگذار خودش راهت را نشان میدهد گاهی یک شعر ،گاهی یک مناجات  خصوصا مناجات عبدالله انصاری، گاهی فقط یک آیه، گاهی فقط نگاه کردن به حرم ،گاهی فقط دورکعت نماز و گاهی درددلت با رسول الله تو را سیراب میکند

ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن

دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن

نزد شاهین محبت بی پر و بال آمدن

پیش باز عشق ،آیین کبوتر داشتن

برای رسیدن به حجره پیامبر باید از مسیر جلوی روضه شریفه به سمت باب البقیع بروم

 مسجد النبی دارای ورودی های متعددی است  (حدود ۷ ورودی اصلی)که هر کدام به نامی که دارای وجه تسمیه  است خوانده میشود  دری که در  کنار حجره پیامبر  است چون به سمت بقیع باز میشود باب البقیع خوانده میشود   درب بعدی  باب الجبرئیل است که در روایت ها امده است که پیامبر با جبرائیل در ورودی این درب ملاقات داشته اند باب الجبر ئیل را بسته اند و  باب البقیع اختصاص به مردان دارد و خروجی  مسجد هم هست  زیرا  نمازگزاران بعد از نماز برای ادای سلام بر رسول الله از این درب خارج میشوند دربهای دیگر باب الرحمه  و بابا  السلام نیز هر کدام حکایت ی دارند بابا النسا هم خاص رفت  و آمد زنان بوده و  هست و لیکن  برای خانم ها  ۳ ورودی دیگر هم در جهات مختلف  مسجد وجود دارد ولی متاسفانه اجازه ورود به قسمت جلویی حجره رسول الله یعنی جایی که پیامبر دفن شده اند را ندارند  خانم ها  دوبار در روز ،بعد از نماز ظهر و بعد از نماز عشا میتوانند تا حد روضه که سمت غرب و پشت حجره رسول الله است وارد شوند و آنقدر هم شلوغ میشود که عملا نماز و زیارتشان را  به سختی بسیار میتوانند بخوانند .

 

 

 

  فرصتی است تا گشتی در داخل مسجد بزنم و مروری بر تاریخ آن داشته باشم و سپس به سمت حجره رسول الله بروم تا اگر وهابیون محافظ مسجد گذاشتند (که نگذاشتند) زیارتی هم درست روبروی مرقد مطهر حضرت رسول خوانده باشم.

اینجا سرای کیست بدین حشمت و  وقار 

سرها  به پیش او خم و لبها درود خوان

اینجا سرای کیست که گرد حریم وی

چندین رواق  سر به  فلک سوده  چون جنان

اینجا سرای کیست که در غیبت و حضور

قد های چو خدنگ به سویش بود کمان

 مسجد النبی دومین مسجدی است که پس از مسجد قبا در مدینه النبی ساخته شد مساحت اولیه مسجد  در زمان پیامبر ۳۰در۳۵ متر بوده و کنار حجره رسول الله و عایشه  قرار داشت  جایی که پیامبر  اکنون  دفن شده است حجره عایشه و پیامبر بوده است  البته عقیده  شیعه کمی با این نظر متفاوت است که پیامبر در حجره عایشه دفن گردیده اند  و لیکن اکثر کتب تاریخی  و روایات بر این موضوع  صحه میگذارند .

آنچه در تاریخ نوشت اند این است که دیوار  پیرامون مسجد در زمان رسول الله  ارتفاعی کمتر از دو متر داشته که با ستون هایی از تنه نخل و برگ های نخل سقفی زده بودند که پناه آفتاب باشد  توسعه مسجد  تا  زمان امپراطوری عثمانی ها  و خصوصا سلطان سلیمان قانونی( همان که سریال حریم سلطانش در حال پخش است)  به تدریج  صورت گرفت ولی در سال ۱۲۶۵ قمری توسط سلطان عبدالحمید  اول  بناهای سنگی مرمی که تا امروز هم قابل رویت است  دور محدوده اصلی حرم تا زمان عثمان  ساخته شد ،رنگ سبز گنبد و نام قبه الخضرا نیز در همین زمان  معروف شد .

سفرنامه مکه و مدینه ( از اصفهان تا جده) قسمت دوم

 

 

به فرودگاه اصفهان که میرسم ازدحام جمعیت راهنمای یافتن هم کاروانی هایم میشود  پرواز ما با هواپیمایی هما و بویینگ ۷۴۷ هست و  دو کاروان از شهر اصفهان و یک کاروان از خمینی شهر اصفهان  را در دل خود جای میدهد  صدای چرخ ساک ها  که از این سو به آن سو کشیده می شوند و  هول و هراس و  بی نظمی همیشگی ما ایرانی  ها ، هول را در دل من هم میاندازد  ُکمی هم سفری هایم را برانداز میکنم جوان کمتر میبینم و پا به سن گذاشته ها  را بیشتر ، همهمه بسیار است  گاهی صلواتی از گوشه ای بلند  میشود و همه زیر لب زمزمه میکنند  بساط  حلالیت طلبیدن ها و خداحافظی از اهل و فامیل و سفارش ها و زیارت  و دعا و نیایش گرم گرم است

بغض ها ی در گلو و هیجان در قلب ها  لحظه به لحظه  که به زمان پرواز نزدیک تر میشویم بیشتر  هم میشود همهمه ها شدت میگیرد  آخرین نگاه ها میان راهیان و خانواده هایشان  ما را به گیت خروجی میبرد  و اینک لحظه جدایی  ،صدای محکم مهر خروج از کشور  و  سکوتی سنگین که  بر سینه ها  حاکم میشود ،برزخ بین جدایی و وصل

تو مسافری و دنیا  سرآب  و کاروانی

نه معول است پشتی که بر این پناه داری

 دل تنگی ها ار همین حالا شروع شده  با خود میگویم ۱۲ روز که زمانی نیست ،چشم بر هم زدنی است   پس قصه این دل تنگی  ها چیست و خصوصا در این سفر ،اما  طولی نمی کشد  که شوق  سفر  پرده دل تنگی ها را به کناری میزند  و افکارت را به سوی مقصدی که در پیش داری می کشاند

 در سرم بود که هرگز ندهم دل به خیال

به سرت کز  سر من آن همه پندار برفت

به هواپیما که میرسم عظمت این قول آهنی مرا مشغول میکند   بویینگ۷۴۷ دارای دو طبقه است که شانس اینبار به من رو کرده  و طبقه دوم آن  و پشت کابین خلبان  جاگیر میشوم دیدن آن همه دکمه و چراغ های  نشانگر و کابین نیمه تاریک و خلبان های در تکاپوی مقدمات پرواز سرگرمی خوبی هست، خیلی  طولی نمیکشد که هواپیما اوج  میگیرد  و به مقصد جده   این عروس دریای  سرخ رهسپار آسمان میشود   

تقریبا دوساعت از پرواز گذشته است که خلبان اعلام میکند که  از حریم هوایی  شهر مدینه در حال پرواز است و  مسجد رسول از پنجره هواپیما قابل مشاهده است  مسافران صلواتی میفرستند و اشک در چشم پیرمردی در صندلی کناری حلقه میزند

 

 

یاد سروده ای از استاد شهریار در وصف مدینه می افتم:

سلام اي سرزمـين وحي و الهـام

سلام اي شهر شـاهنشاه اسلام

 

سلام اي پايتخت پادشاهي

سـلام اي پايه عــرش الهي

 

سلام اي كـان الماس فتوت

سلام اي كاخ سلطان نبوت

 

سلام اي سر در كاخ خدائي

حــريم بـــارگــاه كــبــريــائي

 

***

در اين جا خفتـه آن آرام جان‌ها

كه دارد از مـلائـك پـاسبـان ها

چه روحي قدسي اينجا آرميده

چه روحـانيــتي در وي دمـيــده

***

 

چه شـهري جنت المأواست گوئي

چه نخلي سدره و طوباست گوئي

 

چه خاكي و چه اقــبالي خــداداد

كه چندان بوسه بر جاي نبي داد

 

***

 

 

سلام اي مهد انـس و آشنايي

سلام اي آشــيـان روشــنـايي

تو ديــدي رحـمة للعالمين را

شنيدي بانگ جبريل امين را

نــگيــن خاتميت قـطــب الاقـطاب

به دورش حلقه‌هاي خيل اصحاب

علي را ديدي و اسـباط و اوتاد

ابـاذر ديدي و سـلمان و مقداد

*** 

حديث از جان و جانان كن ببينم

سخن از روح و ريحـان كن ببينم

تو را شــايد كه با اين لـعـل خاموش

سخن گويي از آن سرچشمه نوش

 

ســخـن اينـجـا وراي حــد قــال است

كه روي اين سخن با اهل حال است

 بعد از دوساعت و چهل دقیقه هواپیما در فرودگاه جده به زمین مینشیند از هواپیما که به سمت تونل تخلیه مسافران میرویم هوای نسبتا گرم و شرجی جده به صورتم میخورد  ،مسافران لباس های زمستانی شان را  یکی یکی از تن بیرون میکنند و  به دنبال یکدیگر به سمت سالن کنترل گذر نامه میرویم 

 

فرودگاه جده همانقدر عجیب است که سرتاسر این سرزمین  هست  شاید اولین فرودگاهی باشد که  به شکل خیمه  ساخته شده است  خیمه های پی در پی  که در عربی به جمع آن خیام گفته میشود اولین چیزی است که برای مسافران جلب توجه میکند  در حقیقت  این فرودگاه ۳۰ ساله برای ورود حجاج در حج تمتع  طراحی شده  و  نیازهای اساسی مسافران  از جمله مکانهای استراحت کاروان ها و دستشویی های فراوان  و... خاص ایام حج در  طراحی آن دیده شده وگرنه  امکانات رفاهی فرودگاه های روز دنیا را در آن نمیتوان دید ،با این همه  از فرودگاه  اصفهان و سالن تازه تاسیس پروازهای خارجی آن که مبدا  این سفر  میباشد بسی بهتر است 

وارد سالن  صدور روادید میشویم  سالنی بسیار بزرگ  و با گیت های خروجی  متعدد ، مدیران کاروان ها تاکید میکنند که مسافران در یک صف  تک نفره  و منظبط بایستند و  از خط قرمز باجه صدور روادید جلوتر نروند و تا اتمام کار نفرات قبل صبر کنند  ،و همچنان دیگر توصیه های لازم  را با اخرین ولوم صدایش  تکرار میکند، هنوزحرفش تمام نشده که صف های چند نفری و کلونی وار  تشکیل میشود  و خط قرمزی که میگفت زیر پاهای مسافران محو میشود مامور عرب داد میزند  و غرلندی میکند و  احتمالا فحشی هم میدهد و من با تاسف نظاره گر  میشوم  تا نوبتم در رسد.

از سالن که خارج میشویم وارد محوطه خیمه ها  میشویم و منتظر میمانیم تا کاروان جمع شود و  به سوی اتوبوس های اماده به حرکت برای مدینه  حرکت کنیم در این فاصله  اولین نشانه های  بد فرهنگی های عرب نمایان میشود  چشم پلشتی این قوم را بارها از زبان  دیگران دیده ام  و اکنون نیز میبینم که با چشمان هرزه چگونه زنان و دختران  کاروانمان را رصد میکنند، دلیل این رفتارشان را جامعه بسته و ضد زن عرب  های  سعودی و  فرقه تندروی وهابیون میدانم  و در روزهای آینده نیز بیشتر به این مطلب پی میبرم  

  الناس  حریص علی ما منع

سفر به سوی مدینه  آغاز میشود، ۴۵۰ کیلومتر  راه در پیش است  ، شن زارهای وسیع و کوه های سیاه رنگ و سوخته در زیر آفتاب  ،  مرا میبرد به  خیال   و  به ۱۴۰۰ سال  زندگی اعراب بادیه نشین  به سفر های طولانی  با شتر و کاروان  از میان این تنور  داغ  و بی آب ،شب های تاریک بی مهتاب  و سکوتی که صدای پای شتری  را از فاصله چند کیلومتری  مشخص میکرد ، شبی از همین شبها  پیامبری  رانده شده از شهر و دیار و مردمش پا در این کویر میگذارد و به سوی  یثرب میرود  یثربی که امروز مدینه النبی خواند میشود   گفته میشود که پیامبر زمان خروج از مکه از خداوند طلب میکند "همانگونه که مرا از سرزمینی که بیش از همه دوستش داشتم خارج کردند ،مرا در سرزمینی که بیش از همه جا دوستش داری قرار بده"

و اکنون من در مدینه ام ، شب هنگام است و وارد هتل میشویم هتل ها  را سازمان حج برای مدت زمان  عمره به طور کامل اجاره میکند  و در اختیار  خدمه و مدیر ایرانی  قرار میدهد،  بعد از مراسم استقبال با چایی  مدیر ایرانی هتل سخنرانی مختصری در باب مکان  هتل و ساعات پذیرایی صبحانه ، نهار وشام و قوانین هتل انجام میدهد و راهی اطاق میشویم تا استراحتی کنیم و  صبح  سوی مسجد پیامبر  شویم

 

 

 

 

سفرنامه مکه و مدینه (حج عمره) قسمت اول

 هجدهم بهمن هزار و سیصد و نود و یک ، باز هم سفری دیگر رقم می خورد ، سفری از جنس دیگر

سفر به سرزمین حجاز  ،به سرزمین وحی و زیارت دو گوهر درخشان آن : بیت الله الحرام و مسجد رسول الله

 

 هرچند این سفر مقدمات بسیاری دارد و بسیاری  نیز به درست برای رسیدن به آن مراحل تزکیه و  امادگی های عرفانی و سیر و سلوک قائلند و به همین دلایل  نیز از سفر پرهیز میکنند ولی بدان پیجیدگی ها هم نیست  و  خداوند ارحم الراحمین نیز  بیت الله الحرام را  برای طواف انسانهای عادی بنا کرده نه فرشتگان منزه بارگاه ملکوتی اش ، همین که دل طلب کند  کافیست  ،

شاعری طبع روان می خواهد

نه معانی  نه بیان میخواهد

لازم نیست علامه باشی تا مقبول درگاه حق گردی ،لازم نیست  فرشته باشی تا پیرهن سفید احرام بر تن کنی، لازم نیست  رخت خوابت سجاده باشد تا  سر بر آستانش بگذاری همین که انسان باشی کافی است و هزار البته که انسان بودن کم نیست

هزار سال ره است از تو تا مسلمانی

هزار سال دگر تا به حد انسانی

دلت که صاف باشد  ،سخنت که درست باشد ، و عملت که  راست باشد و به زبانی  دیگر  گفتارت نیک و کردارت نیک و پندارت نیک باشد  بدان که  انسانی  و کعبه در دل توست  

رفتم که در آینه گیرم خبر از تو

دیدم که در آینه هم جز تو کسی نیست

----

ای خدا این خانه دل هم ز توست

کرده ای معماری آن را نخست

کعبه را گر کرد معماری خلیل

هست معمار دل آن رب جلیل

آنکه انجا چشمه زمزم نهاد

اندر آنجا دیده پر نم نهاد

  

 

 

 

 

موعد سفر فرا می رسد و در راه فرودگاه  من می مانم و هزار اندیشه از سفر پیش روی ،برگ برگ کتابی به قدمت ۱۴۰۰ سال تاریخ با همه خوبی ها و بدیهایش  در ذهنم مروری  دیوانه وار  می کنم ، اسامی مکان ها و شخصیت ها ،جنگ ها و صلح ها،روایت ها  و حدیثها و...  

میروم تا زمان و مکان برگ های تاریخ را به هم پیوند بزنم  و سیاحتی کنم و زیارتی در آنچه از دست آل سعود در امان مانده  که شرح آنرا در نوشته های پیش روی خواهم آورد

آب دریا را اگر  نتوان کشید

هم به قدر تشنگی باید چشید

( ادامه دارد - سفرنامه حج عمره)

 این سفرنامه تقدیم میشود به

مادرم "فخری کمش " (روحش شاد  و جایش در بهشت موعود) 

سفرنامه فریزهند

فصل زیبای پاییز ، فصل برگ ریزان ، فصل هزار رنگ ، و به قول اخوان ثالث پادشاه فصل ها پاییز ،کم انسانی  هست که در این فصل عاشق نشود مجذوب نشود ، مفتون نشود ،غرق تامل نشود

تويي و يك بغل انديشه كه نشخوار كني
در تماشا گه پاييز كه مي ريزد برگ

(سیاوش کسرایی )

 پاییز که میرسد عکاس ها به تکاپو می افتند کوله بار سفر می بندند و دوربین هایشان را به سمت این زیبایی ها نشانه میروند شاید لحظه های نابی از این خانه تکانی طبیعت ثبت شود ،این  بهانه ای شد که ما نیز قصد سفر کرده  جمعی از دوستان را گرد آوریم و قرعه بر نام فریزهند افتاد.
فریزهند نام روستایی است در نزدیکی نظنز در میان دره ای که از برکت وجود کوه های کرکس و جاری بودن آب برف زندگی یافته ،ابتدا در شمال به روستای چیمه میرسد و در جنوب به چشمه آب سرخ فریزهند خاتمه می یابد مسیری در حدود ۶ کیلومتر در میان جنگل ها و کوچه باغ های دنج  به دنبال  مسیر نهری پرآب و خنک .
میان این مسیر یک جاده فرعی به تکیه ای میرسد که برای شروع پیاده روی ما و برای این که دوستان کمتر خسته شوند انتخاب میشود ، از تکیه سادات تا روستای فریزهند مسیر نصف میشود ولی باز هم ۳ کیلومتر پیاده روی لازم دارد تا به روستای فریزهند و چشمه آب سرخش برسیم و اصل برنامه نیز بر پیاده روی و لذت بردن از پاییز در این مسیر  هست.و به زبان فروغ :

آري، آغاز دوست داشتن است

گر چه پايان راه ناپيداست

من به پايان دگر نينديشم

كه همين دوست داشتن زيباست

 

راه رسیدن به تکیه سادات از یک مسیر فرعی در راه فریزهند منشعب میشود مسیری بسیار پر پیچ و خم با پیچ های تند خصوصا برای اتوبوس اما  برای ماشین های شاسی بلند و مینی بوس مشکلی پیش نخواهد آمد هر چند باز هم به یک بلد نیاز است  تا مسیر را پیدا کنید.

به طور کلی در منطقه کوهستانی کرکس که به عقیده من بهشت پنهانی است در دل کویر مرکزی ایران روستاهای فراوانی  چون ابیانه ،قهرود ، کشه ،چیمه، برزو ،در دل دره هایی شکل گرفته است که از برکت وجود کوه های برفگیر خصوصا قله کرکس حیات و سر سبزی یافته اند  آبشار طامه هم  که از چشم اندازهای زیبای این منطقه است  در سمت جنوبی کرکس واقع شده است  .


 ساعت ۱۰ صبح به تکیه میرسیم و همراهان من از همان ابتدای مسیر به وجد آمده  و  دوربین های گران قیمتشان را بر دست ،کنجاوانه  به هر سو پی ثبت زیبایی ها میدوانند.
برگ های زردی که با درخشش خورشید طلایی رنگ شده اند رقصان در باد پاییزی ،   بیخود شده از خویشتن و   از گردش ایام  مستانه خوش آمدت  را میگویند،  درختانی که قامتشان نشان از سالها زندگی در چنین طبیعت بکری را به رخت میکشند  و به تو  که از  شهر دود و ترافیک و درختهای بتنی آمده ای طعنه میزنند ،خش خش برگ های زیر پاهایت سخاوتت را به چالش میکشند ، هر درختی به تنهایی ابراهیم ادهمی است در جلوی چشمان تو ،نهیبت میزنند که ای هان تو در کتاب ها به دنبال  کدام افسانه  میگردی؟  

من بر این باورم که در پاییز
رنگ ها جلوه ی خدا هستند
شاخه ها با تمام عریانی
بی صدا ، غرق در دعا هستند
خلوت کوچه های بارانی
رازهای نهفته ای دارند
در سکوتی چنین ، درختان هم
حرف های نگفته ای دارند ...

(احمد فرجی )


 بیشتر مسیر سنگ چین شده است ،نمی دانم سلیقه انسان دخیل بوده یا قدرت طبیعت ولی نتیجه ،همخوانی زیبایی پدید آورده که بسیار چشم نواز است.

اینجا،در این کوچه باغ های پاییزی ،شاعری میخواهد  تا انچه را که حس میکنی ولی عاجز ار توصیف می مانی را به زبان بیان کند و صد البته که هنر شاعری  نیز در همین است :

حسی به رنگ پاییز

پاییز می‌آید

آری قاصدک‌ها خبر آورده‌اند…

پاییز خواهد آمد خش‌خش برگ ، عطر باران، بوی خاک…

پاییز خواهد آمد باید قشنگ‌ترین دفتر‌هایم را درآورم؛

نوشتن حس‌های تازه ، رنگ زرد ، رنگ نارنجی

احساس می‌کنم پاییز آسمان را به من نزدیک‌تر می‌کند

انگار هدیه می‌دهد یه بغل اندیشه ، یک بغل شعر ، یک بغل احساس

نم‌نم باران ، موسیقی باد…

گونه‌ی گل انداخته از سرما…

حس دلتنگی… حس بی‌تابی…

حس عشقی که نمی‌دانم چیست؟!

عطش رفتن راه رویایی ، پر برگ خیس ، کوچ پاییزی…

آسمانش ابری ، پر امید ، پر از حس رسیدن به زمین ، پر از عشق…

و زمینی لبریز نیاز…

و رهایی از عطش تابستان

تار و پود پاییز

خوشه‌ی گندم ، انتظار دشت ، می‌رسد وقت درو

و اناری که نگاهش به من است از حیاط ساکت مادربزرگ

شعر از:نرگس همدانيان

(عکس : رضا اسماعیلی )

چشمه سرخ فریزهند (عکس : مهسان کوهی )
 

سفرنامه کویر خارا قسمت دوم

پنج شنبه سیزدهم مهر ماه نود و یک
باز هوای شب های کویر مرا به سوی خود میکشاند  باز شعر فروغ در خاطرم تکرار میشود شعری که در ذهن من با کویر پیوندی جدا نشدنی دارد

نشانده ای مرا کنون به زورقی

ز عاجها، ز ابرها، بلورها

مرا ببر امید دلنواز من

ببر به شهر شعرها و شورها

...

نگاه کن

من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین برکه های شب شدم

قبل از شرح سفر نامه ،برای این که دوستان با موقعیت کویر خارا یا کویر حسن آباد آشنا شوند  لازم است مختصری  راجع به  جغرافیایی آن بنویسم:

کویر خارا نزدیک ترین کویر به شهر اصفهان با فاصله حدود یکصد کیلومتری در محور شرق و در حاشیه روستای حسن آباد واقع شده و در ادامه به تالاب گاوخونی پیوند می یابد تالابی که امروز فقط اسمی از ان بر روی تابلوهای زنگ زده نقش بسته است. بلندترین تپه شنی یا رمل موجود به ارتفاع حدود یکصد متر است و بالارفتن از آن واقعا انرژی بسیاری را طلب میکند .

 

 

برخلاف دیگر سفرهای کویری ام که با گروههای رصدی و در نظر گرفتن موقعیت ماه در آسمان شب عزم سفر میکردیم تا از تاثیر نور ماه در رصد ستارگاه در امان باشیم این بار با یک گروه توریستی و ماه تقریبا کامل و پرنور یعنی در ۷۵درصد فاز ماه کامل که به نحو کاملا مشهود آسمان کویر را روشن میکند و ستارگان را از دید ما پنهان میکند  تنها و صرفا به مناسبت هفته جهانی فضا  و حضور یکی از بهترین دوستان رصدگر  قدیمی ام به نام محمد سلطان الکتابی بار سفر میبندم و لیکن در لحظه آخر باخبر میشوم که به علت بیماری  ایشان همسفر ما نخواهند بود
باز خوشبختانه با دوستانی  در طی راه آشنا میشوم که جای  خالی  آن دوست عزیز را برایم پر میکنند

به  حسن آباد که می رسیم آفتاب غروب کرده و اتوبوس در تاریکی  مطلقی که قبل از حضور ماه وجود دارد در میان شنزار ها پیش میرود از پنجره هیچ چیز جز سیاهی شب دیده نمیشود در این مسیر اگر راننده کمی اشتباه کند و ماشین از مسیری که جای تایر خودروهای  قبلی است منحرف شود در شن ها گیر میافتد و اینگونه نیز میشود کمی دنده عقب و دنده جلو  و تخته گاز کاری میکند که اتوبوس درست در شن ها فرو برود و  دیگر یک سانت هم حرکت نکند خوشبختانه در چندصد متری مقصد و محل اسکان هستیم و دوستان پیاده میشوند تا کمپ هایشان را بر پا کنند و فردا چو بیاید فکر فردا کنند و برای ماشین در روشنایی روز چاره ای بیاندیشند.

باد خنکی می وزد و دوستان لباسهای گرمشان را بر تن میکنند به تجربه میدانم که این باد خنک ،دم صبح چنان سوز سرمایی میشود که هیچ کسی را جرات بیرون رفتن از چادر به قضای حاجت نیست کمی از دوستان جدا میشوم تا به آسمان عرض ارادتی کنم ،

نگاه کن که من کجا رسیده ام

به کهکشان، به بیکران، به جاودان

کنون که آمدیم تا به اوجها

مرا بشوی با شراب موجها

مرا بپیچ در حریر بوسه ات

مرا بخواه در شبان دیرپا

مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره ها جدا مکن

 در تاریکی کمی پیش میروم ،وزش باد در گوشم نجوا میکند مانند نجواهایی که در سریال گمشدگان بود نامفهموم ،هراس انگیز ، مسحور کننده ، گویا خوش آمد میگوید اما حذر هم میدهد در عین زیبایی غافلت میکند گمراهت میکند زنهار میدهد که طبیعت دنیایی اش را فراموش نکنی  و فریفته اش نشوی ،هر چند  این مطالب برای کویر خارا کمی مبالغه آمیز است اما من خاطره ام را از کویر گردی های بسیاری جمع آوری کرده ام .

 تاریکی شب و روشنی آسمان تو را وادار میکند سر به  بالا بگیری و از چراغانی آسمان  لذت ببری  ،راه شیری ، تنها کهکشانی که متعلق به توست و تو متعلق به آنی  آنهم میان میلیاردها کهکشان که هر کدامشان میلیاردها سیاره و خورشید چون خورشید تو دارند و اینجاست که  ناخوداگاه میپرسی چیستم من ؟
چیستم  من؟
برجا ز كاروان سبك بار آرزو؟
خاكستري به راه؟
گم كرده مرغ دربه دري راه آشيان؟
اندر شب سياه؟

یکی دو ساعت فرصت هست تا ماه، آسمان را روشن کند و چهره کویر را هم عوض کند. رمل ها در نور ماه حالتی نقره فام پیدا میکنند ،عده ای از دوستان مشغول عکاسی میشوند و من مرور خاطرات میکنم، یاد دوستان قدیم رصدگر ،یاد شب نشینی ها و محفل شعر ،یاد ساز استاد عشیق ،یاد سوز نی و آواز نای ،یاد آواز ماهور و اصفهان  با صدای دوست عزیزم جناب سلطان الکتاب و.....

صدای همهمه ای میآید دوستان کمپ هایشان را بر پا کرده اند و آتشی فراهم آورده اند و دور تا دور آن بنشسته و آواز میخوانند به سویشان میروم و در تعجبم چه زود بساط کرده اند


از محفل آسمان به محفل زمین میروم و در کنار جمع می نشینم مهلتم نمیدهند تا نفسی بگیرم  میگویند آوازی بخوانم میگویم صدایم فقیر است نیم دانگ هم ندارم که به نامتان کنم راضی نمیشوند میگویند بزن دستی  و رقصی کن   ز عشق آن خداوندان ... میگویم  نفسی تازه کنم ، بر روی چشم و رخصت گرفتم تا دیگران هنر بنمایند .

رقـص آن جا کن که خــود را بشکنی

پنبه را از ریشِ شهــــوت بــرکنــی

رقـص و جولان، بر سرِ میدان کننــد

رقـص انـدر خونِ خود مردان کننـــد

چون رهند از دستِ خود، دستی زنند

چون جهند از نقص خود، رقصی کنند

مُطــربانشان از درون، دف می زننــد

بحــرها در شــورشان،کف می زننــد

تــو نبینـی ،لیک بهــرِ گــوششـان

بــرگ ها بــر شـاخ ها هم ،کف زنان

کار بالا میگیرد و دوستی تنبکی از آستین بیرون میکشند و ریتم ها هماهنگ تر میشود اما میدانم که آتش تند زود به خاکستر نشیند ،ساعتی میگذرد و کم کم دوستان پراکنده میشوند و هوا  هم سرد تر میشود 
کم کم بساط چایی و قلیان به راه میافتد و دوستان اهل دود کنار هم جمع میشود و ازخدا چه پنهان ما نیز به جمعشان می پیوندیم