X
تبلیغات
خاطرات سیاحت

قالب وبلاگ


خاطرات سیاحت
سفرنامه - عکسهای در سفر - خاطرات و تجربه های شخصی من  
آخرين مطالب

وقتی صحبت سفر به استان های گیلان و مازندارن میشود ، سردرگمی در طرح ریزی برنامه سفر خودش را نمایان می کند ، به این علت که دیدنی های این دو استان  بسیار فراوان و پراکنده هستند ، زمانبندی سفر نیز به همین مراتب سخت تر میشود ، قطعا در هر سفر فقط میتوان گوشه ای از زیبایی های آن را سیر  و سیاحت کرد .

جاده های  ارتباطی  روستاها  در هر دو استان گیلان و مازندارن ، جاذبه های روح نوازی دارد  ،جاده هایی  با پیچ و خم  های فراوان  در میان جنگلهای مرطوب و مرموز  ، گاهی از میان مه و گاهی از میان باران  همراه با  نغمه ها و صداهای طبیعت وحش آن، که بسیار دلنواز است 

جاده های معروفی چون جاده ۲هزار و ۳ هزار و جاده عباس آباد- کلاردشت  هر کدام  با همه شباهت هایی که دارن زیبایی ها ی خاص خودشان را هم دارند اما بدون تردید یکی از زیباترین جاده هایی که تا به امروز  دیده ام  جاده ای باریک ،میان دو شهر اسالم در استان گیلان به خلخال در استان اردبیل  است .

جاده اسالم به خلخال به مسافت حدود ۶۰ کیلومتر  در دو سوی کوهستان طالش قرار دارد که  چون سدی در برابر رطوبت خزر عمل میکند و دو چهره متفاوت از  طبیعت  را در دو سوی خود پدید آورده است جاده اسالم به خلخال از این کوهستان گذر میکند و حدود ۱۰ کیلومتر بعد از خلخال به نقطه اوج این  تلاقی میرسد  اکثر اوقات مه غلیطی در این محدوده حاکم است  و جاده دارای دست انداز ها و اسفالت زدگی های فراوانی است پس اگر خودروی مطمئنی ندارید ریسک سفر به این جاده  باید  بپذیرید.

بعد از طی مسافت حدود ۱۰ کیلومتر از خلخال به سمت اسالم به مه برخورد میکنید و حدود ۱۰ کیلومتر دیگر را در مه غلیظ باید رانندگی کنید تا کم کم چشم ، محیط اطرافش را بتواند ببیند .همین که مه باز میشود شگفتی طبیعت زیبای آن نمایان میشود

۴۰ کیلومتر باقی مانده مسیر ، جاده بهتر میشود و زیبایی های آن نیز افزون ، تعدادی روستاهای کوچک در مسیر وجود دارد و کلبه های پراکنده در دشت هایی میان کوه ها،  گهگاه به چشم میخورد  مطمئنا اگر سفر جاده ای  مقصود نبود  هرکدام از این مناظر  جاذبه  چندروز گشت و گذار و کشف طبیعت زیبای پنهان در خود را دارد

از ارتفاعان که کم میشود جاده، وارد جنگلهای  طالش میشود حدود ۲۵ کیلومتر مانده به اسالم جاده ای تقریبا مشابه با جاده عباس آباد - کلاردشت را شاهد هستیم ولی با جذابیت های بیشتر و تمییز تر بودن مسیر  آن .

 در پایان تعدادی عکس که در مسیر گرفته شده است را   قرار میدهم و لیکن هیچکدام از این عکسها نمیتواند زیبایی بلاوصف این جاده را نمایان کند. تا خود ببینید و لذت ببرید.

 

سفرنامه اسالم به خلخال - اسالم -خلخال - طبیعت اسالم  خلخال - جاده اسالم  خلخال - جنگلهای اسالم خلخال - طالش -  سفرنامه اسالم به خلخال - اسالم -خلخال - طبیعت اسالم  خلخال - جاده اسالم  خلخال - جنگلهای اسالم خلخال - طالش -  سفرنامه اسالم به خلخال - اسالم -خلخال - طبیعت اسالم  خلخال - جاده اسالم  خلخال - جنگلهای اسالم خلخال - طالش -  سفرنامه اسالم به خلخال - اسالم -خلخال - طبیعت اسالم  خلخال - جاده اسالم  خلخال - جنگلهای اسالم خلخال - طالش -  سفرنامه اسالم به خلخال - اسالم -خلخال - طبیعت اسالم  خلخال - جاده اسالم  خلخال - جنگلهای اسالم خلخال - طالش -  سفرنامه اسالم به خلخال - اسالم -خلخال - طبیعت اسالم  خلخال - جاده اسالم  خلخال - جنگلهای اسالم خلخال - طالش - 

[ شنبه نوزدهم مرداد 1392 ] [ 10:12 ] [ محمد فریار ]

مرداد ماه ، هنگامی که در شهر های مرکزی  ایران ، خرما پزان است و مردم  این مناطق با دمای بالای ۴۰ درجه دست و پنجه نرم میکنند ، باورش سخت است که  در همین فلات ایران مناطقی هست که می بایست کاپشن بر تن کنی تا از سرمای هوا  در امان باشی ، یکی از این مناطق خوش آب و هوا  و خنک در تابستان سوزان ، سرعین است.

سرعین در فاصله ۳۰ کیلومتری از ارومیه قرار دارد خوشبختانه این فاصله اتوبان است  و این نشان از کثرت سفر به این منطقه به جهت توریستی بودن آن است

سرعین به دو چیز معروف است یکی وجود  چشمه های آبگرم  رشته کوه های سبلان  و دیگری شب های زنده  و پر جوش و خروش آن در  تابستان. 

ورودی شهر که میرسیم  تعدادی ایستاده اند تا خانه ای  یا آپارتمانی کرایه بدهند  قیمت ها  از شبی ۳۰ هزار تومان هست به بالا  ، و اکثرا در میدان ورودی شهر قرار دارند ، تجربه ام این است که ابتدا دوری در شهر بزنم و با حدود شهر آشنا شوم  و موقعیت مناطق توریستی و سیاحتی و بازار  شهر را شناسایی کنم  و بعد  اقدام به کرایه خانه یا هتل کنم

شهر سرعین یک میدان مرکزی دارد که بیشتر تمام خیابانهای آن به این میدان میرسند و مرکز توریستی شهر نیز هست ، خوشبختانه هتل های بسیاری با درجه های ۳ ستاره و ۴ ستاره و هتل آپارتمانهای فراوانی در اطراف این میدان ساخته اند که بسیاری از انها دارای استخر آبگرم طبیعی نیز هستند . قیمت ها از شبی ۸۰ تا ۲۰۰ تومان است ، البته در ایامی که پیک مسافر نباشد و یا در ماه رمضان درصد بالایی هم تخفیف دارند.

هتل قهوه سویی و استخر آبگرم آن

 

قیمت دوخوابه و ۴ تخته هتل قهوه سویی برای یک شب ۱۹۰ تومان و  سه خوابه و شش تخته آن ،۲۵۰ تومان است

هتل آپارتمان جام جم نیز در یکی یگر از خیابانهای اطراف میدان را قیمت میکنم  و که اطاق دوتخته  ان را به قیمت شبی ۴۵ هزار تومان ، برای اقامت در نظر میگیرم .

بعد از اقامت برای پیاده روی وارد خیابان مرکزی شهر میشوم ، دو طرف خیابان ها را کبابی  ها و رستورانهای سنتی و اش دوغ فروشی را احاطه کرده اند و گاهی میان اینها یک فروشگاه لباس و یا یک بازارچه کوچک هم  دیده میشود  .

 

 

 

 انواع مختلف کباب کوبیده ، برگ ، دل و جگر ، خوش گوشت، جوجه   و کباب ترکی ها  و  دیزی در ظرف های سفالی و آش دوغ مخصوص سرعین و سیرابی  و ... کمتر مسافری هست که بتواند مقاومت کند و به سمت این غذاهای لذیذ کشیده نشود. کیفیت غذا ها هم خوب هست  و هم خوش طعم لیکن کسانی که معده حساسی دارند لازم است دقت کنند که  کمی  بیشتر از حد معمول چرب  هست

 فروشگاهای لباس و بازارچه های سرعین مملو است از اجناس بی کیفیت چین ، که کمتر مسافری را دیدم که رغبتی برای خرید آنان پیدا کند لیکن دو نوع جنس بیشترین اقبال خرید را دارد یکی حوله و دیگری مایو برای استخر های آبگرم 

 

دومین موردی که در سرعین بسیار به چشم میآید وجود مجموعه ها ی آبدرمانی و استخر های آبگرم کوچک و بزرگ است ، یکی از قدیمی ترین و بزرگترین استخر سرعین استخر "گاو میش گلی " است که به خاطر اسم عجیب آن ورد زبان تمام مسافران سرعین است، استخر ، سبک سنتی خودش را حفظ کرده است و بسیار شلوغ میشود ولی اگر روحیه حساسی دارید و  به دنبال یک استخر با معیارهای امروزی میگردید استخر ایرانیان را که در ورودی شهر قرار دارد پیشنهاد میکنم، بسیار تمییز و بزرگ و با تمامی امکاناتی چون سونا و  دوش های آبگرم و ....

استخرهای دیگر  کوچک تر هستند  مانند استخر آبدرمانی ژنرال و قهوه سویی و استخر های اختصاصی هتل ها و وان های خصوص هم به وفور وجود دارد اما توصیه میکنم علاوه بر اینها  یکی از دو استخر ایرانیان و گاو میش گلی را حتما سری بزنید 

 

عکسهای استخر گاو میش گلی را در لینک زیر میتوانید ببنید: 

http://namehnews.ir/News/Item/399/1/

سایت مجموعه آبدرمانی قهوه سویی:

http://www.gahve-suyi.ir/gallery/index.php

سایت مجموعه آبدرمانی ایرانیان

http://sareincity.com/spa-iranyan.htm

 

 

و سومین مورد چشم گیر وجود فروشگاه های فروان  عسل  هست  که در انواع رنگ ها و طعم ها  ،عسل عرضه میکنند در مورد کیفیت عسل ها ،نطری نمی توانم بدهم چون استعدادی در شناسایی عسل مرغوب از نامرغوب ندارم  ولی اگر اطلاع داشته باشید اجازه چشیدن و انتخاب را به شما خواهند داد.

 

 آش دوغ سرعین بسیار خوش طعم است و بسیار لذت دارد که بعد از استفاده ار آبگرم  های داغ سرعین و هوای خنک آن یکی دو کاسه آش دوغ  سفارش دهید  البته آش دوغ طبع سردی دارد  و  بیشتر از دو کاسه آن ممکن است دردسر ساز باشد.

در  یکی از فروشگاه های نزدیک میدان اصلی، شیرینی فروشی میبینم که باقلوای استانبولی  میفروشد . باقلوای استانبولی نوعی باقلوا است که در شیره عسل یا شیرعسل خوابانده میشود و بسیار خوشمزه است  به هیج وجه آنرا از دست ندهید.

اگر اهل استفاده از آبگرم هستید اقامت در  سرعین برای دو شب بسیار مناسب است .

سفرنامه سرعین - سرعین آبگرم - سرعین آب گرم - سرعین هتل ها - سرعین - سرعین گاو میش گلی - سرعین اردبیل - سرعین آش دوغ - سرعین سفر سفرنامه سرعین - سرعین آبگرم - سرعین آب گرم - سرعین هتل ها - سرعین - سرعین گاو میش گلی - سرعین اردبیل - سرعین آش دوغ - سرعین سفر  سفرنامه سرعین - سرعین آبگرم - سرعین آب گرم - سرعین هتل ها - سرعین - سرعین گاو میش گلی - سرعین اردبیل - سرعین آش دوغ - سرعین سفر  سفرنامه سرعین - سرعین آبگرم - سرعین آب گرم - سرعین هتل ها - سرعین - سرعین گاو میش گلی - سرعین اردبیل - سرعین آش دوغ - سرعین سفر

 

[ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 ] [ 16:49 ] [ محمد فریار ]

الوداع ای کعبه اینک وقت هجران آمده

دل تنوری گشته و زو دیده طوفان آمده

 

رسید وقت وداع از سرزمین وحی و دریغا که  چه زود گذشت عمر سفر  ،  برای آخرین طواف به سوی مسجد الحرام میروم  ،شب آخر  اقامت در مکه است  و شب وداع همچون   مدینه  سخت دلگیر است ،دل اما  اینبار  بی قرار تر شده ،اگر در مدینه شوق وصال بود  اکنون   غم هجر است  و غم هجران برای کام کشیده  ها بسی دشوار تر  است ، در این احوال گوییا داغ مدینه  هم تازه شده است 

بر که توان نهاد دل تا ز تو واستانمش

دست به جان نمی‌رسد تا به تو برفشانمش

هر که بپرسد ای فلان حال دلت چگونه شد

خون شد و دم به دم همی از مژه می‌چکانمش

لذت وقت‌های خوش قدر نداشت پیش من

گر پس از این دمی چنان یابم قدر دانمش

 

 لحظه ها  تند تر  از پیش ، روانند  ، اینجا که هستی ، چو ماهی غرق در آبی ، خبر از  جریانی که در آن هستی را   نداری ، بیرون از اب که می افتی ، حسرت ها است که احاطه ات میکند.

  به سوی مطاف میروم ،هر چند  بارها  سعی داشتم تا که فرصتی دست میدهد به طواف بروم  و  حس و حال وصف ناپذیرش را تجربه کنم  اما طواف وداع حال دیگری دارد  بغض در دل داری و  چشم از دیدن کعبه بر نمیداری ، پایت پیش نمیرود   و دلت هنوز سیراب نشده  و صد البته که  نمیشود ،جام دل  کجا و وسعت دریا کجا ، باید به هر چه در پیمانه ات ریخته اند اکتفا کنی .

آب دریا را اگر نتوان کشید ، هم به قدر تشنگی باید چشید

 کمی خلوت تر شده است و هوا هم کمی خنک تر ، همه اینها دست به دست هم میدهند تا طوافی به یاد ماندنی برای وداع رقم بخورد .

 به سوی پشت بام  حرم میروم که  متاسفانه مختص آقایان است مثل هر بار تعداد کمی هستند ،دیدن گردش طواف از آن بالا  بسیار زیباست و مدتی مشغولم میکند 

شرحش چه کنی که هر چه گویی

گویند مگو که بیش از آن است 

،ساعت ،نیمه شب را رد کرده است  اما دل قصد جدا شدن ندارد ،به خود نهیب میزنم که فردا روز سختی در پیش داریم . در نظر گرفتن توان بدنی خصوصا در این سفر بسیار مهم است و بودند زائرانی که به ولع زیارت بیشتر بدنشان را فرسوده میکردند و  مستعد پذیرش بیماری میشدند چنانکه در مکه یکی دو روز کامل را بستری میشدند .

اتوبوس ها منتظرند که ما را به فرودگاه جده منتقل کنند همان فرودگاهی که در پست اول این سفرنامه و هنگام ورود به مکه راجع به آن نوشته بودم ، اما این زائران در هنگام خروج  از مکه دیگر آن زائران بدو ورود نیستند هر چقدر هم بد گمان باشیم و این احوال را موقت و حاصل جو و فضا بدانیم اما در اصلیت موضوع خللی وارد نمیکند این زائران صبورتر شده اند ،مراعات یکدیگر را بیشتر میکنند، چهره هایشان مهربانتر است ،خندانند و دست کمک دارندو.... همه اینها به طرز مشهودی عیان است

 هر چند همه متفق القول از گذر سریع این سفر نالانند اما حال و هوای همه یکی نیست ،کم کم فکر دیدار خانوداه و آشنایان در ذهن تک تک زائران رخنه میکند کوله بارشان برای آنها ،حرف هایی است  که برای گفتن و خاطراتی  است که برای تعریف کردن دارند و شیرین تر از همه سوغات که برای عزیزانشان فراهم کرده اند تا لبانشان را خندان سازند .

به فرودگاه که میرسیم معطلی کمی دارد بارها را که تحویل میگیرند و بلیط ها را میدهند و پاسپورت ها را مهر خروج میزنند و این مهر، حسی در خود دارد که وصفش را ناگفته میگذارم ، سریع به ترمینال خروج میرویم و آنجا بایست دو ساعتی معطل بمانیم تا وارد هواپیما شویم عده ای خسته از زیارت شب گذشته، صندلی های فرودگاه را تخت خوابشان میسازند و عده ای به گپ و گفت اوقات میگذرانند . کم کم بی نظمی دایمی و معروف ایرانی ها دامن گیرمان میشود و اوج آن لحظه ای است که اعلام میکنند وارد هواپیما شویم

 

 

وارد هواپیما که میشوم  چشمم به روحانی کاروان میافتد کنجکاو میشوم که  کجای هواپیما صندلی دارد به من که میرسد زبانش باز میشود و از آنجایی که از اول سفر تا روز آخر  مرا  با وی کاری نبود و گمانش به کفر من یقین بود طعنه ای تحویلم میدهد  با لبخندی میگذرد و من در دل میگویم:

بگو  به حاجی ما ،حجت گر صواب و رواست

و لیکن  از بر شیخت، سفر به کعبه خطاست

 

 

در پایان سفرنامه دعایی دارم  و التماس دعا برای دوستانی که عازم  این سفر هستند ،انشالله که  مطالب این  نوشته ها  مفید واقع شود و  همچنین یادآور خاطرات خوبی باشد  برای دوستانی که  این راه را رفته اند.

بارالها زیارت خانه ات و زیارت  رسول الله  را برای تمامی مشتاقان آن دیار  فراهم و آسان فرما  برحمتک یا ارحم الراحمین

خدایی که او مکّه و شام کرد

تو را حاجی از بهر آن نام کرد

که هر صبح و شامی کنی بی گزاف

به پیراهن کعبه دل طواف

حرم نشکنی در مقام وفا

گران سنگ باشی چو کوه صفا

چو تو پویه با نفس ابله زنی

نه حاجی ،که اعرابی رهزنی

در کعبه زن تا امانت دهند

همان سوی ران تا همانت دهند

 

 پایان سفر نامه مکه و مدینه سال ۱۳۹۱

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تعدادی ویدئو های کوتاه  که دیدنش خالی از لطف نیست
تاریخ تمام ویدئو ها بهمن ماه ۱۳۹۱

---------------

 

صحن مسجد النبی

 

http://www.aparat.com/v/NyiSM

-----------------

مسجد شجره

http://www.aparat.com/v/YbLWS

------------------

طواف کعبه

 

http://www.aparat.com/v/DQFrv

---------------------------

به سوی کعبه (مسجد شجره)

 

 

http://www.aparat.com/v/QhINm

---------------------------

طبقه دوم مسجد الحرام (ساعت ۱۱ شب)

 

http://www.aparat.com/v/Fbu1p

 

[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 21:2 ] [ محمد فریار ]

روز سوم اقامت در مکه هستیم و از طرف کاروان اعلام شده است که مانند مدینه یک نیم روز مختص به زیارت دوره خواهیم داشت  صبح ساعت ۸ در لابی هتل جمع  میشویم و با اتوبوس ها برای دیدن مکان های زیارتی شهر مکه  عازم  میشویم  اولین مکانی که  توقف میکنیم  قبرستان  معلاه یا قبرستان ابوطالب هست که  با فاصله کمی از هتل و در داخل شهر قرار دارد  کمی پیاده میرویم ،مسیر پر از کبوتر هایی هست که به هوای دانه هایی که زوار برایشان روی زمین ریخته اند در این محدود جمع شده اند  قبرستان با دیوارهای  سفید و پنجره های سفید  محصور شده است و امکان زیارت  از پشت این حصارها میسر  است  و مانند دیگر قبرستانهای  عربستان  هیچ نشانه ای جز خاک و یک تکه سنگ  بی نام و نشان برای مقابر وجود ندارد و فقط با اشاره روحانی کاروان میتوان فهمید که چه کسانی دفن هستند ازجمله معروفترین اشخاصی که در این محدوده دفن شده اند حضرت خدیجه و  عبدالمطلب و ابوطالب  می باشند

مکان بعدی که اتوبوس نگه میدارد  تقریبا هیچ چیز وجود ندارد  با خود میگویم  شاید  چرخ اتوبوس پنچر شده است اما  وقتی که همه پیاده میشوند  و روحانی با بلندگو پایین میرود  با خود فکر میکنم که احتمالا یک اثری  هست که باز با عقاید سعودی ها  ضدیت دارد و بی توجهی آنها  باعث  نابودی اثر شده است  به هر حال پیاده میشوم و روحانی  میگوید که اینجا کوه ثور است و  با دست به دور دستها اشاره میکند که غار ثور که پیامبر در هجرت از مکه  به مدینه در آن پنهان شدند در این کوه است 

جالب این که در این مکان هیچ کاروانی به جز ایرانی ها نگه نمیدارند و این نشان میدهد  که هیچ سابقه  و سند تاریخی بر وجود چنین مکانی در این محدوده وجود ندارد  ،تا به اینجای سفر بی توجهی سعودی را ها را نسبت به آثار تاریخی  و ملی و مذهبیشان را دیده بودم اما تاریخ سازی  ایرانی ها هم مرا یاد جمله ای میاندازد که  میگوید نه به آن شوری شور و نه به این  بی نمکی  ،  مانند این است که شما را  به کوهپایه  یکی از قله های سلسله جبال زاگرس ببرند و بگویند  در این سلسله جبال یک غاری است که خودمان هم نمیدانیم کجاست اما در تاریخ  نامی از  آن برده شده است 

سوار میشویم و به سمت  کوه نور میرویم که  در بالای آن  معروفترین غار جهان اسلام  ، غاز حرا قرار دارد  خوشبختانه این غار از بسیاری جهات با سندهای تاریخی و موقعیت جغرافیایی که  دارد دارای صحت و سقم است  علاوه بر ان هم زایران دیگر کشورها هم  برای دیدن آن راهی میشوند   ، روحاني   کاروان در پایین کوه فقط   با اشاره دست محدوده آنرا  نشان میدهد و  برای دیدن و نماز گذاردن در آن باید خودمان دست به کار شویم و صبح بسیار زود یعنی ساعت۳ صبح یک تاکسی دربست گرفته  و برویم  که این برنامه را برای فردا با چند نفر از دوستان برنامه ریزی میکنیم

 

 

 

مکان بعدی سرزمین  منا و عرفات است که در ایام حج تمتع  حاجیان در آن  اقامت میکنند و  اعمال حج را به جای میآورند  ولی در حج عمره  جزو اعمال نیست  در این   منطقه حدود ۳ تا ۵ میلیون زائر باید از روز نهم دی الحجه تا ۱۲ ذی الحجه اعمال مخصوص به خود را به جای آورند و بالطبع دارای محل های اقامت زائران و سرویس های بهداشتی و استراحت و مسیرهای رفت آمد و تابلوهای راهنمای زوار هست و اگر عدد ۵ میلیون را ذهنتان تجسم کنید که به یکباره در این مکان جمع میشوند متوجه میشوید که چه عظمتی است  و صد البته که این مراسم بالنفسه هم دارای عظمت هست چرا که در روایات متعددی  گفته شده است که " الحج عرفات " البته از دید معنایی  هم میتوان تفسیر این جمله را با ایهام ، مفهوم شناخت ها دانست  که باز هم در  موضوع عرفه  صدق میکند  چرا که عرفه یعنی شناحت و حج هم شناخت است و سرزمین عرفات هم تسهیل کننده  این شناخت است  و  این موضوع را کسانی که در عرفات وقوف داشته اند و  در منا اقامت کرده اند  تایید میکنند 

اتوبوس از میان چادر های نصب شده که به صورت خیمه هستند  عبور میکند و تا چشم کار  میکند  خیمه ها را میبینم بسیار شگفت انگیز است و حتی فکر این که چنان جمعیتی در  وسعتی  حوالی چندین کیلومتر مربع اقامت کنند هم  تصور ناپذیر است

این منطقه به سه ناحیه عرفات و منی و مزدلفه تقسیم میشود که برای هر کدام یک ابتداو یک انتها  وجود دارد که با تابلوهایی با نوشته هایی چون " بدایه المزدلفه " و "نهایه المزدلفه"  مشخص شده اند،اتوبوس در عرفات و جبل الرحمه (که روایات بسیاری در باب آن هست  ) کمی توقف می کند  سپس به سمت مزدلفه میرویم در مزدلفه  حجاج شب دهم ذی الحجه اجتماع میکنند و بعد به سوی وادی منا میروند و شبهای یازدهم و دوازدهم را در منا بیتوته می کنند  و در آنجا اعمال  رمی جمرات و قربانی و حلق و تقصیر را به جای میآورند

بعد از بازدید از این منطقه کاروان  به سمت هتل میرود و بازدید و زیارت مکانهای باقی مانده را بر عهده خودمان میگذارد مکانهایی چون مسجد تنعیم و موزه مکه و غار حرا  که شرح انها را  در همین  قسمت می نویسم

همان ورودی هتل که میرسیم با چند تن از همسفران برای رفتن  به غار حرا هماهنگ میکنیم  قرار میشود که ساعت  ۳ صبح جمع شویم و  با یک تاکسی دربست به سمت  کوه نور برویم   مدیر کاروان راهنمایی میکند که با خودمان دوربین و موبایل نبریم چون در کوه میمون ها یی که در  لابه لای  تخته سنگ های کوه زندگی میکنند علاقه خاصی به این وسایل دارند   و بسیار محتمل است که بدون دوربین ها و موبایل هایمان برگردیم همچنین یک بطری آب خنک هم همراه ببریم و  سعی کنیم قبل از طلوع آفتاب باز گردیم که آفتاب به شدت  اذیت میکند توصیه هایش را به غیر از بدن دوربین به گوش جان میسپاریم و صبح فردا رهسپار میشویم سوار تاکسی که میشویم به زبان عربی میگوییم جبل النور  و ما را به پای  کوه میبرد  شب است و  مسیر  بدون چراغ و کمی ترسناک است اما کثرت زائران به ویژه ایرانی ها کمی قوت قلب هست  مسیر  کوه را که بالا میرویم گاهی پله هست گاهی نرده کشی کرده اند و گاهی هیچ چیز نیست   معلوم است که دولت عربستان مانند دیگر مکانهای تاریخی اش توجهی به این  غار   ندارد چرا که هیچ دخالتی در آن نمیکند  نه روشنایی نه ساخت پله و مسیری  نه  ایستگاهی و نه  حتی مامور و پلیس امنیتی در این  منطقه وجود ندارد  کوه پر است از فقیر های پاکستانی که  در طول مسیر از شما پول طلب میکنند هر گوشه هم بطری های پلاستیک و مواد غذایی باقی مانده از اینها و زایران دیده  میشود  حدود  ۴۵ دقیقه طول میکشد تا به بالای کوه برسیم  حدود یکصد نفری بالای  قله هستند از بالای کوه چشمم به چراغ های مسجد الحرام میافتد که مانند نگینی در حلقه کوه های  اطرافش میدرخشد  منظره زیبایی است و مدتی مرا مشغول خودش میکند  تصور میکنم که در زمان  زندگی رسول الله چراغ های پی سوزی که  در اطراف کعبه نصب میکردند را  هم میشد از این فاصله دید  ؟

کمی که پایین میروم  تخته سنگی را میبینم که بر روی آن نوشته شده است غاز حرا ،  تصوری که از غار دارم با غار حرا کمی متفاوت است  غار حرا از چند تخته سنگ که بر روی هم قرار گرفته اند و  یک دالان کوچک  چند متری  را ایجاد کرده اند  تشکیل شده است  و این  با مفهوم کلی غار بسیار متفاوت است  به هر حال تشکیل این تخته سنگ های عظیم  در بالای قله کوه  برای من جالب بود  در  دهانه کوچک ورودی غار با رنگ سفید  و سبز و قرمز  تابلویی کشیده اند که نشان میدهد اینجا غار حرا است  در بیرون  مردم در نوبت نماز گذاردن پشت سر هم ایستاده اند  و البته بیشتر از ۲ نفر نمیتوانند در داخل غار نماز بخوانند 

بدنه داخلی غار را خط نوشته هایی با مضمون محمد رسول الله و  لا اله الا الله و  آیه بسم ربک الذی خلق را با انواع خط ها و طرح ها کشیده اند و از روی نوع نگارش معلوم است که بیشتر کاز زائران پاکستانی هست ، در داخل غار سقف را با چوب و کمی پارچه های کهنه   و کف را با یک قالی که  پر از خاک و  پوسیده و کهنه است هم تزیین کرده اند  و هم وسعت داده اند  تا تعداد بیشتری نماز بخوانند

از کوه که پاییم می آییم آفتاب کم کم در حال طلوع است برنامه بعدی را برای موزه مکه که به زبان عربی به آن متحف الحرمین الشریفین میگویند  قرار  میدهیم  و از آنجایی که ساعت ۹:۳۰ صبح باز میشود به سمت هتل میرویم  تا  صبحانه ای بخوریم و تجدید انرژی کنیم

موزه مکه ساختمانی است  در دوطبقه که  آثار مربوط به  مسجد الحرام و مسجد النبی  را بیشتر از دوره عثمانی ها تا به زمان حال نگه داری میکند  نرده های دور چاه زمزم  و  پله ورودی خانه کعبه  و درب  قدیمی خانه کعبه  و مسجد النبی و یکی از ستونهای قدیمی قرن دوم و پنجره قدیم مقام ابراهیم  از جمله آنان است

(پلکان درب خانه خدا )

 

(در قدیمی خانه کعبه )

 

(ناودان طلا )

 

 

(یکی از ستون های  کعبه )

 

(قرآن زمان عثمان )

 

مکه هم مانند مدینه النبی  دارای مساجدی با سابقه تاریخی و  دارای روایات است مساجدی مانند مسجد جن ،مسجد شجره مکه، مسجد حمزه ، مسجد الاجابه  ،که بسیاری از آنها یا تخریب شده اند  و یا  مورد بازسازی و تغییر نام قرار گرفتن و یا در محلاتی قرار دارند که دسترسی به آنان سخت است  به همین دلیل تنها مسجدی که مورد بازدید کاروان های ایرانی ، گهگاه قرار میگیرد مسجد تنعیم است که  احرام مجدد در آن بسته میشود  این مسجد  بیرون  از منطقه حد حرم قرار گرفته و  بازسازی های بسیاری روی آن صورت گرفته است و ما برای احرام مجدد در روز دیگری عازم آن میشویم

 کلمات کلیدی : سفرنامه مکه و مدینه  - سفرنامه مکه  - سفرنامه حج - سفرنامه حج عمره - سفرنامه عمره - نمات سفر حج - نکات سفر مکه - نکات سفر مکه و مدینه -  مسجد الحرام - کعبه - بیت الله حرام - مسعی  -مطاف - حطیم - صفا و مروه - مسافت صفا و مروه - طول مسیر صفا  و  مروه - دعای طواف - دعای سعی - سفرنامه مکه و مدینه  - سفرنامه مکه  - سفرنامه حج - سفرنامه حج عمره - سفرنامه عمره - نمات سفر حج - نکات سفر مکه - نکات سفر مکه و مدینه -  مسجد الحرام - کعبه - بیت الله حرام - مسعی  -مطاف - حطیم - صفا و مروه - مسافت صفا و مروه - طول مسیر صفا  و  مروه - دعای طواف - دعای سعی -سفرنامه مکه و مدینه  - سفرنامه مکه  - سفرنامه حج - سفرنامه حج عمره - سفرنامه عمره - نمات سفر حج - نکات سفر مکه - نکات سفر مکه و مدینه -  مسجد الحرام - کعبه - بیت الله حرام - مسعی  -مطاف - حطیم - صفا و مروه - مسافت صفا و مروه - طول مسیر صفا  و  مروه - دعای طواف - دعای سعی  هتل جوهره الرشید - هتل جوهر الرشید - هتل جوهره رشید - هتل ورده مبارک - هتل موده النور- هتل مجد بلازا

 

 

[ جمعه دوم فروردین 1392 ] [ 0:18 ] [ محمد فریار ]

با توجه به اینکه بسیاری از سوالاتی که  دوستان و خوانندگان عزیز  در قسمت نظرات  سفرنامه مکه و مدینه پرسیده بودند راجع به هتل ها بود یک پست جدا برای تشریح وضعیت و موقعیت  هتل ها  جهت راهنمایی دوستانی که عازم هستند در سفرنامه گنجاندم:

هتل های مدینه همانطور که ذکر آن در  قسمت های قبل رفت  در دایره ای به شعاع ۹۰۰ متر  در اطراف حرم قرار دارند و  دورترین هتل هم  با فاصله ۱۰ دقیقه پیاده روی به حرم  می رسد ، جای نگرانی وجود ندارد  و دوری و نزدیکی هتل ها هم ربطی به درجه هتل ندارد گاهی هتل های نزدیک تر  به حرم ستاره های کمتری دارند  و بلعکس ،  هتل های بدر العوالی  مدینه و رواسی السلام  مدینه را تجربه اقامت دارم  هتل بدر العوالی دقیقا  روبروی بقیع و به فاصله  ۱۰۰ متر از مسجد النبی قرار دارد اطاق های شمالی آن دید کامل به بقیع و مسجد النبی دارند و  نهایت شانس است که در این هتل و  اطاق های شمالی ساکن شوید  هتل از لحاظ تمیزی  متوسط  است  اطاق ها نسبتا کوچک  اند ولی  امتیاز دید و  بعد بسیار عالی دارد

نمای حرم از پنجره اطاق هتل بدر العوالی:

هتل رواسی السلام تقریبا به فاصله 900 متر با حرم قرار دارد یک هتل سه ستاره و دارای 11 طبقه هست که 3 کاروان هم زمان در آن اقامت میکنند وضعیت آسانسور خوب، اطاق ها متوسط و کیفیت غذا هم توسط آشپرخانه مرکزی هست که همه هتل ها یک نوع هست ،اطاق ها وان و دستشویی فرنگی دارند تخت ها از لحاظ تمییزی متوسط هست دارای تلویزیون و یخچال است ولی دمپایی و خمیر دندان و اگر حساس هستید  بهتر است ملحفه همراه خودتان ببرید ،به سمت حرم که میروید از درب جنوب غربی یعنی درب مخالف بقیع وارد خواهید شد  رفت و آمد مداوم به حرم کمی سخت است و از بازاهای طیبه که درسمت شمال و بقیع که در سمت شرق و باب علی مخصوص خانم ها  هم که در شمال شرقی هست فاصله دارد ،در مسیر از هتل به  سمت حرم از کنار دو مسجد کوچک به نام مسجد غمامه و مسجد ابوبکر هر روز عبور خواهید کرد مسجد غمامه معروف است که حضرت رسول در ان مسجد نماز باران خوانده اند  و واژه غمامه نیز به معنای ابر هست 

هتل رواسی السلام

موقعیت باب  علی و باب عثمان که مخصوص ورودی خانم ها است  و حجره رسول الله و بقیع  ( که در جهت جنوب شرق واقع است )

 دوستانی که اسامی هتل هایشان را در اختیار دارند میتوانند  موقعیت  هتل  مدینه خودشان را  نسبت  به  موقعیت مکانی مسجد النبی در عکس زیر  پیدا کنند  عکس در  سایز کوچک قرار داده شد و برای دریافت عکس بزرگتر روی لینک زیر آن کلیک کنید

توجه داشته باشید خط سفید مقیاس نقشه است برای تخمین فاصله هتل تا مسجد النبی در تصویر کشیده شده است

 

 برای مشاهده عکس در  سایز اصلی لینک زیر را مشاهده کنید:

 

 

http://uploadtak.com/images/l649_omre1.jpg

 

 

وضعیت دکوراسیون  داخلی اکثر هتل های سه ستاره  و  چهارستاره در مدینه  تقریبا شبیه هم  هست 

 

برعکس هتل های مدینه که اطراف حرم واقع شده اند  در مکه اکثریت هتل ها با فاصله نسبتا زیاد با حرم قرار دارند  و  هر کشور  نیز  خط اتوبوس مخصوص هتل های خودش را  راه اندازی کرده است ایران ۶ خط اتوبوس دارد که هتل هایی که امسال در اجاره سازمان حج و زیارت هست را  سرویس دهی میکند  زمان حرکت اتوبوس ها هر نیم ساعت یکبار هست و در اوقات نماز  نیم ساعت قبل از نماز  اتوبوسها توقف میکنند و باید در زمان بندی  خود  این نکته را در نظر بگیرید ،به دلیل این بعد مسافت ، یک نقشه کلی برای  نشان دادن موقعیت هتل های  مکه نمیتوان  در یک  تصویر گنجاند ،

 تجریه  شخصی  من برای  هتل های ریحانه العزیزه و نسیم حیات بوده  است که بسیار مشابه هم هستند

هتل ریحانه العزیزیه هتل بهتری هست از نظر تمییزی متوسط رو به خوب هست 4کاروان همزمان در آن اقامت دارند وضعیت آسانسورها کم تعداد هست و در نتیجه  معطلی نیز  دارد هتل  در 18 طبقه و سه ستاره تاپ هست، با حرم یک ربع زمانی با اتوبوس فاصله هست و خط چهار را برای رفت و برگشت باید سوار شوید بازارهای زیادی در اطرافش هست ولی پیاده روی نسبتا زیادی دارد ،تاپ تن و باوارث و سنترپوینت و محمود سعید در دوطرف هتل به مسافت یک کیلومتر میشود دسترسی داشت

 

در عکس زیر موقعیت این دو هتل را در خیابان العزیزیه میتوانید تخمین بزنید

بازاهای مکه از لحاظ دسترسی نسبت به مدینه النبی پراکنده تر و در مسیرهای دورتری قرار گرفته اند و به غیر از خیابان عزیزیه که دسترسی آن با خط ۴ اتوبوس های زایران ایرانی که ایستگاه آنها از مسجد الحرام  تا به   هتل های ریحانه العزیزیه  و نسیم حیات می باشد  دیگر بازارهای مکه مانند  الحجاز مول و سوق الضیافه  که  از نوع فروشگاه های مارک میباشند  در مسافت هایی حدود ۸  کیلومتری حرم قرار دارند ، در نقشه زیر موقعیت مسجد الحرام ، بازاهای بزرگ مکه ،خیابان عزیزیه  و قبرستان معلاه و موزه مکه را که شرح آن در پست بعدی خوهد آمد نشان داده شده است

برای دیدن عکس بزرگتر بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://axgig.com/images/95700293529810784989.jpg

  یکی دیگر از مجتمع های چند منظوره  و  نوساز ،ابراج البیت میباشند که مجموعه از برج هایی است که مجتمع های تجاری و تفریحی و هتل ها را در خود جای داده  و دقیقا مشرف به حرم میباشند  بزگترین این برج ها برج ساعت هست که بر بالای آن با خظ درشت نوشته شده است" اهدایی ملک عبدالله بن عبد العزیز"،برای دسترسی به این ابراج کافی است  از باب ملک فهد و باب عمره  در مسجد الحرام خارج شوید  در چهار طبقه زیزین برج ساعت پاساژ تجاری دارای فروشگاه های مارک و رستوران  و فست فود هایی مانند کی اف سی   هست که به دیدنش می ارزد. هر چند خرید آنهم با ارزش پول ایران نمیتوان انجام داد.

 

کلمات کلیدی : سفرنامه مکه و مدینه  - سفرنامه مکه  - سفرنامه حج - سفرنامه حج عمره - سفرنامه عمره - نمات سفر حج - نکات سفر مکه - نکات سفر مکه و مدینه -  مسجد الحرام - کعبه - بیت الله حرام - مسعی  -مطاف - حطیم - صفا و مروه - مسافت صفا و مروه - طول مسیر صفا  و  مروه - دعای طواف - دعای سعی - سفرنامه مکه و مدینه  - سفرنامه مکه  - سفرنامه حج - سفرنامه حج عمره - سفرنامه عمره - نمات سفر حج - نکات سفر مکه - نکات سفر مکه و مدینه -  مسجد الحرام - کعبه - بیت الله حرام - مسعی  -مطاف - حطیم - صفا و مروه - مسافت صفا و مروه - طول مسیر صفا  و  مروه - دعای طواف - دعای سعی -سفرنامه مکه و مدینه  - سفرنامه مکه  - سفرنامه حج - سفرنامه حج عمره - سفرنامه عمره - نمات سفر حج - نکات سفر مکه - نکات سفر مکه و مدینه -  مسجد الحرام - کعبه - بیت الله حرام - مسعی  -مطاف - حطیم - صفا و مروه - مسافت صفا و مروه - طول مسیر صفا  و  مروه - دعای طواف - دعای سعی  هتل جوهره الرشید - هتل جوهر الرشید - هتل جوهره رشید - هتل ورده مبارک - هتل موده النور- هتل مجد بلازا

 

[ دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ] [ 22:13 ] [ محمد فریار ]

یقین می دان که اینجا مذهب عشق

ورای مذهب هفتاد واند است

جوانترهای کاروان  همان شب ، به قصد انجام اعمال عمره در لابی هتل جمع شده اند تا به اتفاق راهی مسجد الحرام شویم  ساعت ۳ صبح است و  تا نماز صبح  فرصت کافی برای انجام اعمال  هست  با اتوبوس  های  خطی مخصوص زائران  ایرانی که هر نیم ساعت  یکبار  از دم درب  هتل به سوی حرم میروند راهی میشویم (اکثر هتل ها در مکه در فاصله ای نسبتا زیاد با مسجد الحرام قرار دارند ) حدود یک ربع راه طی میشود تا صحن بیرونی مسجد الحرام نمایان میشود  چنان روشن از نور پروژکتورها است که لحظه ای چشمانم را  بر هم میگذارم تا به این تغییر نور عادت کند صحن بیرونی حرم همسطح خیابان  های اطراف است و کعبه  در  دل دره ای حاصل از کوه های اطراف  واقع بوده و امروزه از  صحن تا  محل قرار گیری کعبه ارتفاعی حدود ۲۰  پله  وجود دارد    صحن حرم به شکل یک چند ضلعی دور تا دور کعبه ساخته شده است و از هر ضلع آن یک ورودی به سمت کعبه وجود دارد که مانند مسجد النبی هر کدام از این ورودی ها یک وجه تسمیه دارد.

باب الفتح  سمتی است که پیامبر در زمان فتح مکه از آن سمت  وارد  شهر مکه شدند  ، بزرگترین ورودی مسجدالحرام باب ملک فهد نام دارد  و باب السلام که کاروان ها کمی پیشتر از این باب وارد میشدند دارای زیباترین چشم اندازهای کعبه هستند زیرا بعد از طی مسافت  در داخل رواق ها ، کعبه با تمام ابهت و زیبایی خود به یکباره در برابر چشمان  زائران خود نمایی میکند، امسال  به علت ساخت و ساز های اطراف حرم که تا چشم کار میکند چرثقیل های  سنگین  در حال کار  وجود دارد ، ورودی های حرم  از صحن بیرونی به یکدیگر راه ندارند  و  متاسفانه بیشتر اتوبوس های زائران ایرانی در سمت مسعی  ایستگاه دارند و این بدان معنی است که برا ی رسیدن به مطاف به ناچار می بایست از مسعی وارد شد و نیمی از مسیر سعی صفا و مروه را همگام با جمعیت رفت تا به ورودی در حال تعمیری رسید که به سوی کعبه میرود  .

وارد ورودی مسعی که میشویم ازدحام جمعیت در حال انجام سعی ، آنهم در  آن ساعت  از  نیمه شب  لحظه ای شوک زده ام میکند  تمام دو طرف رفت و برگشت مسعی  پر از جمعیتی است  که پشت به پشت هم حرکت میکنند دیگر مطمئن میشوم که طواف امشب  بسیار سخت خواهد بود و احتمال  گم کردن  کاروان در طواف بسیار است  خودم را آماده میکنم که  اگر در اثر فشار جمعیت از  گروه جدا شدم بتوانم باقی  دورها را به تنهایی طی کنم ، یکی از  کتاب های  ادعیه ای که  قبلا  در جلسات مقدماتی  کاروان توزیع کرده بودند  دعای طواف  بود که دارای   هفت برگ  است  و  به ازای هر دور طواف یک برگ دعا  دارد که برای نگاه داشتن شمارش دورهای طواف  بسیار مفید واقع میشود  آنرا محکم در دستم میگرم و همراه جمعیت میشوم  .

لحظه دیدار نزدیک ست.

باز من دیوانه ام ٬ مستم.

باز می لرزد ٬ دلم ٬ دستم.

باز گوئی در جهان دیگری هستم.

در اواسط مسعی مسیری باز کرده اند که به سمت  کعبه میرود   دیگر استرس  و نگرانی است که جای خودش را به  هیجان  دیدن کعبه داده است  هر قدم که بر میدارم  ضربان قلبم هم بیشتر میشود  مردم به سرعت در حال رفت و آمدند  دعا میخوانند  گاهی میدوند گاهی مبهوت ایستاده اند  همه آنقدر مشغول به خود هستند و در خود و خدای خود غرق شده اند که هیچکس ،دیگری را نمیبیند فقط گاهی که در مسیر  ویلچری قرار میگیرم   صدایی از پشت  سر بهم هشدار میدهد که کنار بروم  گوییا صور اسرافیل را دمیده اند که اینچنین  خلق را آشفته کرده است  در مسیر مواظبت میکنم که پای کسی را لگد نکنم و یا  ویلچری به پاهایم برخورد نکند  و زخم ان احرامم را باطل کند ، ناگهان  صدای الله الکبر از سوی  هم کاروانی هایم مرا به خود می آورد ،بی درنگ  به سجده میروند، به روبرویم که نگاه میکنم میبینم که گوشه ای از کعبه  نمایان شده است  دیگر صدایی نمیشنوم  تمام همهمه ها  برایم سکوت میشود زمان برایم متوقف میشود  زانوهایم تحمل نمیکند و  به سجده مینشینم  صدای گریه ای  بس  جگرسوز در کنارم میشنوم و از گریه او گریه ام میگیرد چگونه میتوان بر این خانه نِگریست و نّگریست

در پای تو افتادن شایسته دمی باشد

ترک سر خود گفتن زیبا قدمی باشد

هر کو به همه عمرش ،سودای گُلی بودست

داند که چرا بلبل دیوانه همی‌ باشد

 

 شکر میگویم که خداوند توفیق زیارت بیت الله الحرام را نصیبم کرده است سر بالا میکنم و کعبه را مینگرم  که چه با صلابت ایستاده است ، لب  از قیل و قال فروبسته و با دلها  ، بی واسطه سخن میگوید  روح را دمی تازه می دمد و جانها را  پالایش میکند ، گرداگرد او خلق  همچون کهکشان بر مرکزیت هستی در چرخش اند ،این صحن ، صحن نمایش خلقت است  اینجا بیت الله الحرام است

 البیت بیتک و العبد عبدک ،این خانه ،خانه خدا و  این بنده ،بنده خدا است ، پس اینجا جز خداوند  نمی بینی  ،سرزمین عنقا اینجا است ،کعبه همان آینه سیمرغ است که چون بر آن نگری خود را بینی و چون خود را نگری او را بینی 

چون سوی سیمرغ کردندی نگاه

بود خود سیمرغ در آن جایگاه

ور بسوی خویش کردندی نظر

بودی این سی مرغ ایشان،آن دگر

ور نظر در هر دو کردندی به هم

هردو یک سیمرغ بودی بیش و کم

در تحیر جمله سرگردان شدند

می ندانستند که این یا آن شدند

هرکه آید خویشتن بیند درو

تن و جان، هم جان وتن بیند درو

 

 

 ،اینجا  شهر زمزم و زمزمه ها است ،سرزمین امن و  آرامش ،شهر ترنم های پیامبر در خلوت شبانگاه حرا  ،  شهر ابراهیم و یادگار اسماعیل ، شهر کعبه  و قبله گاه  دل ها وجانهاست ،  اینجا محل  حقیقت یافتن وعده خداوند،  جایی که فرمود: إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ (1) وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً (2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّاباً

و تو میبینی که چگونه این مردم فوج فوج از هر گوشه عالم،  از هفتاد قوم و رنگ  در طواف   و تسبیح گوی پروردگار خویشند.

بی معطلی وارد حلقه طواف میشویم نیت  طواف میخوانیم و روحانی کاروان  در جلوی جمعیت به طواف میزند  از همان لحظه ورود  تعادلم بر هم میخورد و به خود که  میجنبم میبینم  با چند متر  فاصله  از گروه جدا  شده ام  به هر سختی شده خود را  کاروانمان میرسانم   تقریبا چند متری زودتر وارد  شده ایم تا به محل شروع طواف برسیم به علت شلوغی  و برای دیده شدن محل شروع و خاتمه دورهای طواف  یک چراغ سبز بر روبروی حجر الاسود نصب شده است که  به محض اینکه  جمعیت به خط فرضی میان سنگ و چراغ رسید میداند که اول  شروع طواف است  اینجا معمولا فشار جمعیت  زیادتر میشود  زیرا عده ای که طوافشان تمام میشود میخواهند خارج شوند و در مسیر گردش  توقف ایجاد میکنند  به اینجا که میرسم فشار جمعیت بیشتر کاروان را از هم  جدا میکند  دیگر نمیدانم  کجا هستم  آنقدر همهمه   است و از هر طرف به زبانهای مختلف  دعا های مختلف میشنوی که صدای روحانی را هم نمیتوانی تشخیص بدهی  پیش بینی ام درست در آمد و میبایست خودم به تنهایی طواف را ادامه دهم  

صدای یارب ،یارب ،دعاها و نیازها  ،دست های التماس  ، چشم  های گریان  ،صداهای لرزان  ، دل های در طیران از هر قوم و زبان ، سیاه و سفید  از هفتاد و دو ملت   میچرخند و میچرخند و  بیخود شده از خویشتن اند   و  از گردش  ایام ،اینجا  حس میکنم که با همه اجزای خلقت همگام شده ام   همنوای با فرشتگان  بیت المعمور  و همسوی کهکشانها  همه تسبیح گوی خالق و فرمانبردار  در یک جهت میگردند و این خلاف حرکت عقربه های  ساعت  است ، این شور و شوق  زبان عقلم را بند آورده است  

سرمستی ما مردم هشیار ندانند

انکار کنان شیوه این کار ندانند

آنان که بماندند پس پرده پندار

احوال سراپرده اسرار ندانند

 

 

هر کجا بوی خدا می آید

حلق بین بی سر و پا می آید

زانکه جانها همه تشنه است به وی

تشنه را بانگ سقا می آید

در فراقند و همه منتظرند

کز کجا وصل و لقا می آید

خنک آن هوش که در گوش دلش

ز آسمان بانگ صلا میآید

گوش خود را ز جفا پاک کنید

زانک بانگی ز سما میآید

 گاهی با پاهای خودم طواف میکنم و گاهی موج جمعیت مرا با خود میبرد گاهی صدای آشنا به گوشم میخورد و هموطنی در کنارم است گاهی عرب زبانی با لحجه حجازی دعا میگوید گاهی صدای گریه ای ترک زبانی را میشنوی که در میان گریه هایش با خدایش درد و دل میکند گاهی گروهی از  شرق آسیا  فشرده به هم  ،لباس های یکدیگر را محکم گرفته اند تا از هم جدا نشوند گاهی خردسالی را بر دوش پدر ، و پسری نوجوان که مادرش را بر روی ویلچر طواف می دهد

کس ندانم که در این شهر  گرفتار تو نیست

هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست

کس ندیدست تو را یک نظر اندر همه عمر

که همه عمر دعاگوی و هوادار تو نیست

 حواسم را جمع میکنم و دعای دور اول طواف را شروع میکنم ،بهترین دعاها را در خود قرآن میتوان یافت خصوصا  آیه هایی که با مطلع ربنّا آغاز میشود از بهترین دعاهایی است که گلچینی  از آنها را در گوشه ای از دفترم یادداشت کرده ام تا در هر دور طواف بخوانم

۱ـ َربَّنا اتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی‌الاخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النّار

۲- رَبَّنا اغْفرْلی وَلِوالِدَیَّ وَ لِلْموْمِنینَ یَوْمَ یَقَومُ الْحِسابُ

۳-ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفر عنا سيئاتنا و توفنا مع الابرار

۴-ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب

۵-ربنا و لاتحملنا ما لاطاقه لنا به واعف عنا و اغفرلنا و ارحمنا انت مولينا فانصرنا علي القوم الكافرين

۶-رَبَّنا لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعَد اِذْهَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً

۷-رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ اَزواجِنا وَ ذُرَّیاتِنا قُرَّهَ اَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلمُتَّقینَ اماما

 

 درمسیر طواف که پیش میروم گهگاه نگاهی بر قامت کعبه می اندازم، در عین سادگی ، ابهتی بی مثال دارد، کعبه در گنجینه شعر فارسی نگاری است سیاه پوش که خال سیه  بر لب دارد و آن خال ،سنگ حجرالاسود و لب لعل یار نیز درب خانه کعبه  است

نکته‌ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین

عقل و جان را بسته زنجیر آن گیسو ببین

فاصله میان سنگ حجر الاسود و درب خانه کعبه را در کتب مذهبی حطیم مینامند و یکی از مکان های مستجاب شدن دعا است ، به  پایان دور هفتم می رسم  و  مطاف را ترک میکنم تا در پشت مقام ابراهیم نماز طواف بگذارم به سختی  جایی پیدا میشود و نماز میگذارم و بی درنگ به سمت مسعی میروم  از کوه صفا تا به کوه مروه حدود ۴۰۰ متر  فاصله است از کوه صفا هنوز آثاری قابل مشاهده است اما کوه مروه تقریبا هم سطح با مسیر  سعی شده است کمی شیب در انتهای دو مسیر به سمت کوه های صفا و مروه وجود دارد که کمی نفس گیر است خصوصا برای آنان که با ویلچر مسیر را طی میکنند 

 

 

 

 

 تا کی شوم از عشق تو ،شوریده به هر سوی

تا کی دوم از شور تو ،دیوانه به هر کوی

صد نعره همی‌آیدم از هر بن مویی  

خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی

 صدای اذان صبح در محوطه مسجد الحرام میپیچد ،با  تنی خسته ، دور آخر سعی را تمام میکنم و برای تقصیر آماده میشوم دعایی میخوانم و کمی از موی و ناخن میزنم و  خداوند را سپاس میگویم که فرصت انجام اعمال عمره را برایم فراهم آورد، کم کم هم کاروانی هایم را   پیدا میکنم  خستگی در چهره هایشان نمایان است اما  گویی که باری از دوششان برداشته شده است سبکبالند و با همه خستگی خنده بر لبانشان است ، به یکدیگر تبریک انجام اعمال میگوییم  و به سوی مسجد میروم تا اولین نماز صبح را در مسجد الحرام و در لباس احرام  به جای آورم  .

 بر میزند ز مشرق شمع فلک زبانه

ای ساقی، صبوحی ،درده می شبانه

 

نکته ها :

۱- کیسه کفشی که قبل از سفر به کاروان ها میدهند  دارای دوبند است که مانند کوله پشتی بر روی کمر میافتد خانم ها در طواف میتوانند کیسه کفش را در پشت کمرشان بیاندازند که فاصله ای با نامحرمان حفظ شود (به شخصه اهل اينگونه توصيه ها نيستم اما در اينجا لازم است)

۲-  در طواف، آقایان همسرانشان را  جلوتر از خود حمایت کنند هیچ اشکالی ندارد که که با دست حامی همسرانتان باشید

۳- معمولا در طواف صدای روحانی شنیده نمیشود خصوصا این ایام که شلوغتر است  و بهتر است خود دعاهای خودتان را بخوانید 

۴-طواف دعای خاص و انحصاری ندارد هر چه دلتان طلب میکند به هر زبان میتوانید بخوانید

۵-به طریقی  برنامه ریزی کنید که طواف ها  به اوقات نماز برخورد نکند

۶-در سعی صفا و مروه میتوانید هر جا که خسته بودید  کمی استراحت کنید و از آب زمزم که در مسیر گذاشته اند  استفاده کنید و ادامه  دهید

۷-برای کسانی که ویلچر سوار میشوند میتوانید از خود هتل به صورت امانت دریافت کنید ،کرایه ویلچر و ویلچر ران در مسجد الحرام بالا است  و برای یک طواف و سعی حدود ۳۰۰ هزار تومان میشود

۸-بعداز تقصیر از احرام خارج میشوید و برای طواف نساء لازم نیست لباس احرام داشته باشید میتوانید در فرصت دیگری حتی تا آخر سفر هم با هر لباسی البته با در نظر گرفتن شرایط انجام دهید ، پس اگر بعد از تقصیر بسیار خسته بودید بهتر است طواف را موکول کنید به  صبح یا عصر یا شب  روز بعد

۹-در مسیر مواظب ویلچر ها باشید بسیار پیش آمده است که با پاهای زائران برخورد کنند و زخم  ایجاد کنند

۱۰-در اوقات نمازهای یومیه خانم ها نباید جلوتر از مردان در حال نماز باشند شدیدا هشدار میدهند و حتی گاهی مانع نماز خواندن میشوند برای نماز طواف این موارد را در نظر داشته باشید که  در اوقات نماز اگر هستید  جای مناسبی پیدا کنید و یا کمی صبر کنید تا بعد از نمازهای یومیه نماز طواف را بخوانید

۱۱-برای عکاسی در مسجد الحرام سخت گیری نمیکنند اما زیاد معطل نکنید

۱۲-ورودی ها و خروجی هایی که شما را به سمت هتل هایتان میبرد را حفظ کنید تا سردرگم نشوید

۱۳- برای وضو در طبقه دوم مسجد الحرام  سکوهایی هست که هم برای آب خوردن  هست و هم یک وضوع سریع میتوانید بگیرید غیر از آن باید تا محوطه بیرون و دستشویی ها سرگردان شوید

 

 

 کلمات کلیدی : سفرنامه مکه و مدینه  - سفرنامه مکه  - سفرنامه حج - سفرنامه حج عمره - سفرنامه عمره - نمات سفر حج - نکات سفر مکه - نکات سفر مکه و مدینه -  مسجد الحرام - کعبه - بیت الله حرام - مسعی  -مطاف - حطیم - صفا و مروه - مسافت صفا و مروه - طول مسیر صفا  و  مروه - دعای طواف - دعای سعی - سفرنامه مکه و مدینه  - سفرنامه مکه  - سفرنامه حج - سفرنامه حج عمره - سفرنامه عمره - نمات سفر حج - نکات سفر مکه - نکات سفر مکه و مدینه -  مسجد الحرام - کعبه - بیت الله حرام - مسعی  -مطاف - حطیم - صفا و مروه - مسافت صفا و مروه - طول مسیر صفا  و  مروه - دعای طواف - دعای سعی -سفرنامه مکه و مدینه  - سفرنامه مکه  - سفرنامه حج - سفرنامه حج عمره - سفرنامه عمره - نمات سفر حج - نکات سفر مکه - نکات سفر مکه و مدینه -  مسجد الحرام - کعبه - بیت الله حرام - مسعی  -مطاف - حطیم - صفا و مروه - مسافت صفا و مروه - طول مسیر صفا  و  مروه - دعای طواف - دعای سعی

 

[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 18:39 ] [ محمد فریار ]

بانگ رحیل از قافله، برخاست ،خیز ای ساربان

رختم بنه بر راحله ، آهنگ رحلت کن روان

روز ششم است و روز وداع با مدینه ، شاید پیش از آمدن به این دیار باور نمیکردم که  وداع با مدینه النبی چنین سخت باشد ، نمیدانم  و میدانم که چه در این خاک است که چنین گیراست گر چه از  مردمان این  شهر  نامردمی ها دیده ام ، به برکت وجود  صاحب این شهر، دلم روشن است و محبتش در دل  روشنایی آن است .

هر که شد محرم دل در حرم يار بماند

و آن که اين کار ندانست در انکار بماند

از صداي سخن عشق نديدم خوشتر

يادگاري که در اين گنبد دوّار بماند

کمتر مسافری را میتوان دید که مدتی مهمان مدینه الرسول باشد و هنگام  دل کندن دلتنگ نگردد ،دلتنگ ان آرامش و سادگی و وقار و عظمت ،و عجبا که این همه  از صفات آن حضرت است .

 سودای بهشت از سر دانا برود لیک

ممکن نبود رفتن سودای مدینه

نبود گهری در صدف بحر ارادت

پاکیزه تر از گوهر یکتای مدینه

از میم مدینه نگر اینک که چگونه

دین است مرتّب شده تا های مدینه

کالای مدینه چو بود خاک ره او

ملک دو جهان قیمت کالای مدینه

تا نماز ظهر در مدینه می مانیم و  بعد از  مراسم کوچکی در هتل  به سوی مسجد شجره  خواهیم رفت تا که قبل از اذان مغرب احرام بر تن کنیم  ، پس برای نماز ظهر و وداع به سوی مسجد النبی میروم  گویی که روز اول است که به مدینه امده ام همه چیز برایم  دوباره همانقدر تازگی پیدا کرده است  قبه الخضرا را که میبینم  باز همانند روز اول دلم میلرزد  حزن مدینه در دلم مینشیند و  وجودم را پر میکند   زائران این دیار  میدانند که مدینه حزنی دارد  عیان  که هر مسافری در اولین  روز ورود آنرا حس میکند در و دیوار این شهر  آنرا فریاد میزند  اذانش و نمازش و شب های روشن تر از روزش همه حزن انگیز است  گوییا اندوه رفتن پیامبر  چنان سنگین بوده است که هزار و چهارصد سال است این خاک  هنوز  هم عزادار است 

گویند اصل آدمی ،خاک است و خاکی میشود

کِی خاک گردد آن کسی، کو خاک این درگاه شد

 

بعذ از نماز به سوی حجره و مرقد رسول الله میروم  سلامی میفرستم و زیارت وداعی میخوانم و برای آخرین بار از باب البقیع خارج میشوم  ولی  در دلم  غوغایی بر پاست

وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من

تا چه شود به عاقبت در هوس تو حال من

ناله زیر و زار من زارترست  ز هر زمان

بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

 

 سوی بقیع میروم  تا با خاک خفتگان آن هم وداعی کنم  در خاک  خفتگانی که هم آتش سوزان خورشید حجاز را بر تن میکشند و هم از آتش جهل وهابیون سبک مغز  چنین غریبانه میسوزند و چه زیبا گفت  که:

گر چه با شمع و چراغ این آستان بیگانه است

الفتی با مهر و ماه و آسمان دارد بقیع

گر چه میتابد بر او خورشید سوزان حجاز

از پر  و بال ملائک سایبان دارد بقیع

به هتل میرسم ،مراسم مختصری دارند که مدیر هتل  برای زائران عازم مکه  فراهم کرده است عده ای لباس های احرام بر تن کرده اند و عده ای ساک کوچکی با خود آورده اند تا در مسجد شجره احرام بر تن کنند از آنجایی که در مسجد شجره شلوغ است ترجیح میدهم من هم احرام ببندم  ولی تا به مسجد نرسیم و لبیک را نگوییم محرم نخواهیم شد مدیر هتل کمی سخنرانی میکند  و  بعد  یکی از مداحان شروع به خواندن میکند غم انگیز میخواند اما شعری که انتخاب کرده است را دوست دارم

مدینه، صفا بخش جان و دلم

فراق تو مشکل ترین مشکلم

دریغا که همچون نسیم سحر

مرا زود بگذشت عمر سفر

خداحافظ ای یک جهان باغ گل

خداحافظ ای شهر ختم رسل

خداحافظ ای ناله ی بی جواب

خداحافظ ای چار قبر خراب

خداحافظ ای شهر سوز و محن

خداحافظ ای زادگاه حسن ع

خداحافظ ای مسجد قبلتین

خداحافظ ای جای پای حسین ع

خداحافظ ای بهترین سرزمین

خداحافظ ای قبر ام البنین

خداحافظ ای بیت رب جلیل

خداحافظ ای مهبط جبرئیل

خداحافظ ای درّ نایافته

که نورت به هر سینه ای تافته

خداحافظ ای اشک ها بر تو خون

خداحافظ ای کوثر نیلگون

سلام خدا بر تن و روح تو

به دست و به بازوی مجروح تو

به قبر تو بس چشم انداختم

در آغوش من بود و نشناختم

زکوی تو من با چه حالی روم

مبادا که با دست خالی روم

استادسازگار

 از زیر قرآن رد میشویم و  به سوی مسجد شجره میرویم  از خیابان های مدینه که گذر میکنیم مناره های مسجد  رسول  را میبینم  ،کم کم از آنها فاصله میگیریم  و تا جایی که ناپدید میشوند چشمم  آنها را دنبال میکند 

 ای ساربان آهسته ران کآرام جانم میرود

آن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود

محمل بدار ای ساربان ،تندی مکن با کاروان

کز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود

دیری نمیگذرد که غم وداع مدینه جایش را به شوق وصال بیت الله الحرام  میدهد  هیجان در چهره تک تک زائران عیان است و شوق ها در قلبشان  نهان  ، این اشتیاق از کجا میآید ؟ سوالی است که در مسیر در ذهنم مرور میکنم  ، این راه ،راه آسانی نیست ، به قصد تفریح  و تفرج هم  نیست مسیری است که تا طالب نباشی قدم در آن نمیگذاری پس  میدانی که به کجا میروی  و اگر نمیدانستی  اکنون نه در این راه که  جای دیگری بودی

خیال کعبه  چنان  میدواندم به نشاط

که خارهای مغیلان حریر می باشد

کسی که روی تو دیدست حال من داند

که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند

 حدود نیم ساعت زمان میبرد تا به مسجد شجره میرسیم  جایی که گویا در گذشته چشمه ای داشته و درختانی که پیامبر در زیر سایه  درختی  از درختان آن نماز گذارده و  عازم مکه  شده اند  که وجه تسمیه آن از همان درخت است  "شجره سمره "

 

 

مسجد  با معماری خاصی که دارد و من در  میان مساجد مدینه  ندیده بودم متمایز است  ورودی زیبایی دارد  و صحن مسجد مشجر است و دیوارهای مرتفعی دارد  وارد مسجد میشویم و  گرداگرد روحانی مینشینیم تا کمی  صحبت کند و  خیالش از لباس های احرام راحت شود   و پس از آن  با ذکر تلبیه  محرم شویم ، مسجد شجره حال و هوای خاصی دارد  کاروان ها گروه گروه وارد میشوند همه سفید پوش همه یک طرح همه یک  سطح  ،کمی  مینشینند  و  لبیک میگویند و محرم میشوند  ، از هر گوشه  مسجد صدای لبیک بلند است نزدیک اذان مغرب که میشود  جنب و جوش  مردم شدت بیشتری میگیرد  دیگر صدای لبیک در همه جا پیچیده  گروهی از این سوی مسجد گروهی از ان سوی  گروهی در حال رفتن  و  این جنب و جوش  لرزه بر اندام میاندازد 

اندک اندک جمع مستان میرسند

اندک اندک می پرستان می‌رسند

اندک اندک زین جهان هست و نیست

نیستان رفتند و هستان می‌رسند

 

 کاروان ما هم همنوای لبیک  میشود  لبیک اللهم لبیک ،لبیک لا شریک لک لبیک ،ان الحمده و  النعمته لک و الملک، لا شریک لک لبیک و با اتمام این جمله  وارد احرام میشویم احرام  بستن حس زیبایی دارد  به یکباره  تمام پیوندهایت  گسسته میشود از تمام وابستگی هایت  جدا میشوی  نه مقامی نه مالی نه عنوانی  نه همسری نه فرزندی  نه  حتی یک جامه لباسی  و حتی بالاتر از همه این که خودت هم برای  خودت نیستی تو مخلوق خدایی  و  هیچ ،  به یکباره هیچ میشوی ،هیچ بودی و هیچ  هم خواهی شد ،کجاست آنهمه کبکبه و دبدبه ات ، کجاست آنهمه غرور و خودخواهیت ، کجاست انهمه مال و اندوخته ات ،محشر اینجاست مرگ همین است  و واقعی تر از مرگ این نکته است  که زندگی همین است 

تو چنان فارغی و باز نیاندیشی هیچ

که اجل در  پی و عمر تو  چنین در گذر است

شد بنا گوش تو از پنبه کفن پوش و هنوز

پنبه غفلت و پندار به گوش تو در است

   تا  زنجیرها در پای توست نمتیوانی بروی ،  آنگه میروی که  رستی از نیستی و هستی ،  هست تو  و دارایی تو  ،همان بت های تو  هستند ، نگاه مکن به دو عالم از آنکه در ره دوست ، هر آنچه هست به جز دوست لات و عزی است ، هدف  از احرام  دیدن این آینه است  ،آینه سیمرغ  اینجاست  وگرنه که ، به راه بادیه گر فخر میکنی  رفتن ، میان خواجه چه فرق است و اشتران جمار؟

حج شروع است و هدف نیست به دقت  بنگر

سیر اندیشه کن از مرحله عقل به عشق

از حجاب تن خاکی نفسی بیرون شو

تا ببینی طیران دل طیاّر کجاست

 

 نماز مغرب را به جای می آوریم  در صحن مسجد جمع میشویم تا لبیک گویان به سمت مرکب و به  سوی کعبه  راهی شویم  تا مکه ۴۵۰ کیلومتر راه است و  همان مسیری را باز میگردیم  که از جده به مدینه آمده بودیم این که  شبروی این مسیر شده ایم به علت این است که نمی بایست  مرکب ،سقف دار باشد ،در ایام حج تمتع  از اتوبوس های بدون سقف  استفاده میشود ویا اگر سقف داشته باشد می بایست در شب حرکت کنند و چون در عمره همه اتوبوس ها مسقف هستند پس حرکت تمام کاوران ها شب هنگام است در طول مسیر گفتن تلبیه مستحب است  در کاروان ما زائری که صدای رسایی دارد حدود یک ربعی لبیک میخواند و باقی همنوا میشوند  چند روز قبل از روحانی کاروان پرسیده بودم  ترجمه لبیک چیست  پاسخ داد  "یعنی  خدواندا تو را  اجابت  و اطاعت میکنم که شریکی برای تونیست و همه جا ملك و محضر تو است"  ترجمه اش درست است  اما اهل قال را با اهل حال  ، تفاوت در گفتن استغفرالله و غرق بودن در  تبارک الله  احسن الخالقین  است ،مولانا اما لبیک را با زبان دیگری بیان  میکند :

خواجه مگو که من منم من نه منم نه من منم

عا شق زار او منم بی دل و یا ر او منم 

بر سر دار او منم من نه منم نه من منم

روح مرا  حیات ازو ذات مرا صفات ازو

فقر مرا ذکات از او من نه منم نه من منم

جان مرا جمالازو نفس مرا جلال ازو

عشق مرا کمال ازومن نه منم نه من منم

غرق شدم ز روح او بحر شدم ز نوح او

تا برسد فتوح او من نه منم نه من منم

 

 چند ساعتی میگذرد و وارد حومه شهر مکه میشویم تابلویی  در ابتدا نصب شده است که هشدار میدهد  ورود غیر مسلمانها به این شهر ممنوع است  سرازیری و سراشیبی ها و تونل های فروان حکایت از این دارد که این شهر در منطقه ای کوهستانی بنا شده  است  کمی که پیش میرویم تابلویی دیگر که بر آن نوشته شده است "بدایه حد الحرم  "، اعلام میکند که وارد محدوده حرم شده ایم  بیرون از حد حرم را "حِل" میگویند ، در باب  به  وجود امدن این  محدوده حکایت فراوان است  ولی آنچه مورد  اتفاق است این است که این حدود را حضرت ابرهیم و به فرمان خداوند  مشخص کرده است

 

 

بر خلاف مدینه که مناره  های مسجد النبی از دور نمایان است  مسجد الحرام  محصور است و از خیابان های اطراف دیده نمیشود ولی برج بلند ساعت را که مشرف بر مسجدالحرام  ساخته اند را میتوان تقریبا از هم جا دید و این نشان میدهد که  بیت الله حرام در کدام سو  است  زائران اندک اندک بیدار میشوند و زائر خوش صدا برای به هوش آوردن دیگران شروع به خواندن لبیک میکند، کم کم عظمت جايي كه آمده ام  را حس میکنم  ترسی وجودم را میگیرد و پای رفتنم را بی رمق میکند با خود زمزمه میکنم

ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها

ای دل چه اندیشیده​ای در عذر آن تقصیرها

زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا

 زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم

زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا

 زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد

زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا

 چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود

چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا

 

  نیمه شب است  به هتل محل استقرار میرویم و به محض ورود مورد استقبال  مدیر ایرانی هتل مکه قرار میگیریم چایی و کیکی تعارف  میکنند و  کمی توضیحات را جع به هتل و نحوه رفتن به حرم و زمان های  باز شدن رستوران و .... قرار بر این است که  آنها که توانی بر بدن دارند  همان شب  اعمال را به جای بیاورند    و  پیرتر ها  نیز  استراحتی کنند تا فردا عصر و یا صبح  که نیرویی تازه کرده باشند  به اطاق میروم چمدانها را پشت در گذاشته اند  وضویی میگیرم و  میروم  تا دیگران نیز جمع شوند و راهی  مسجد الحرام شویم

 

سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با مدینه - خداحافظ ای مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع - سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با مدینه - خداحافظ ای مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع -

 

[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 22:18 ] [ محمد فریار ]

فرصتی پیدا میشود تا سری به کوچه و بازارهای مدینه بزنم برخلاف دیگر سفرهایم که سعی بر پیاده روی در کوچه و خیابان ها و دیدن زندگی روزمره و فرهنگ عامه و سر زدن به موزه ها و کتابخانه ها و بازارهایشان دارم  در مدینه از این کار منصرف میشوم  چرا که هوا  بسیار گرم است  و از وسایل نقلیه عمومی نیز خبری نیست  نه مترو و نه اتوبوس و نه تاکسی های درست و حسابی ، به ناچار محصور میشوم در محوطه ای به شعاع یک کیلومتر در اطراف حرم ، برای دسترسی  به بازارها و مجتمع های تجاری که به اصطلاح عرب زبان ها "مول" گفته میشود و تغییر شکل داده  همان مال انگلیسی هست   باید از تنها وسیله حمل و نقل که وجود دارد یعنی تاکسی و یا ماشین های ون  ۱۲ نفره که معمولا برای خود مجتمع های تجاری  کار میکنند و مشتری ها  را از سطح شهر جمع اوری میکنند استفاده کرد، اینها به ازای هر مشتری از صاحب فروشگاه  ۵ ریال سعودی دریافت میکنند  و  بیشتر هم در ورودی هتل ها ایستاده اند و اگر زایر ایرانی به تورشان خورد با زبان فارسی میگویند "حاج آفا حاجه خــــانــــم بـــــازار" و اگر  زائر ترک  باشد با زبان ترکی و اگر عرب باشد با زبان عربی  دعوت به رفتن مجانی به بازار میکنند  مسافت هم گاهی نزدیک است و گاهی یک ربع ساعت  در راه خواهی بود  به هر حال  جوینده را یابنده است و گاهی وقت ها  جاهایی را فکر میکنی پای فارسی زبانی به آنها نرسیده است  را مملو از هموطنان میبینی و تعجب میکنی  از این همه پشتکار  و اشتهای خرید .

متاسفانه و یا خوشبختانه امسال به دلیل کاهش  شدید پول ایران کمتر میبینم که کسی  خرید زیادی کرده باشد  یک گروه از تهران در هتل ما  اقامت دارند   و تهرانی ها بسیار در خرید  شهره هستند اما  اینبار اکثرا  دست خالی هستند  و پای صحبتشان که مینشینم  میگویند  اجناس گران تر از تهران و بی کیفیت تر از کالاهای بازارهای خودمان است 

گشتی در بازارهای سمت شمالی مسجد النبی میزنم  اکثرا طلافروشی و سجاده فروشی است که علاقه ای به آنها ندارم  طلا هایشان  بسیار ضمخت و خالی از ظرافت است اما گویا عیار بالاتری دارد  بسیاری  طلاهای دست دومشان را اینجا تبدیل  به احسن میکنند اما برای افرادی که به خرید و فروش طلا وارد نیستند اکیدا توصیه میکنم سراغ این بازار نروند

یک فروشگاه  لباس های هندی پیدا میکنم و از شالهای زنانه اش خوشم میاید جنس خوبی دارد  قیمت که میپرسم میگوید ۱۵۰ هزارتومن !

تابلوی بن داوود را بر  ورودی یکی  از این پاساژها میبینم داخل میشوم تا گشتی بزنم بن داوود یکی از فروشگاهای زنجیره ای مواد غذایی و البسه و لوازم خانگی است که در تمام شهر های عربستان شعبه دارد فروشگاه رنجیره ای مشابه دیگری هم به نام النوری وجود دارد که  از لحاظ وسعت و تنوع اجناس بزرگتر از بن داوود است اما در مدینه  در دسترس نیست ولی بن  داوود درست زیر یکی از پاساژهای جنوب مسجد النبی قرار دارد وارد میشوم  و یک خمیر دندان کلوزآپ برمیدارم ، روی برچسب قیمتش نوشته ۱۶ ریال یعنی ۱۶۰۰۰تومان، به خودم لعنت میفرستم که خمیر دندانم را چرا فراموش کردم  همین مارک خمیر دندان را در ایران هفته قبل از سفر به قیمت ۸۰۰۰ تومان خریده بودم ، هنوز در تعجبم که  این تفاوت  در یک خرید کوچک  به کجا بر میگردد  تازه میفهمم که کاهش ارزش پول یک کشور به یک چهارم به چه معنی است

بیرون میروم و از یک دکه کباب ترکی  به سبک پاکستانی ، یک ساندویج  سفارش میدم  مزه اش خوب است اما به سلامت بودنش مطمئن نیستم ولی جلوی شکم را هم نتوان گرفت، ۴ ریال میگیرد و مقداری کباب ترکی را در یک نان  کوچک میپیچد که اسمش شاورما  است  شاورمای اصلی را با نان لبنانی درست میکنند و مهمترین  تمایز ان سس آن است که  در ایران شاورما فروشی ها  ساختن سس آن را بلد نیستند .

 

 

فروشگاه  اچ اند ام   روبروی  خروجی باب عثمان قرار دارد  بالاخره  بعد از این همه مغازه سجاده  و طلا فروشی یک فروشگاه مارک به چشمم میخورد  وارد  میشوم اجناسش قابل تحمل تر است  و برای کودکان میتوان خرید های  نسبتا خوبی انجام داد

وارد میدان ساعت میشوم و از دوردست یک تابلوی رنگی میبینم از یک عرب میپرسم چیست میگوید فروشگاه تاپ تن  هست ، به نظر دور  میآید ولی میروم و هر چه میروم نمیرسم بعد از یک و نیم کیلومتر پیاده روی بالاخره  فروشگاه را میبینم تاپ تن  بدین صورت است که تمام اجناسش ۱۰ ریال  عربستان است و فرقی نمیکند شلوار باشد کفش باشد و یا پیراهن، وارد  فروشگاه که میشوم از همه جا صدای هموطنان به گوشم میرسد  سلیقه ها متفاوت است عده ای میخرند  و عده ای فقط تماشا میکنند دوطبقه است طبقه اول البسه وطبقه دوم کفش و  کیف ، با پله برقی که وارد طبقه دوم میشوم بوی تند پلاستیک زیر دماغم میخورد  تحمل نمیکنم و زود بر میگردم واقعیت هیچ چیز بدرد بخوری نمیبینم برای سوغات هم ترجیح میدهم چیزی نخرم تا پلاستیک خالص  چینی برای  عزیزان  ببرم که خسر الدنیا و الاخره شوم

 

کمی بالاتر از تاپ تن فروشگاه تقریبا بزرگ دیگری هست به نام مزایا مول  که به آن هم سری میزنم اما جنسی بهتر از تاپ تن  نمیبیم البته با قیمتهای بالاتر از تاپ تن ، ایرانی  اینجا کمتر هست و نشان میدهد مورد استقبال نیست

نماز مغرب میشود و بلافاصه اعلام میکنند که مغازه را خواهند بست  کلا اینجا  اگر حواستان به وقت نماز ها نباشد  در بیرون از فروشگاها  ، آواره خیابان ها میشوید زیرا یک ربع قبل از اذان  مغازه را از مشتری ها تخلیه میکنند و  بعد از نیم ساعت مثلا نماز  مغرب، باز میشود و تا به خود بجنبی  در حالی که هنوز  نیم ساعت نگذشته باز اذان  عشا میشود و دوباره فروشگاه  را تخلیه میکنند و تا ساعت ۹  شب که نماز عصر و مغرب و عشا تمام شود کارشان همین است بنابراین بهترین زمان برای خرید  بعد از نماز عشا و قبل از نماز ظهر است  

اذان که میشود به سمت  حرم حرکت میکنم و یک ربعی طول میشکد تا به حرم میرسم ، اقامه شده است ، وارد صف میشوم  و نماز را به جماعت میخوانم

بازاهای مدینه را  حداحافظی میکنم و با دست خالی به هتل بر میگردم اما برای خواننده های  این وبلاگ  اطلاعاتی که جمع اوری کردم را خواهم نوشت

به طور کلی و در یک دید، بازاهای مدینه را میتوان به سه گروه تقسیم بندی کرد

 ۱- بازارهای حرم که در اطراف حرم متمرکزند و بیشتر از مغازه های کوچک مستقل کنار هم تشکیل شده ،فروشنده هایشان اکثرا پاکستانی و افغانی هستند و بسیار بد دهن و توصیه اکید میکنم که اصلا با آنها هم کلام نشوید. علاوه بر این فروشگاه ها  دستفروش هایی نیز هستند که در  اطراف حرم  بساط پهن میکنند که گهگاه اجناسی خصوصا برای خرید سوغات و ارزان را عرضه میکنند و در مدینه بسیار بیشتر از مکه در دسترسند.و  در مکه کمتر چشمتان به انها می افتد

۲-بازارهایی که در زبان عربی به آنها سوق گفته میشود و شامل یک سوله  و انبار بزرگ کالا هستند اکثرا در یک یا دوطبقه هستندو بیشتر اجناس آنها لباس خصوصا لباس کودکان هست و  برای خرید مناسب ترند

۳-پاساژ ها و مجتمع های تجاری که مدرنترند و مختص فروشگاه های مارک هستند که بیشتر در زبان عربی به نام مجمع التجاری خواند میشوند

و البته راننده های تاکسی به هر سه این تقسیم بندی ها مول میگویند

حال با این تقسیم بندی به شرح بازارهای موجود در مدینه میروم

 ۱- مجمع النور و مجمع الراشد و  مجمع سیتی ماکس که  در شعاع ۵ كيلومتري از حرم  هستند ، هر سه دارای دو طبقه پاساژ هستند و  مختص به  فروشگاه های مارک هست   البته بسیار گرانند  این چند فروشگاه را با تاکسی های مجانی نمیتوان رفت چرا که سرویس ندارد و باید حتما  تاکسی کرایه کنید  ( از میان این ها مجمع النور متنوع تر است )  در ضلع جنوبی مسجد النبی و خیابانی که درست روبروی قبه الخضرا و بقیع  قرار دارد ،با ۳۰۰ متر پیاده روی به فروشگاه سنتر پوینت مدینه میرسد که اجناسش کیفیت خوب و قیمت متوسط هست  سنتر پوینت در مکه  و مجمع النور نیز شعبه هایی دارد که سنتر پوینت مکه بزرگتر است و برای خرید کودکان و نوزادان اجناس متنوعی دارد

 

مجمع النور

 

الراشد

۲ -سوق القمه و  سوق العادل  که تقریبا  روبروی القمه هست و  سوق بلال  که هر سه در امتداد  خیابان قبا  واقع شده اند هر سه  یک سوله بزرگ از انواع لباسهای کودک و زنانه و مردانه  هستند و  بیشتر تاکسی های مجانی به این فروشگاه ها می برند البته در تابلوی این بازارها کلمه مجمع ذکر شده که بیشتر برای بازار گرمی است وگرنه ماهیت آنها همان سوق به زبان عربی هست

 

 

۳- سوق البدر در مسیر جاده فرودگاه و در فاصله ۷ کیلومتری از حرم هست  و چون دور است و  کوچک و اجناسش هم  مانند باقی فروشگا ها است  کمتر ایرانی ها سمت آن میروند  به طور کلی شما اگر یکی از این فروشگاهای القارات ،القمه و یا بلال با عادل را بروید  مطمئن باشید تمام فروشگاهای مدینه را رفته اید زیرا تمام اجناس این فروشگاه ها شبیه هم است و ساخت چین و یک قیمت هم هستند مانند کشور ما نیست که در یک خیابان ۱۰ نوع قیمت برای یک جنس وجود داشته باشد

 

۴- سو المنار نزدیک بازار میوه و سبزی مدینه قرار دارند  بعلاوه مجمع الساحه یا سوق الساحه  (دور است)که  مورد استقبال ايراني ها   هست ،مجمع القارات یا سوق القارات هم یک مجموعه چهار طبقه با اجناس متنوع هست که تاکسی های رایگان نیز دارد و برای دیدن و خرید لباس کودکان  و بانوان مورد توجه زائران ایرانی هست

 

دقت کنید  زیاد به تبلیغات راننده های  تاکسی های مجانی توجه نکنید و  فروشگاهایی  را  که از قبل نسبت بهش اطلاع ندارید نروید  گاهی یک تاکسی نیم ساعت میرود و شما به یک فروشگاه کوچکی مثل سوق غزه میبرد و وقتتان را تلف میکند

 

چنانچه تمایل به صرف غذا در بیرون از هتل دارید در مکه و مدینه فست فود های فراوانی هست از جمله شعبه های کی اف سی و مکدونالدز و.... ولی اکیدا توصیه میشود ار این شعبه ها خرید نکنید کیفیت فوق العاده پایینی دارند خصوصا ماکدونالدز ولی یکی از بزرگترین شعبات فست فود در عربستان با نام البیک شناخته میشود که اکثر اوقات شلوغ و مملو از جمعیت است خصوصا خود عربها را   حتی تا ساعت ۱۲ شب هم در صف خرید اغذیه مشاهده میکنید ، کیفیت خوبی دارد  و انواع غذاهای سریع و غذاهای محلی و بین المللی را در منوی خود دارد

بازارهای مکه را هم در قسمت خودش خواهم نوشت

نکات مهم برای دوستانی که در آینده عازم هستند: 

۱-دوستانی که این نوشته ها را میخوانند چنانچه راجع به بازاهای مدینه اطلاعات جدیدتری دارند لطف کنید در قسمت نظرات قرار دهند تا مطالب به روز و مفید تر واقع شود

۲-خانم ها  تنها سوار تاکسی های بازار نشوند حتما به صورت چند نفری و یا همراه با  همسرشان باشند

۳-به علت گرانی و خرید کم ایرانی ها تاکسی های بازار گاها ایرانی ها را  سوار نمیکند زیرا که مسئول فروشگاه کرایه مسافران ایرانی را حساب نمیکند

۴- با رانندگان و مغازه داران گرم گفتگو و  صحبت و شوخی  نشوید بسیار بی ادب و  گاها با تمسخر  و گاها با شوخی های سخیف جوابتان را خواهند داد

۵-در فروشگاه ها دلار را تبدیل میکنند، نرخ تبدیل هر یکصد دلار بین ۳۷۳تا ۳۷۹ ریال سعودی است  احتیاجی به تبدیل در صرافی ها ندارید و تومان ایران را هم اکثرا قبول نمیکنند

۶-هنگام خارج شدن از فروشگاه ها، تاکسی های بازار اگر در دستتان کیسه های فروشگاه را ببینند به راحتی شما را سوار میکنندو به هتل باز میگردانند ولی چنانچه دستتان خالی باشد  و خرید نکرده باشید معمولا بازی در می آورند و بسیار معطل میکنند و حتی گاها سوار نمیکنند

۷-تنوع اجناس در مدینه بالاتر از مکه هست و اکثر فروشگاه های مدینه هم  در مکه شعبه دارند ولی در مدینه در دسترس تر هستند و فرصت بیشتری هم دارید بنابراین توصیه میشود ۷۰ درصد خرید هایتان را از مدینه بگیرید

۸-بهترین  و جدیدترین منبع اطلاعات  بازارها   سایر زائران  همسفر شما هستند

 ۸- بازار های مدینه  -  مول های مدینه - فروشگاههای  مدینه - فروشگاه مدینه - بازار مدینه - پاساژ های مدینه - خرید در مدینه - بهترین  بازارهای مدینه - سوغاتی از مدینه - خرید سوغات  از مدینه - خرید در مدینه - بازار در سفر  حج عمره - سفرنامه حج عمره - سفر نامه مکه و مدینه - سفرنامه  حج عمره مفرده - شهر مدینه - نقشه بازارهای مدینه -مراکز خرید مدینه مراکر خرید در مدینه -راهنمای مراکز خرید  در میدنه راهنمای - مراکز خرید شهر مدینه - مراکز خرید  حج عمره بازار های مدینه  -  مول های مدینه - فروشگاههای  مدینه - فروشگاه مدینه - بازار مدینه - پاساژ های مدینه - خرید در مدینه - بهترین  بازارهای مدینه - سوغاتی از مدینه - خرید سوغات  از مدینه - خرید در مدینه - بازار در سفر  حج عمره - سفرنامه حج عمره - سفر نامه مکه و مدینه - سفرنامه  حج عمره مفرده - شهر مدینه - نقشه بازارهای مدینه -مراکز خرید مدینه مراکر خرید در مدینه -راهنمای مراکز خرید  در میدنه راهنمای - مراکز خرید شهر مدینه - مراکز خرید  حج عمره بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینه بازارهای مدینهبازارهای مدینه

 

[ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 ] [ 17:44 ] [ محمد فریار ]

روز سوم اقامت در مدینه از طرف سازمان حج و بعثه، که مسئول هماهنگی های کاروان های مستقر در مکه و مدینه هستند  جهت  بازدید از  مساجد و قبرستان های تاریخی  در  مدینه   و یک روز هم در مکه  و آثار تاریخی ان ،  با اتوبوس برنامه ریزی شده است

این بازدید معمولا  یک صبح تا ظهر  زمان میبرد ، گردشی در دور شهر  میزنیم  و به زیارت مساجدی که دیگر فقط  اسمی  با سابقه تاریخی از انها بر روی بناهایی که عمر ساخت آنها  کمتر از چند دهه هم نمیشود  خواهیم رفت و زیارت قبوریرا خواهین خواند که نه نشانی بر آنهاست و نه سنگی  و نه قبه ای و نه  متولی بر آنها نظارت دارد . گاهی اتوبوس  کنار یک خیابان و کنار دشتی از خاک  می ایستد و  و روحانی کاروان با دست به  نقطه ای نامعلوم اشاره میکند و میگوید این قبر فلان شخصیت صدر اسلام است یا ان قبر  شهدای فلان غزوه و فلان جنگ است  و یا اینجا مسجدی بوده است  و خراب شده است که وجه تسمیه آن این بوده  و  یا این جای خندقی بوده  که پر شده  است و ....

 باعث تاسف است که  دولت وهابی عربستان این چنین کمر به تخریب آثار تاریخی  حودش  بسته و  و یا  با بازسازی های خلاف  بر اصول نگهداری و حفاظت آثار تاریخی   این گونه تاریخ خودش را زیر سوال ببرد ،آخر اینها جز این تاریخ مگر چه دارند ؟ ،در هیج جای دنیا چنین بی عقلی هایی را  نمیتون دید ،خواهید دید که قبرستان حمزه سید الشهدا و شهدای احد را  با یک شیشه کدر  از دید  زایران مخفی  میکنند و  مساجد معروف به مساجد سبعه که بر تپه ای مشرف به خندق ساخته  شده بودند  را تخریب کرده  و یک مسجد جدید جای همگی  انها ساخته اند و قبرستان بقیع را حتی اجازه بازدید و  زیارت خواندن را  نه تنها به ایرانی  ها بلکه  به ترک ها و  دیگر کشور های  سنی مذهب که با خواندن مطالبی راجع به این قبرستان معروف  کنجکاو  به  بازدید و احتمالا قرائت زیارتنامه ای هستند را هم نمیدهند  لازم به ذکر است که در فرقه های چهارگانه  اهل تسنن زیارت و سلام بر صحابه  و خاندان رسول الله نیز وجود دارد اما نه به  غلظت شیعیان و به قولی نه  به این شوری  شور و نه به آن بی نمکی

این آش در مذهب شیعه تا به آنجا شور میشود که  در زیارت نامه  رسول الله  در روبروی مرقد  مطهر ایشان  دو خط بیشتر به ایشان اختصاص ندارد و چهار صفحه در وصف دختر ایشان  حضرت فاطمه زهرا  خوانده میشود و  مداح به سرعت میرود به صحرای کربلا   و با صدای خش دار  و گریان سعی میکند تا بتواند هر چه بیشتر گریه زایران را در آورد

گاهی میروم و  در کنار زایران دیگر کشورها قرار میگیرم  و به زیارت خواندشان گوش میدهم   یک گروه از ترکیه که زنانشان با  مانتوهای کرم بلند  و مردانشان با کارت ها  شناسایی قرمز رنگ  به سرعت شناخته میشوند  از دور  به سوی حرم میآیند  به سویشان میروم  و با آنان دمی همراه میشوم روبروی قبه الخضرا می ایستند و  راهنمایشان  اول راجع به رسول الله  و مکانی که هستند سخن میراند و بعد زیارت نامه ای بسیار زیبا و تماما در وصف رسول الله را با زبان عربی میخواند و با توجه به تسلطی که بر زبان عربی دارم کاملا متوجه معانی اش میشوم و بعد همگی گرداگرد وی می نشنینند و با صدای بسیار زیبا  سوره ای  از قرآن را تلاوت میکند و بعد به سمت قبله میشوند و  دست جمعی دعایی میخوانند و بلند میشوند و به سوی  مسجد میروند جهت نماز  و زیارت مسجد النبی

ترک ها شاید بین آن شوری  ها و آن بی نمکی  ها  حد تعادلی ایجاد کرده اند و به راستی که آشپز های خوبی هم هستند

 سوار اتوبوس میشویم و به سمت   مساجد فتح و به نام دیگر سبعه مساجد یا هفت مسجد میرویم مساجدی که در جنگ احزاب که خواندن تاریخ  شگفت انگیز آن را به همه توصیه میکنم  ،بر روی تپه ای مشرف یه خندقی که در قسمتی از بیرون از شهر مدینه جهت جلوگیری از ورود سپاه قریش کنده شده بود  قرار دارد و در حقیقت مقر فرماندهان صدر اسلام بوده است و بعد از پیروزی به عنوان مسجد استفاده میشده است.

 

البته در کتب تاریخی مختلف  نام چهار مسجد بیشتر وجود ندارد و در اصل همان چهار مسجد جزو تاریخ خندق هستند و ۳ مسجد دیگر بعدها اضافه میشوند  و به  سبعه مساجد معروف میشود ، مهمترین انها مسجد فتح است که هنوز وجود دارد  بنای آن مربوط به ۲۰۰ سال قبل است  که بر خرابه های مسجد بنا شده بود امروز در آنرا بسته اند  و وجه تسمیه آن دعای فتح و نماز خواندن حضرت رسول در این مسجد بوده است

 

 مسجد سلمان و مسجد علی بن  ابی طالب و مسجد ابوبکر ،سه مسجد دیگر ذکر شده در کتب تاریخ هستند  که  بعلاوه  ۳ مسجد دیگر، اثری از آنها وجود ندارد و یا تخریب شده اند. مسجدی نوساز جای همگی آنها ساخته شده که محل زیارت کاروان ها  است.

 

 

 

 دیدن این مسجد نوساز به جای آن همه تاریخ شگفتی ساز  نه تنها  تاریخ را از جلوی چشمانت پاک میکند بلکه خواندن نماز در آن و  تحیت مسجد را هم  زیر سوال میبرد آمده  بودم تا زمان و مکان تاریخ را با هم پیوند بزنم  اما اکنون جز یک بنای  جدید ساخته شده از بتن و فولاد در کنار کوهی که  هیچ اثری از خندق و حتی نشانه و یا تابلویی که محدوده آنرا مشخص کند  چیزی وجود ندارد ، کافی بود یکی از این بناها در کشوری مثل چین یا ترکیه و یا کشور های اروپایی  و یا حتی دبی بود آنوقت میدید که چگونه از هیچ، همه چیز میسازند  نه چون اینان که هستشان را هیچ میکنند و به راستی که عرب جاهلی هستند 

سوار اتوبوس میشویم  و چند قبرستان زا زیارت میکنیم  قبوری که اثری  جز یک بلوک  بتنی  بر آنها نیست  روحانی کاروان  توضیحی میدهد و گاهی زیارتی میخواند و میگذرد

 مسیر بعدی منطقه اُحد  است ،معروفترین کوه مدینه و تاثیر گذارترین کوهی که در صدر اسلام  در تاریخ مدینه ثبت شده است ، محل شهادت حمزه  و   تعدادی دیگر صحابه رسوال الله در جنگی موسوم به اُحد 

 در این وادی چه اسراری نهفته است

یکی از صد هزارش را نگفته است

در اینجا حمزه افتادست از پا

به راه دین حق ،آن سرو بالا

اتوبوس از میان نخلستان های مدینه عبور میکند و به منطقه احد میرسد ،  منطقه احد  و کوه معروف آن کوه احد که وجه تسمیه آن  را بدان   سبب گفته اند  که این کوه ،منفرد است و به سلسله جبال اطرافش متصل نیست 

 

غزوه احد که ۶۱ آیه در مورد ان نازل شده است  در این منطقه  روی داده  است و خون هفتاد نفر از بهترین صحابه رسول الله  از جمله حمزه  بن  عبدالمطلب  ملقب به  "اسد الله" و " سید الشهدا "  در این خاک بر زمین نشسته  و جان به افلاک برده اند ،  نام حمزه در خاطر  من با  فیلم محمد رسول الله و  بازی  بسیار زیبای انتونی کویین   تداعی میشود  مردی تنومند که  با یک کمان  زهی بر دوش و سوار  بر شتر تندروی سفید که از شکارگاه های اطراف مکه  بر میگردد و چنان ابهتی  دارد که  نگاهش و صدایش  لرزه بر اندام  میاندازد ، ضرب شمشیرش شتری را دو نیم میکند  و گویند که  پیش از هجرت  و در مکه  تا او بود کسی جرات جسارت بر رسول الله را نداشت  ، شهادتش برای رسول الله چنان سنگین بود که  او را سید الشهدا نامید و  بر جنازه اش ۷۰ بار  نماز گذارد  (روایت از ابن مسعود ) و فرمود :" نزد آنان (شهدای احد) بروید  و بر  آنان درود فرستید، تا زمانی که آسمان و زمین  بر پاست ،هیچ کس بر آنان سلام ندهد ،جز آن که پاسخش را بدهند"

مشهد حمزه در گذشته دارای قبه ای بوده است که در دوره آل سعود تخریب شده است و این تخریب هم کفایت نکرد تا آنکه بر دورتادور دیوار  این  قبرستان تاریخی دیواری شیشه ای به رنک کدر کشیدند تا دیده نشود و زیارت بر ایشان نخوانند و با این همه   بسیار دیدم که از کشور های  ترکیه و اندونزی و ایران بر پشت این دیوار بدون هیچ منظرگاهی،  ایستاده اند و زیارت میخوانند  و بر روان پاکشان درود میفرستند

 این منطقه و این غزوه منابع تاریخی و  آثار زیادی دارد که هر چند اکثر انان ویران  و یا نابود شده اند اما  چیزی از ابهت آن کم نکرده و هر سال یک شبانه روز تعدادی از مردم عربستان به یادبود  شب قبل از  غزوه که پیامبر تا صبح  در این منطقه بودند و  نماز گذارند را  نماز میگذارند و شب را سپری میکنند.

 

بعد از منطقه احد به مسجد قبا میرویم مسجدی که حس و حالی جدای از دیگر مساجد دارد و این را به محض ورود به صحن مسجد هر زائری حس خوهد کرد

مسجد قبا اولین مسجد در تاریخ اسلام است ،تابلویی  بر سر در آن نصب شده است و بر آن آیه ای از قرآن و روایتی از رسول الله قرار دارد بدین مضمون:

 آیه ۱۰۸ سوره توبه:لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ

و روایتی از پیامبر که می فرمایند  نماز در مسجد قبا برابر با  عمره است

 

 مسجد قبلتین نیز از آخرین مکان هایی است که  باکاروان به بازدید از آن  میرویم مسجدی که دوقبله دارد و جهت قبله از بیت المقدس یه سمت کعبه  تغییر میکند که شرح آن در سوره بقره آیه ۱۵۰ آمده است

 نزدیک ظهر است و به سوی هتل حرکت میکنیم  تا از آنجا برای نماز ظهر به مسجد النبی برویم  ، در زیارت دوره متوجه به این نکته میشوم که  مسجد النبی تنها جایی است که در میان آثار تاریخی و مساجد مدینه به آن رسیدگی میشود و دیگر مساجد برای عرب های وهابی فقط ارزش نماز گذاردن دارد و  جنبه های تاریخی و  روایی انها به طور کاملا مشهودی  نادیده گرفته میشود  کافی است سری به کتابفروشی ها ی اطراف مدینه بزنید و دنبال یک نقشه و یا کتاب از آثار تاریخی مدینه بگردید  مطمئن باشید جز چند کتاب محدود به قرآن و سنت نبی و سنت عمر و ابوبکر و گفتار عثمان و علی  و  صحیح بخاری و مسلم و تفاسیر انها که تمام آنها هم از فیلتر  وهابیت حاکم  گذشته است و یا چاپ دانشگاه های ال سعود است چیز دیگری نخواهید یافت .

 

 

 

[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 9:13 ] [ محمد فریار ]

صدای اذان  که از بلندگو های  مسجد النبی بلند میشود  تازه به خودم میایم که در کجا هستم   اذان مسجد النبی تن خاصی دارد و لحنی استوار و حسی بسیار زیبا در شنونده القا میکند  .این اذان از خاطره انگیزترین  اذان هایی است که در ذهن هر زائر این دیار حک میشود  مانند عطری خاص که هر وقت به مشامتان میخورد خاطراتش را هم با خود میاورد این اذان را هم بعد از این سفر هر کجا که میشنوم یاد مدینه میافتم و حس و حالش برای لحظه ای در وجودم  حس میشود  ،  اهل تسنن اذان و اقامه را با فاصله ای حدود ۱۰دقیقه در نمازهای عصر و عشا و  ۲۰ دقیقه  در نماز ظهر  میخوانند میان اذان اول و اذان دوم  شروع  میکنند به خواندن  نمازهای سنت که باور دارند ترک کردن انها  گناه است ، نماز های سنت که   اهل تسنن قبل و بعد از  نماز های پنجگانه میخوانند عبارتند از: چهار رکعت قبل از نماز ظهر و دو رکعت بعـد از آن، و دو رکعت بعد از نماز معـرب، و دو رکعت بعـد از نماز عشاء، و دو رکعت قبل از نماز صبـح 

پس اگر دیدید بلافاصله پس از اذان و بلافاصله بعد از  اتمام نماز های یومیه  شروع به خواندن  نماز میکنند بدانید طبق این سنت هست

در اکثر مواقع بلافاصله بعد از  اتمام نماز و با یک فاصله ۵ دقیقه ای  نماز میت میخوانند  که به ایرانیان توصیه میشود حتما شرکت کنند  نحوه خواندنش هم  ایستاده  بدون رکوع و سجود  است که  در اهل تسنن ۴ تکبیر دارد و شیعه ۵ تکبیر  .

در صبح ۳اذان  خواهید شنید اذان اول برای نماز شب است و یک اذان و اقامه هم برا نماز صبح میخوانند

در نماز صبح گاهی  سوره سجد دار میخوانند  و بلافاصه سجده میکنند و می ایستند و ادامه  نماز را قرائت میکنند در نظر  شیعیان این کار باعث ابطال نماز میشود و معتقد به تکرار نماز  به صورت انفرادی هستند  نکته دیگری که در نمازشان هست این است که در رکعت دوم  پیش نماز یک سوره انتخابی خودش را میخواند  و حتی تا ۲۰ آیه را گاهی تلاوت میکنند خصوصا نماز صبح که خواندن سوره  را بسیار طولانی میکنند و حتی باعث خسته شدن و گله زائران ایرانی که به این سبک عادت ندارند  میشود. خواندن نماز  جماعت در مسجد النبی و  مسجد الحرام حسی بسیار خوبی را  در خود دارد این که تو ،یکی از حلقه های این رنجیر میشوی لذت بخش است،، این که با چندین قوم و ملیت  و با زبانی مشترک یک هدف را دنبال میکنید و آن  پرستش تنها حقیقت موجود  است اطمینان و آرامش قلبی را برایتان همراه دارد.

نحوه ایستادن اهل تسنن در صفوف نماز  بسیاز قابل ستایش است اولا به این دلیل که بسیار بر یک خط بودن و  یک راستا بودن پاها  تاکید دارند  و  برای این کار پایشان را با پای نفرات کناری مماس میکنند و دوما بسیار بر پر کردن صفوف جلوتر نماز تاکید دارند  حتی گاهی که تکبیر را هم گفته و نمازش را شروع کرده  اگر صف جلویش خالی شد سریع  انرا پر میکند. و سو م این که در مساجد بسیار آرام نماز و ادعیه و زیارت میخوانند و  شما خواهید دید که گاهی  یک میلیون نفر در این مسجد هستند  اما صدای یک سرفه از ته مسجد به گوش شما میپیچد  .

دست بستن از اداب اهل تسنن است و در زن و مردشان فرق دارد مردان دست را درست روی شکم و روی ناف میبندند و زنان دستشان را بر روی سینه قفل میکنند   و این در هر چهار فرقه اهل تسنن با اختلاف جزیی همین گونه است اما فرقه ای افراطی  از اهل تسنن  به نام وهابیون با قدمت ۲۰۰ سال وجود دارد  که خاندان  آل سعود از آنان هستند و اینان  بر عربستان حکمرانی میکنند و دارای قدرت و پول  بسیاری هستند  ولی در حقیقت از دیدگاه اهل تسنن  و شیعه متفقا یک فرقه انحرافی و افراطی هستند  و عقیده به خراب کردن  قبور تا سطح خاک و  گناه بودن قرائت زیارت و  گناه بودن زیارت مساجد و دیگر  عقایدی که امروزه هر مسافر و زائری را که به عربستان سفر میکند از ترک ها و ایرانیان و اندونزی ها و مالزی ها و عرب های سنی دیگر کشور ها را ازار میدهد  اینان نحواه ایستادنشان در نماز  بدین گونه هست که پاهایشان را بیش ار عرض شانه باز میکند و دستشان را  مانند زنان بر روی سینه قفل میکنند .

در داخل مسجد ۲۱۴۰ ستون قرار دارد  که در هر چند یکی انها طاقچه مانندی ساخته شده   و قرآن ها   روی انها قرار دارد و در پای ستون هم کلمن های آب زمزم گذاشته اند که روی بعضی از انها نوشته شده "غیر مبرد " به معنای آب ولرم است برای کسانی که سرماخورده اند و باقی انان که نوشته ای ندارد اب خنک دارد

 برای وضو گرفتن  در محوطه بیرون از مسجد و در صحن ساختماهایی است که با پله برقی تا ۳ طبقه زیر زمین  میروند و هر طبقه دارای وضوخانه و دشتشویی های فرنگی و  عادی  و دوش حمام است  طبقه سوم زیرین نیز پارکینگی با ظرفیت ۴۴۴۴ خودرو وجود  دارد  از این ساختمان ها بیش از ۱۰  عدد وجود دارد 

 

 

 سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با مدینه - خداحافظ ای مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع - سفرنامه حج عمره - سفرنامه حج -سفرنامه مکه و مدینه - خاطرات سفر حج - نکات سفر حج - خاطرات عمره - خاطرات حج عمره - سفرنامه مدینه - مسجد النبی- مسجد پیامبر- وداع با  -آشنایی با مکه و مدینه بازار سفرنامه مدینه -  خداحافظ مدینه - بقیع - زیارت بقیع

 

[ چهارشنبه نهم اسفند 1391 ] [ 18:0 ] [ محمد فریار ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

محمد فریار
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :